Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    دنیای جنوبی گوتیکِ فاکنر در فیلم «فردا» ساخته جوزف آنتونی

    نفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان

    تصویر داریوش مهرجویی در سومین سالمرگش: تاریخ ما بی‌قراری بود…

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      دنیای جنوبی گوتیکِ فاکنر در فیلم «فردا» ساخته جوزف آنتونی

      ۲۴ مهر , ۱۴۰۵

      آمروم؛ در جست‌وجوی معنای تعلق | نگاهی به جدیدترین ساختهٔ فاتح آکین

      ۲۰ مهر , ۱۴۰۵

      باستان‌شناسی میل و خاکستر: کالبدشکافی روانکاوانه «گرادیوا» | نگاهی به فیلم «گرادیوا» (La Gradiva – 2026) اثر مارین آتلان

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      رستگاری (اِمین اَلپِر، ۲۰۲۶) و پاتک بنیادگرایی

      ۱۳ مهر , ۱۴۰۵

      «مرز»؛ از عشق تا انتقام

      ۵ مهر , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      «نیاکان عزیز، بگذارید عبور کنیم»؛ لاو دیاز و مذهب

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | «گوریا»؛ در ستایش زندگی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      «بلندی‌های بادگیر»؛ جشن رنگ و نور و زیبایی و مرگ

      ۱۷ مهر , ۱۴۰۵

      «مرز»؛ از عشق تا انتقام

      ۵ مهر , ۱۴۰۵

      هویت در مرزِ دیگری | نگاهی به «رُز»، ساختهٔ مارکوس شلاینزر

      ۴ مهر , ۱۴۰۵

      آن‌سوی پنجره؛ فاصله، مکان و جابه‌جایی در فیلم «داستان‌های موازی» اثر اصغر فرهادی

      ۲۵ شهریور , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      نفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۵

      سایلو؛ جهانی با فرهنگ ندانستن

      ۱۹ مهر , ۱۴۰۵

      بوطیقای خون، خاک و مرز: کالبدشکافی حماسه تیلور شریدان در سه‌گانه داتون‌ها

      ۷ مهر , ۱۴۰۵

      بتر کال ساول: ایجاز و گسستِ اخلاقی از جهانِ بریکینگ بد

      ۵ شهریور , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پاتریشیو گوزمن؛ روایتگر حافظۀ خونین و زخمی یک ملت

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      دنیای جنوبی گوتیکِ فاکنر در فیلم «فردا» ساخته جوزف آنتونی

      ۲۴ مهر , ۱۴۰۵

      نفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۵

      تصویر داریوش مهرجویی در سومین سالمرگش: تاریخ ما بی‌قراری بود…

      ۲۲ مهر , ۱۴۰۵

      تصویر روشنفکر ایرانی در محاصره تناقض‌ها | به بهانه سومین سالروز درگذشت داریوش مهرجویی

      ۲۲ مهر , ۱۴۰۵

      دنیای جنوبی گوتیکِ فاکنر در فیلم «فردا» ساخته جوزف آنتونی

      ۲۴ مهر , ۱۴۰۵

      نفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۵

      تصویر داریوش مهرجویی در سومین سالمرگش: تاریخ ما بی‌قراری بود…

      ۲۲ مهر , ۱۴۰۵

      تصویر روشنفکر ایرانی در محاصره تناقض‌ها | به بهانه سومین سالروز درگذشت داریوش مهرجویی

      ۲۲ مهر , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      از کجا خواندن آثار آن کارسن را شروع کنیم؟

      ۱۹ مهر , ۱۴۰۵

      یوسا که می‌نوشت؛ مواجهه‌ای با رمان سال‌های سگی یا عصر قهرمان از ماریو بارگاس یوسا

      ۱۸ مهر , ۱۴۰۵

      سیلی بی‌حکمتِ خدا؛ درباره‌ی رمان «ایوب» نوشته‌ی یوزف روت

      ۱۱ مهر , ۱۴۰۵

      هرآنچه ارجمند است و گرانمایه، به‌دست جبار دود می‌شود و به هوا می‌رود

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      کلید | داستان کوتاه از ایزاک بشویس سینگر (از مجموعه‌ی بهترین داستان‌های قرن بیستم به کوشش جان آپدایک)

      ۱۷ مهر , ۱۴۰۵

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      از کجا خواندن آثار آن کارسن را شروع کنیم؟

      ۱۹ مهر , ۱۴۰۵

      یوسا که می‌نوشت؛ مواجهه‌ای با رمان سال‌های سگی یا عصر قهرمان از ماریو بارگاس یوسا

      ۱۸ مهر , ۱۴۰۵

      کلید | داستان کوتاه از ایزاک بشویس سینