Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    از «خلیج بیوه» تا «دی‌تی‌اف سنت‌لوئیس»: ۱۹ سریال برتر تلویزیونی سال ۲۰۲۶ تاکنون

    سینما فقط یک ساختمان نیست | درباره تخریب، فروش و تغییر کاربری سینماهای قدیمی

    فیلم‌های بزرگ سینمای ایران در چهل سالگی | ۵- طلسم (داریوش فرهنگ،  ۱۳۶۵): بر آستانه‌ی آیین

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      شرم، انفعال و اخلاق شر | نقد فیلم «بد حرف نزن»

      ۲ شهریور , ۱۴۰۵

      زنی که مثل هیچکس نیست | تحلیلی بر شخصیت حمیرا در فیلم بی داد

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      «سکوت»؛ آخرالزمان همین امروز است

      ۱۸ مرداد , ۱۴۰۵

      «اودیسه» نولان؛ گذشته‌ای که بیش از اندازه شبیه ما شده است

      ۸ مرداد , ۱۴۰۵

      سینمای هنری اروپا در اوج | گزارشی از جشنواره‌ی کن ۲۰۲۶

      ۶ خرداد , ۱۴۰۵

      مرور فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره کن: یک دور کامل

      ۴ خرداد , ۱۴۰۵

      روایتی از مقاومت در برابر فاشیسم | نگاهی به فیلم «زمین و آزادی» ساختۀ کن لوچ

      ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      می‌میرم پس هستم | نگاهی به فیلم «دو بار زیستن و سه بار مردن» ساختۀ کریم لک‌زاده

      ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

      فیلم‌های بزرگ سینمای ایران در چهل سالگی | ۵- طلسم (داریوش فرهنگ،  ۱۳۶۵): بر آستانه‌ی آیین

      ۱۰ شهریور , ۱۴۰۵

      «دختران ما»؛ اخلاق در برابر غریزه | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ مایک فان دیم

      ۳۱ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی سینما به دست کسانی می‌افتد که سینما را نمی‌شناسند |  بازخوانی «آرزوی بزرگ» خسرو شجاعی

      ۳۰ مرداد , ۱۴۰۵

      تنش مینمیال | یادداشتی بر فیلم دعوت (The Invite) به کارگردانی اولویا وایلد

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      بتر کال ساول: ایجاز و گسستِ اخلاقی از جهانِ بریکینگ بد

      ۵ شهریور , ۱۴۰۵

      برادری از معشوقۀ دیگر | یادداشتی بر مینی‌سریال نیمه‌مرد (Half Man) به کارگردانی ریچارد گد

      ۱۱ مرداد , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      آن پااندازان روزگار؛ تأملی بر سریال «بدنام»

      ۱۴ تیر , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      دمکراسی قابل صدور نیست |  نگاهی به فیلم مستند «جنگ علیه دمکراسی» جان پیلجر

      ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵

      از «خلیج بیوه» تا «دی‌تی‌اف سنت‌لوئیس»: ۱۹ سریال برتر تلویزیونی سال ۲۰۲۶ تاکنون

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۵

      سینما فقط یک ساختمان نیست | درباره تخریب، فروش و تغییر کاربری سینماهای قدیمی

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۵

      فیلم‌های بزرگ سینمای ایران در چهل سالگی | ۵- طلسم (داریوش فرهنگ،  ۱۳۶۵): بر آستانه‌ی آیین

      ۱۰ شهریور , ۱۴۰۵

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      سینما فقط یک ساختمان نیست | درباره تخریب، فروش و تغییر کاربری سینماهای قدیمی

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۵

      فیلم‌های بزرگ سینمای ایران در چهل سالگی | ۵- طلسم (داریوش فرهنگ،  ۱۳۶۵): بر آستانه‌ی آیین

      ۱۰ شهریور , ۱۴۰۵

      آغاز پوست‌اندازی اکران در عصر یوتیوب | وقتی سینما از سالن‌ها بیرون می‌آید

      ۷ شهریور , ۱۴۰۵

      بتر کال ساول: ایجاز و گسستِ اخلاقی از جهانِ بریکینگ بد

      ۵ شهریور , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • معماری

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش پایانی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش دوم

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش اول

      ۶ مرداد , ۱۴۰۵

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش پایانی

      ۲۳ تیر , ۱۴۰۵

      درامی برای تعمق: چگونه گائودی در ساگرادا فامیلیا به نور و رنگ شکل داد | بخش اول

      ۹ تیر , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵

      تحلیلی بر تروما در حکومت­‌های تمامیت­‌خواه با نگاهی به سرزمین­ گوجه­‌های سبز اثر هرتا مولر

      ۲۴ خرداد , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    Uncategorized

    از «خلیج بیوه» تا «دی‌تی‌اف سنت‌لوئیس»: ۱۹ سریال برتر تلویزیونی سال ۲۰۲۶ تاکنون

    هیو مونتگومری و کارین جیمزهیو مونتگومری و کارین جیمز۱۱ شهریور , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    از یک کمدی-ترسناک غافلگیرکننده و موفق گرفته تا یک معمای قتل متفاوت در حومه­ی شهر و فصل‌های تازه «رقبا» و «تد لاسو»، بهترین سریال‌های امسال را که همین حالا می‌توانید تماشا کنید، انتخاب کرده‌ایم.

    ۱. فوریوس (Furious)

    فوریوس (Furious)

    فرمولی آشناست: پلیسی سمج که به دنبال یک قاتل افتاده و تعقیب‌وگریزی کلاسیک میان شکارچی و شکار شکل گرفته است. اما «فوریوس» این الگو را با چرخشی هولناک و به‌طرز نگران‌کننده‌ای به‌روز زیرورو می‌کند؛ نتیجه هم به‌راحتی بهترین تریلر جنایی سال تا اینجاست. امی روسوم که بیشتر او را با سریال «بی‌شرم» می‌شناسیم، در اینجا به یکی از مهم‌ترین نقش‌های کارنامه‌اش رسیده است. او در نقش آلیس، مأمور اف‌بی‌آی، بازی‌ای شکننده و رازآلود ارائه می‌دهد؛ زنی که هم با تبعیض جنسیتی حاکم بر این نهاد دست‌وپنجه نرم می‌کند و هم با زخم‌ها و کابوس‌های رابطه‌ای آزارگرانه با یکی از همکارانش.

    قاتلی که آلیس در تعقیب اوست، با بازی خیره‌کننده لولا پتیکرو، بازیگر ایرلندی، شخصیتی متفاوت از نمونه‌های معمول قاتلان زنجیره‌ای است: زنی که زمانی قربانی قاچاق جنسی بوده و حالا از حلقه‌ای شبیه به شبکه جفری اپستین، متشکل از مردان ثروتمندی که در آزار او و بسیاری دیگر دست داشته‌اند، انتقام می‌گیرد. آنچه در تازه‌ترین سریال الیزابت مری‌ودر، خالق «دختر جدید» و «مردن برای سکس»، بیش از همه چشمگیر است، مهارت آن در تغییر لحن است؛ سریال بی‌هیچ زحمتی از کمدی سیاهی با حال‌وهوای «زن جوان نویدبخش» به درامی واقعاً هولناک و وهم‌انگیز می‌رسد. حاصل کار، فریادی خشمگین، درخشان و، اگر بتوانیم چنین تعبیری به کار ببریم، مهم در دوران پس از جنبش «می‌تو» است؛ فریادی علیه تاریک‌ترین و هولناک‌ترین لایه‌های جامعه.

    ۲. خلیج بیوه (Widow’s Bay)

    خلیج بیوه (Widow's Bay)

    حتی با حضور درخشان متیو ریس در نقش اصلی، بعید بود کسی انتظار داشته باشد این کمدی خلاقانه و آمیخته با وحشت به چنین پدیده‌ای تبدیل شود؛ اما سریال حالا به یکی از موفقیت‌های غافلگیرکننده سال بدل شده و ۱۹ نامزدی امی به دست آورده است. ریس با بازی کاملاً جدی و بدون تلاش آشکار برای خنداندن، از نقش تام لوفتیس، شهردار خلیج بیوه، کمدی می‌سازد؛ شهری قدیمی و حال‌وهوادار در جزیره‌ای در نیوانگلند که تام امیدوار است آن را به مقصدی گردشگری تبدیل کند. مشکل فقط این است که شهر یک روح شیطانی دارد؛ چیزی که تام تا وقتی چاره‌ای نداشته باشد حاضر نیست باورش کند.

    حالا می‌شود فهمید چرا سریال در ابتدا این‌قدر بی‌سروصدا از راه رسید. «خلیج بیوه» لحن کمدی-ترسناک خاص خودش را دارد و به‌راحتی در هیچ قالب کلیشه‌ای جا نمی‌شود. شوخی‌های آگاهانه‌اش با ژانر وحشت هم قرار نیست شما را از جا بپراند. با این حال، طنز سریال از کلیشه‌های آثار کلاسیک وحشت، از «آرواره‌ها» گرفته تا «درخشش»، استفاده می‌کند، بدون آنکه هرگز به یک هجو تمام‌عیار تبدیل شود. این ترکیب به‌شکل فوق‌العاده‌ای جواب داده، چون شهر پر از شخصیت‌هایی است که هم زنده و ملموس‌اند و هم کاملاً زمینی و باورپذیر.

    متیو ریس مثل ستون اصلی سریال همه این اجزا را کنار هم نگه می‌دارد و در کنار گروه بازیگرانی قرار گرفته که هماهنگی بسیار خوبی با او دارند؛ از جمله استیون روت در نقش وایک، ناخدای کشتی‌ای که تلاش می‌کند شهردار را درباره روح هشدار دهد، و کیت اوفلین در نقش پاتریشیا، دستیار عصبی و به‌شدت سخت‌گیر تام.

    ۳. رقبا (Rivals)

    رقبا (Rivals)

    بریتانیا در اکتبر سال گذشته یکی از اسطوره‌های ادبی خود را از دست داد؛ جیلی کوپر، نویسنده سرخوش رمان‌های اروتیک درباره زندگی پرزرق‌وبرق طبقات مرفه که نمونه شاخص چیزی بود که به آن «بانک‌باستر» می‌گویند. اما شاید هیچ ادای احترامی به او بهتر از فصل دوم اقتباس تلویزیونی از رمان‌هایش نباشد؛ سریالی که در سرزمین خیالی رات‌شر می‌گذرد، منطقه‌ای روستایی با حال‌وهوایی شبیه کاتس‌وولدز.

    در این شش قسمت ــ که شش قسمت بعدی نیز اواخر امسال منتشر می‌شود ــ سریال بیش از گذشته توانسته تعادل خاص آثار کوپر را پیدا کند: ترکیبی از کمدی پرهیاهو و بررسی تیزبینانه و عاطفیِ طبقه اجتماعی، روابط و پیچیدگی‌های عشق و زندگی زناشویی. از یک سو، کمدی موقعیت درخشان قسمت دوم را داریم؛ جایی که یک مهمانی شام به آشوبی تماشایی و دقیقاً طراحی‌شده تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، با لحظاتی تلخ و ویرانگر از بحران‌های زناشویی روبه‌رو هستیم که بخش مهمی از آن را کلر راشبروک رقم می‌زند. او در این فصل یکی از بهترین بازی‌های سریال را در نقش لیدی مونیکا ارائه می‌دهد؛ همسر تونی بدینگهمِ شرور که ظاهری سرد و خونسرد دارد، اما در سکوت از رنجی عمیق عذاب می‌کشد. سریال آن‌قدر با اعتمادبه‌نفس به ریتم و مسیر خودش رسیده که بعید نیست بتواند سال‌ها به همین شکل ادامه پیدا کند.

    ۴. تد لاسو (Ted Lasso)

    تد لاسو (Ted Lasso)

    بعد از سه سال دوری، آن هم در شرایطی که اصلاً معلوم نبود قرار است برگردد، «تد لاسو» دوباره از راه رسید؛ با همان گرما و طنز همیشگی. البته قسمت اول ضعیف سریال را جدی نگیرید؛ قسمتی که تد را در کانزاس‌سیتی می‌بینیم و سازندگان برای درآوردن چند خنده، زیادی زور می‌زنند. از قسمت دوم، تد دوباره به لندن برمی‌گردد تا مربی تیم جدید فوتبال زنان ریچموند شود. این تیم، درست مثل تیم مردان قدیمی تد، چیزی جز یک تیم مدعی نیست و باید از پایین‌ترین نقطه خودش را بالا بکشد؛ با این تفاوت که بازیکنان زن با مجموعه‌ای از مشکلات و تبعیض‌های جنسیتی هم روبه‌رو هستند.

    تد همچنان یکی از دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت‌های تلویزیونی است؛ آدمی ساده‌دل و بامزه که در عین حال، به شکلی عجیب و غیرمنتظره، شناخت عمیقی از طبیعت انسان دارد. جیسون سودیکیس هم که حالا کاملاً در این نقش جا افتاده، دوباره در کنار گروه آشنای بازیگران قرار گرفته است: هانا وادینگهم در نقش ربکا، جونو تمپل در نقش کیلی، برت گلدستین در نقش روی و جرمی سویفت در نقش لزلی. تانیا رینولدز هم در نقش مربی جدیدی که خشک و خونسرد حرف می‌زند، به گروه اضافه شده و حضور بسیار خوبی دارد.

    از همان زمانی که سریال در دوران همه‌گیری کرونا روی آنتن رفت، «تد لاسو» با پیام امیدوارکننده و مثبتش گره خورده است؛ پیامی که در شعار معروف تد، «باور کن»، خلاصه می‌شود. آن زمان و حالا، کمتر سریالی را می‌توان پیدا کرد که بتواند تا این اندازه امیدبخش و روحیه‌بخش باشد، بدون اینکه به نصیحت‌گویی یا شیرین‌کاری‌های بیش از حد احساساتی تبدیل شود.

    ۵. دی‌تی‌اف سنت‌لوئیس (DTF St Louis)

    دی‌تی‌اف سنت‌لوئیس (DTF St Louis)

    از دیوید لینچ گرفته تا «زنان خانه‌دار درمانده» و آثار بسیار دیگر، تاریک‌ترین لایه‌های زندگی در حومه شهرهای آمریکا بارها و بارها دستمایه روایت قرار گرفته‌اند؛ بنابراین هرکس سراغ این قلمرو برود، کار سختی برای فرار از کلیشه‌ها پیش رو دارد. به همین دلیل، موفقیت این مینی‌سریال هفت‌قسمتی اچ‌بی‌او که در شهر سنت‌لوئیس در ایالت میزوری می‌گذرد، چشمگیرتر هم به نظر می‌رسد. چون اگر نقطه شروع داستان ــ یک مثلث عشقی و یک پرونده قتل ــ چندان عجیب و تازه به نظر نرسد، آنچه سریال به‌تدریج آشکار می‌کند، نگاهی دقیق، ظریف و به‌شدت انسانی به عجیب‌وغریب بودن آدم‌هایی است که در نگاه اول کاملاً معمولی به نظر می‌رسند.

    برای اشاره به جمله‌ای که در واقع می‌توان آن را عصاره و تز اصلی سریال دانست: «هیچ‌کس عادی نیست؛ فقط از آن طرف خیابان این‌طور به نظر می‌رسد.» دیوید هاربر، ستاره «چیزهای عجیب»، نیز در نقش فلوید اسمرنیچ یکی از آن بازی‌هایی را ارائه می‌دهد که مسیر یک اثر را تغییر می‌دهد. فلوید شوهری چاق، خیانت‌دیده و گرفتار بدهی است، اما با وجود همه این مشکلات، نگاه صادقانه و گشوده‌اش به زندگی الهام‌بخش است.

    در واقع، تمام بازیگران اصلی در اوج توانایی خود ظاهر شده‌اند. لیندا کاردلینی در نقش کارول، همسر فلوید، تصویری تلخ و تأثیرگذار از سرخوردگی طبقه متوسط ارائه می‌دهد. حتی جیسون بیتمن در نقش گزارشگر هواشناسی خوش‌برخورد و بیش‌ازحد آرام سریال، لایه‌هایی پنهان و عجیب از شخصیتش را آشکار می‌کند. طنز ابزورد، روابط خانوادگی و اجتماعی ازهم‌گسیخته و موسیقی فضاساز سریال شاید بیش از همه «زیبایی آمریکایی» را به یاد بیاورد؛ همان شاهکار درباره حومه شهر که برنده اسکار شد. با این حال، فیلمنامه و شخصیت‌پردازی «دی‌تی‌اف سنت‌لوئیس» به‌مراتب پیچیده‌تر و پخته‌تر است.

    ۶. خواهر دیگر بنت (The Other Bennet Sister)

    خواهر دیگر بنت (The Other Bennet Sister)

    در میان انبوه سریال‌ها، فیلم‌ها و رمان‌هایی که از آثار جین آستن الهام گرفته‌اند ــ صنعتی که خودش به‌تنهایی یک صنعت کامل است ــ کمتر اثری به اندازه «خواهر دیگر بنت» دلنشین از کار درآمده است. الا بروکولری در نقش مری بنت، خواهر اهل مطالعه و کتاب‌خوانِ خانواده در «غرور و تعصب»، بسیار دوست‌داشتنی ظاهر شده؛ دختری که همیشه زیر سایه خواهر و برادرهایش قرار گرفته است.

    سریال به روح آثار آستن وفادار می‌ماند: گرمای روابط خانوادگی، مهمانی‌ها و رقص‌ها، عشقی که باید برای به دست آوردنش جنگید و، بیش از همه، نگاه طعنه‌آمیز و نیش‌دار به حماقت‌ها و پوچی‌های جامعه. با این حال، سریال موفق می‌شود برای مری ــ دختری واقع‌بین و عینکی ــ زندگی و هویتی مستقل بسازد.

    قسمت‌های ابتدایی همچنان تا حد زیادی به رمان آستن وفادارند و انتخاب ریچارد ای. گرانت برای نقش آقای بنت واقعاً هوشمندانه است. اما وقتی داستان از «غرور و تعصب» فراتر می‌رود، مری راهی لندن می‌شود تا نزد عمه و دایی‌اش زندگی کند؛ جایی که با دو خواستگار روبه‌رو می‌شود و سرانجامی کاملاً آستنی در انتظارش است. ایندیرا وارما در نقش عمه باهوش و حامی مری، زنی شیک‌پوش و سرشار از توصیه‌های مفید، بسیار درخشان ظاهر شده است. دونال فین و لوری دیویدسن نیز نقش دو مرد متفاوتی را بازی می‌کنند که مری دل به آنها می‌بازد. سریال سرزنده و رنگارنگ است و از آن حس معذب‌کننده‌ای که معمولاً در تلاش برای پر کردن جاهای خالی آثار آستن به وجود می‌آید، خبری نیست.

    ۷. مارگو به پول نیاز دارد (Margot’s Got Money Troubles)

    مارگو به پول نیاز دارد (Margot's Got Money Troubles)

    چند بازیگر درجه‌یک در این کمدی-درام نامتعارف به‌خوبی می‌درخشند. ال فانینگ در نقش مارگو، همدلی‌برانگیز ظاهر شده است؛ زنی که رابطه‌اش با استاد متأهل دانشگاه باعث شده حالا به‌عنوان یک مادر تنها، حتی از پس هزینه مهدکودک هم برنیاید. اما مارگو می‌تواند از خانه و با فعالیت در اونلی‌فنز پول دربیاورد. میشل فایفر یک بار دیگر نشان می‌دهد که در کمدی چه‌قدر توانمند است. او در نقش شاین، مادر مارگو، ظاهر می‌شود؛ پیشخدمت سابق رستوران هوترز که مصمم است با یک کشیش خوش‌قلب و درستکار ازدواج کند؛ نقشی که گرگ کینیر بازی می‌کند.

    نیک آفرمن نیز به شخصیت جینکس عمق و ظرافت می‌بخشد؛ پدر مارگو، کشتی‌گیر سابق و معتادی که در مسیر ترک اعتیاد است و در نهایت به پرستار تمام‌وقت دخترش و مشاور او در ساخت ویدئوهای پرزرق‌وبرقش تبدیل می‌شود. نیکول کیدمن هم حتی در سریال ظاهر می‌شود؛ در نقش یک کشتی‌گیر سابق که حالا وکیل شده است. سریال در پرداختن به مسائل جنسی، واقع‌گرایانه و بدون قضاوت است و در برخورد با نابسامانی‌های خانوادگی نیز نگاهی صریح و در عین حال بامزه دارد. «مارگو به پول نیاز دارد» شاید درباره مشکلات مالی و سایت‌های مخصوص بزرگسالان باشد، اما در نهایت اثری به‌شدت گرم و دلنشین از آب درآمده است.

    ۸. بیشترین لذت، تضمین‌شده (Maximum Pleasure Guaranteed)

    بیشترین لذت، تضمین‌شده (Maximum Pleasure Guaranteed)

    تاتیانا ماسلانی با بازی خیره‌کننده‌اش در سریال علمی-تخیلی «یتیم سیاه» به شهرت رسید؛ جایی که ۱۷ نسخه متفاوت از یک کلون را بازی کرد و با مهارتی کم‌نظیر هرکدام را از دیگری متمایز ساخت. با این حال، بعد از آن موفقیت، مدت‌ها نتوانست نقشی پیدا کند که شایستگی و توانایی‌هایش را به‌خوبی به نمایش بگذارد؛ تا حالا.

    در این تریلر خوش‌ساخت و هاکس‌وار، ماسلانی نقش زنی مطلقه و مادر تنها را بازی می‌کند که در جلساتش با یک کارگر جنسی آنلاین کمی آرامش پیدا می‌کند؛ اما این مرد ناگهان به قتل می‌رسد. از اینجا داستان وارد مسیری می‌شود که طی آن، قهرمان زن هم به مظنون اصلی تبدیل می‌شود و هم هدف آدم‌های واقعاً خطرناک و شرور.

    با این حال، فراتر از تعلیق و پیچش‌های داستانی، هسته اصلی سریال پرتره‌ای جذاب از زنی است که به آخر خط رسیده، اما در همین مسیر ویرانگر، خودش را دوباره پیدا می‌کند. این بخش از داستان را حضور قدرتمند ماسلانی به شکلی فوق‌العاده پیش می‌برد؛ ترکیبی از سرسختی و آسیب‌پذیری که شخصیت او را هم جذاب و هم باورپذیر می‌کند.

    ۹. آلیس و استیو (Alice and Steve)

    آلیس و استیو (Alice and Steve)

    دوستی و انتقام در این کمدی بامزه و نیش‌دار، با رگه‌هایی جدی و دراماتیک، به شکلی عجیب به هم گره می‌خورند. نیکولا واکر و جماین کلمنت، که هرکدام به‌تنهایی بازیگرانی باحال‌وهوای خاص و کمی گزنده‌اند، در نقش شخصیت‌های اصلی سریال زوجی فوق‌العاده ساخته‌اند. آلیس و استیو ۳۰ سال است بهترین دوستان یکدیگرند؛ تا اینکه استیو با دختر ۲۶ساله آلیس وارد رابطه می‌شود. البته برای رعایت انصاف باید گفت این دختر بوده که قدم اول را برداشته است.

    وقتی آلیس با خشم تلاش می‌کند این رابطه را به هم بزند و حتی با خرابکاری، کار استیو به‌عنوان آرایشگر مو را به خطر می‌اندازد، استیو هم مقابله‌به‌مثل می‌کند و شوخی‌ها و خرابکاری‌های عجیب و غریب و ویرانگر این دو، لحظه‌به‌لحظه از کنترل خارج می‌شود. قسمت پایانی غیرقابل‌پیش‌بینی سریال احتمالاً واکنش‌های متفاوتی برمی‌انگیزد. دست‌کم من برای یک لحظه هم نتوانستم آن را باور کنم، اما این مسئله چیزی از لذت تماشای واکر و کلمنت کم نمی‌کند. آنها در سراسر این سریال تازه و پرانرژی، تعادل فوق‌العاده‌ای میان احساسات واقعی و رفتارهای کمیک و دیوانه‌وار برقرار می‌کنند؛ در حالی که درگیر این پرسش‌اند که عشق، دوستی و حسادت واقعاً چه معنایی دارند.

    ۱۰. صنعت (Industry)

    صنعت (Industry)

    این درام مشترک بی‌بی‌سی و اچ‌بی‌او از زمان آغازش در سال ۲۰۲۰ مسیر بسیار طولانی‌ای را طی کرده است. سریال در ابتدا درامی فشرده و خفقان‌آور درباره فارغ‌التحصیلان جوانی بود که تلاش می‌کردند در دنیای بی‌رحم بانکداری لندن جایی برای خودشان پیدا کنند؛ اما حالا در فصل چهارم، شخصیت‌های جوان داستان خودشان به مهره‌های قدرتمند این بازی تبدیل شده‌اند و دامنه روایت نیز گسترش پیدا کرده تا دنیای رسانه، سیاست و اشراف زمین‌دار بریتانیا را هم دربر بگیرد. این جاه‌طلبی تازه از نظر مضمونی قابل تحسین است و سریال را به چیزی شبیه یک درام سیاسی درباره وضعیت امروز غرب تبدیل کرده؛ البته با نگاهی به‌شدت بدبینانه. با این حال، آنچه همچنان بیش از هر چیز چشمگیر است، تیزی و دقت فیلمنامه و کیفیت بازی‌هاست.

    مایالا و ماریسا آبلا در نقش هارپر و یاسمین، دو دوست و رقیب که رابطه‌ای پیچیده و پرتنش دارند، همچنان ستون اصلی سریال‌اند و با جذابیتی سرد و مرموز آن را پیش می‌برند. کیت هرینگتون هم احتمالاً هیچ‌وقت بهتر از این نبوده است؛ در نقش سر هنری ماک، سیاستمدار شکست‌خورده‌ای که از نظر روانی فروپاشیده و حالا به کارآفرینی روی آورده است.

    سازندگان اعلام کرده‌اند که سریال با یک فصل نهایی به پایان خواهد رسید و به نظر می‌رسد این تصمیم درستی باشد. امیدواریم پیش از آنکه پرونده سریال بسته شود، بالاخره توجهی را که شایسته‌اش است از سوی جوایز تلویزیونی دریافت کند.

    ۱۱. چطور از بلفاست به بهشت برسیم (How to Get to Heaven from Belfast)

    چطور از بلفاست به بهشت برسیم (How to Get to Heaven from Belfast)

    این کمدی بسیار دلنشین که لیزا مک‌گی، خالق «دختران دری»، ساخته، هم‌زمان یک کمدی، یک معمای جنایی و یک سفر جاده‌ای در ایرلند و فراتر از آن است. اما در قلب خود، مثل دیگر آثار مک‌گی، داستانی درباره دوستی میان زنان است؛ حتی وقتی این دوستان هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند.

    باور می‌کنیم که سه قهرمان زنِ نزدیک به چهل سال، با وجود اینکه مسیر زندگی‌شان کاملاً از هم جدا شده، همچنان بعد از ۲۰ سال دوست‌های صمیمی باقی مانده‌اند. رابین مادر سه‌فرزند است که ظاهری مرتب و زندگی‌ای به‌ظاهر سر و سامان‌یافته دارد، اما از فشارهای زندگی به ستوه آمده است. سیرشا نویسنده‌ای موفق در تلویزیون است که مشخصاً نامزد مردی اشتباه شده و دارا، زنی دست‌وپاچلفتی و معذب، از مادرش مراقبت می‌کند و هنوز در سوگ رابطه‌ای شکست‌خورده با زنی است که عشق واقعی زندگی‌اش بوده است.

    سریال آن‌قدر گسترده است که می‌تواند به روابط میان این سه نفر، با همه تنش‌ها و دلخوری‌هایشان، بپردازد؛ در عین حال، هر قسمت پرشتاب و پرتعلیق، داستانی را پیش می‌برد که هر لحظه عجیب‌تر و خنده‌دارتر می‌شود. ماجرا از پیدا شدن جسد اشتباه در یک تابوت شروع می‌شود و کم‌کم به جاسوسی و آدم‌ربایی می‌رسد؛ در این میان، چند ماجرای عاشقانه هم شکل می‌گیرد. صدای منحصربه‌فرد لیزا مک‌گی در تمام سریال به گوش می‌رسد: دیالوگ‌هایی خشک و بامزه که با مهارت اجرا می‌شوند، در کنار طنزی دیوانه‌وار و ماجراهایی که مدام از کنترل خارج می‌شوند.

    ۱۲. زیبایی (The Beauty)

    زیبایی (The Beauty)

    به نظر می‌رسد رایان مورفی، تهیه‌کننده بسیار پرکار، هر روز پرکارتر از قبل می‌شود؛ اما کنترل کیفیت آثارش همیشه به همان اندازه خوب پیش نمی‌رود. نمونه‌اش هم درام حقوقی سال گذشته، «همه‌چیز منصفانه است»، که تقریباً همه منتقدان از آن انتقاد کردند. با این حال، مورفی در سال ۲۰۲۶ تا اینجا کارنامه بسیار موفقی داشته است. «داستان عشق»، درباره رابطه تراژیک و کوتاه‌عمر جان اف. کندی جونیور و کارولین بسِت، به یکی از سریال‌های بحث‌برانگیز و پرگفت‌وگوی سال تبدیل شد، هرچند به دلیل بی‌دقتی در پایبندی به واقعیت‌های تاریخی هم انتقادهای زیادی به آن وارد شد.

    اما «زیبایی»، یک اثر وحشت بدنی، موفقیتی بسیار بی‌حرف‌وحدیث‌تر بوده است. این سریال که بر اساس یک کمیک­بوک ساخته شده، عصر امروزِ گرفتار وسواس زیبایی و ظاهر را به سخره می‌گیرد. داستان درباره دارویی شگفت‌انگیز است که باعث می‌شود آدم‌ها واقعاً به نسخه‌ای زیباتر و جذاب‌تر از خودشان تبدیل شوند؛ البته با یک عارضه جانبی نه‌چندان دلپذیر: ممکن است در مقطعی بدنشان منفجر شود.

    «زیبایی» مثل فیلم «ماده»، که شباهت‌های مضمونی و فکری زیادی با آن دارد، چندان اهل ظرافت و کنایه نیست. اما اساساً قرار هم نیست چنین باشد. سریال با انرژی سرکش، طنز بی‌پروا و بازی‌های خوب بازیگرانی مثل ایوان پیترز، ربکا هال، اشتون کوچر و ایزابلا روسلینی، شما را در طول هر ۱۰ قسمت با خودش همراه می‌کند. تازه، سریال با یک پایان‌بندی بسیار خوب و پرتعلیق تمام می‌شود که تقریباً نشان می‌دهد فصل دوم حتماً در راه خواهد بود.

    ۱۳. مدیر شب (The Night Manager)

    مدیر شب (The Night Manager)

    سریال‌های زیادی نیستند که آن‌قدر خوب باشند که بتوانند با خیال راحت ۱۰ سال بین دو فصل فاصله بیندازند؛ اما این درام جاسوسی یکی از استثناهای هیجان‌انگیز است. تام هیدلستون بار دیگر در نقش جاناتان پاین ظاهر شده؛ این بار مأمور ام‌آی۵ است، مردی به‌شدت منضبط و عصبی که با وجود این، همچنان جذابیتی تمام‌نشدنی دارد.

    فصل اول تمام خط داستانی رمان هم‌نام جان لوکاره را روایت کرده بود، اما دیوید فار، نویسنده سریال، در فصل جدید به‌خوبی از روح و حال‌وهوای آثار لوکاره الهام گرفته و داستان تازه‌ای ساخته است؛ داستانی درباره قاچاق اسلحه و دسیسه‌های سیاسی در کلمبیا که پای فساد در خود ام‌آی۵ را هم به میان می‌کشد.

    دیه‌گو کالوا در نقش شخصیت شرور جدید، تد دوسانتوس، یک دلال اسلحه، بازی‌ای خیره‌کننده و ستاره‌ساز ارائه می‌دهد. صحنه‌های پرحرارت سریال به کشش و جذابیتی میان تد و جاناتان اشاره می‌کنند، داستان از خانه‌های مجلل تا دل جنگل‌های استوایی سفر می‌کند و حتی غافلگیری خوشایندی درباره سرنوشت شخصیت ریچارد روپر، با بازی هیو لوری، در آستین دارد؛ همان شخصیتی که از او با عنوان «بدترین مرد دنیا» یاد می‌شود. سریال همچنان به ریشه‌هایش وفادار است و همه چیزهایی را که از یک داستان جاسوسی درجه‌یک انتظار داریم در خود دارد: خطر، تعلیق، تنش و زرق‌وبرق.

    ۱۴. سالار مگس‌ها (Lord of the Flies)

    سالار مگس‌ها (Lord of the Flies)

    بعد از اینکه جک تورن با درام «نوجوانی» به موفقیتی جهانی و عظیم در نتفلیکس رسید، شاید دنبال کردن آن با اثری دیگر درباره پسرانی که دست به خشونت می‌زنند، تصمیمی پرریسک به نظر برسد. با این حال، اقتباس او از تمثیل مشهور ویلیام گلدینگ درباره گروهی از دانش‌آموزان که در جزیره‌ای متروک گرفتار می‌شوند، یک موفقیت تمام‌عیار است.

    سریال با وجود حفظ دوره تاریخی رمان، بازروایتی تازه و خلاقانه ارائه می‌دهد. یکی از هوشمندانه‌ترین تصمیم‌های سازندگان این بوده که هر یک از چهار قسمت را از زاویه دید شخصیتی متفاوت روایت کنند؛ روشی که تجربه‌ای بسیار درگیرکننده به وجود می‌آورد و تصاویر خفه‌کننده، بیش‌ازحد اشباع‌شده و ناخوشایند سریال و موسیقی ناآرام و نامتعارف کریستوبال تاپیا دِ وِئر، آهنگساز «کاخ سفید نیلوفر آبی»، این حس را شدیدتر می‌کنند.

    حاصل کار، هم یک تریلر پرتنش است و هم کاوشی هولناک در سویه تاریک طبیعت انسان. گروه بازیگران کودک نیز تقریباً بدون استثنا عالی‌اند؛ به‌خصوص بهتر است نام دیوید مک‌کنا را به خاطر بسپارید که نقش پیگی، شخصیت محکوم به فنا، را بازی می‌کند. احتمالاً در سال‌های آینده بیشتر از او خواهیم شنید.

    ۱۵. شوالیه‌ای از هفت اقلیم (A Knight of the Seven Kingdoms)

    شوالیه‌ای از هفت اقلیم (A Knight of the Seven Kingdoms)

    این سریال مستقل و سرزنده، اگرچه پیش‌درآمدی بر «بازی تاج‌وتخت» است و در همان دنیای آشنای جرج آر. آر. مارتین می‌گذرد، با شوخ‌طبعی و سبکی دلنشینش کاملاً از مجموعه اصلی فاصله می‌گیرد. اینجا خبری از دسیسه‌های بی‌رحمانه دربار نیست، چون قهرمان داستان، سِر دانکن (پیتر کلافی)، شخصیتی به‌شدت دوست‌داشتنی است: شوالیه‌ای فقیر، بلندقد و کم‌مرتبه که حتی ممکن است واقعاً شوالیه هم نباشد، چون ماجرای شوالیه‌شدنش چندان قابل اعتماد نیست.

    همراه و ملازم باهوش او حتی دوست‌داشتنی‌تر است؛ پسربچه‌ای ریزنقش و طعنه‌زن که همه او را با نام «اِگ» می‌شناسند و دکستر سول انسل با شیرینی خاصی نقشش را بازی می‌کند. در یک تورنمنت شوالیه‌گری، صحنه‌های رنگارنگ و پرتحرکی به سبک قرون وسطایی می‌بینیم، اما اینجا در اصل شخصیت‌ها هستند که اهمیت دارند. دنیل اینگز در نقش سِر لایونل براتیون، شوالیه‌ای سرخوش و اهل باده‌گساری، تقریباً از شدت شور و انرژی می‌درخشد.

    در ادامه مشخص می‌شود یکی از شخصیت‌های اصلی به یکی از خاندان‌های سلطنتی متعدد «بازی تاج‌وتخت» ارتباط دارد؛ اما حتی با وجود این پیوند، تماشای سریالی از دنیای «بازی تاج‌وتخت» که برای فهمیدنش لازم نباشد شجره‌نامه خاندان‌های سلطنتی را از بر باشید، واقعاً لذت‌بخش است.

    ۱۶. بازگشت (The Comeback)

    بازگشت (The Comeback)

    مستند-داستانیِ لیزا کودرو درباره یک بازیگر سریال‌های کمدی به نام والری چریش، زنی که حاضر نیست به این راحتی‌ها از صحنه کنار برود و برای حفظ جایگاهش دست‌وپا می‌زند، مسیر جالب و عجیبی را طی کرده است. سریال ابتدا در سال ۲۰۰۵، تنها پس از یک فصل، لغو شد؛ اما بعدتر به اثری کالت تبدیل شد و طرفداران پروپاقرص خودش را پیدا کرد. از آن زمان، هر ۱۰ سال یک‌بار بازمی‌گردد تا وضعیت سینما، تلویزیون و فرهنگ عامه را با نگاهی تند، گزنده و فوق‌العاده خنده‌دار به تصویر بکشد.

    فصل سوم این بار سراغ بحران روزافزون هوش مصنوعی در هالیوود رفته است. والری برای بازی در یک کمدی چنددوربینه جدید که فیلمنامه‌اش را یک ماشین نوشته، قرارداد می‌بندد؛ چون نگرانی‌هایش درباره هوش مصنوعی در برابر نیازش به حفظ حرفه‌ای که دارد از دست می‌رود، رنگ می‌بازند. سریال همچنان هجوآمیز و نیش‌دار است، اما این بار در زیر طنز آن، رگه‌ای پررنگ‌تر از اندوه و حسرت هم دیده می‌شود؛ همین مسئله آن را به اثری پخته و ظریف تبدیل کرده است. با این حال، مهم‌تر از همه اینکه هنوز هم از آن کمدی‌هایی است که واقعاً شما را از خنده روده‌بر می‌کند. دیدن والری در قسمت اول، هنگام تمرین برای اجرای نمایشی در شیکاگو ــ پیچشی داستانی که از این بهتر نمی‌شود ــ صحنه‌ای است که احتمالاً مدت‌ها نمی‌توانید از ذهن بیرونش کنید.

    ۱۷. خروس (Rooster)

     خروس (Rooster)

    استیو کارل استاد تبدیل شخصیت‌هایی است که در نگاه اول بعید به نظر می‌رسد دوست‌داشتنی باشند: تبدیل به قهرمانانی آشفته، ناقص و دوست‌داشتنی. بیل لارنس، خالق مشترک «تد لاسو»، «کوچینگ» و چندین سریال دیگر، در ساخت آثاری مهارت دارد که صمیمی و عاطفی‌اند، اما هرگز به شیرین‌کاری‌های احساساتی یا غیرواقعی نمی‌افتند. این دو توانایی را در این سیتکام هوشمندانه کنار هم گذاشته‌اند؛ سریالی که از مسخره‌بازی و شوخی‌های احمقانه هم ابایی ندارد.

    ایده اصلی داستان تقریباً غیرقابل‌باور است: گرگ روسو، نویسنده رمان‌های عامه‌پسند، برای تدریس در کالجی استخدام می‌شود که اتفاقاً برای سر زدن به دخترش به آنجا رفته بود؛ دختری که استاد تاریخ هنر است و هم‌زمان درگیر یک طلاق جنجالی و علنی از یکی از همکارانش است. اما استیو کارل آن‌قدر خوب بازی می‌کند که از پس این ایده عجیب برمی‌آید. گروه بازیگران هم همین‌طور؛ از جمله دانیل ددویلر، فیل دانستر ــ بازیگر نقش جیمی در «تد لاسو» ــ و جان سی. مک‌گینلی که به‌خصوص در نقش رئیس ساده‌لوح و بسیار خبرچین کالج، فوق‌العاده بامزه است. سریال حال‌وهوایی سبک، آرام و بی‌ادعا دارد و همین هم یکی دیگر از نقاط قوتش است. در میان این همه درام سنگین و سیتکام‌هایی که زیادی تلاش می‌کنند خنده‌دار باشند اما نیستند، «خروس» واقعاً یک جواهر است.

    ۱۸. طعمه (Bait)

    طعمه (Bait)

    اگر قرار باشد از بازی بی‌پایان و خسته‌کننده حدس و گمان درباره انتخاب جیمز باند بعدی یک نکته مثبت بیرون بکشیم، همین سریال خلاقانه و به‌شدت خودآگاه است که رض احمد ساخته و خودش هم در آن بازی می‌کند. رض احمد، نامزد اسکار بریتانیایی-پاکستانی، در نقش شاه لطیف ظاهر می‌شود؛ بازیگری که زمانی ستاره‌ای در حال صعود بود، اما حالا دوران خوبی ندارد و تقریباً ورشکسته است. او برای بازی در نقش مأمور ۰۰۷ به یک تست بازیگری دعوت می‌شود.

    شاه بعد از آن عمداً کاری می‌کند که عکاسان هنگام خروجش از ساختمان از او عکس بگیرند و ناگهان خودش را وسط یک هیاهوی رسانه‌ای پیدا می‌کند؛ هیاهویی که از هر طرف به او حمله می‌کند: عده‌ای معتقدند جیمز باند باید همچنان یک مرد سفیدپوست باشد و گروهی از همکاران مسلمانش هم فکر می‌کنند با پذیرفتن چنین نقش وابسته به ساختار قدرتی، خودش را فروخته است.

    هیجان‌انگیزترین ویژگی «طعمه» این است که با سماجت از هرگونه دسته‌بندی فرار می‌کند. این سریال در شش قسمت کمتر از نیم‌ساعته، هم‌زمان یک هجویه تیزبینانه درباره صنعت سرگرمی و مسئله پیچیده «بازنمایی» است، هم یک کمدی خانوادگی دلنشین و هم یک درام روان‌شناختی درگیرکننده. و تازه همه اینها با چاشنی‌هایی از سوررئالیسم خلاقانه تکمیل می‌شود؛ از جمله صحنه‌هایی که با ظرافت، نسخه‌ای هجوآمیز از سکانس‌های اکشن فیلم‌های باند ارائه می‌دهند و حتی، باورکردنی نیست، یک سرِ جداشده خوک را در سریال می‌بینیم که پاتریک استوارت به جای آن حرف می‌زند!

    ۱۹. پیت (The Pitt)

    پیت (The Pitt)

    این سریال پزشکی جذاب، با بازی قدرتمند و همدلانه نوآ وایل در نقش دکتر رابی، به فرمولی ایده‌آل دست پیدا کرده که حالا بدون هیچ افتی آن را به فصل دوم منتقل کرده است. داستان در یک شیفت ۱۵ساعته در مرکز تروما در شهر پیتسبورگ می‌گذرد و همه‌چیز را تقریباً در زمان واقعی دنبال می‌کند. سریال اغلب با جزئیاتی تکان‌دهنده، هم خطر مرگ و زندگی را به تصویر می‌کشد و هم داستان‌های شخصی پزشکان، پرستاران و دیگر کارکنان بیمارستان را روایت می‌کند.

    حتی بیمارانی که فقط برای مدت کوتاهی تحت درمان قرار می‌گیرند، به شخصیت‌هایی زنده و به‌یادماندنی تبدیل می‌شوند، نه صرفاً پرونده‌های پزشکی؛ رویکردی که کاملاً با نگاه انسانی سریال هماهنگ است. فصل جدید در آمریکا پیش از آنکه فصل اول ماه گذشته در بریتانیا پخش شود، منتشر شد؛ اما گفتن اینکه دکتر رابی ــ مردی که پس از سال‌ها درمان بیمارانی که همیشه امکان نجاتشان وجود نداشته، نوعی اختلال استرس پس از سانحه پیدا کرده ــ این بار از همیشه مضطرب‌تر و شکننده‌تر است، اسپویل محسوب نمی‌شود.

    در میان گروه بازیگران قدرتمند، تیلور دیردن به‌خصوص می‌درخشد؛ او در نقش دکتر مل کینگ، پزشکی فوق‌العاده باهوش، حضور بسیار خوبی دارد. این سریال را نوعی بازگشت به تلویزیون اپیزودیک قدیمی دانسته‌اند، اما چیزی که بیش از همه با مخاطب امروز ارتباط برقرار می‌کند، تصویر کاملاً امروزی و بی‌واسطه‌ای است که از فشار و فرسودگی در حرفه پزشکی ارائه می‌دهد.


    منبع: بی ­بی ­سی

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیسینما فقط یک ساختمان نیست | درباره تخریب، فروش و تغییر کاربری سینماهای قدیمی
    هیو مونتگومری و کارین جیمز

    مطالب مرتبط

    بوطیقای فقدان و فانتوم هویت: تبعید و بازآفرینی فرم در رمان عقرب‌کشی، ‌نوشته‌ی شهریار مندنی‌پور

    امیرعطا جولایی

    تحلیل پارانویا در شخصیتِ دیکتاتور و توزیع و مصرف مواد روان‌گردان در بین نیروهایِ سرکوبش با نَقبی به فیلم چکیست / Chekist (1992)

    رادمان دادبه

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    amiranalayse
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    از «خلیج بیوه» تا «دی‌تی‌اف سنت‌لوئیس»: ۱۹ سریال برتر تلویزیونی سال ۲۰۲۶ تاکنون

    سینما فقط یک ساختمان نیست | درباره تخریب، فروش و تغییر کاربری سینماهای قدیمی

    فیلم‌های بزرگ سینمای ایران در چهل سالگی | ۵- طلسم (داریوش فرهنگ،  ۱۳۶۵): بر آستانه‌ی آیین

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.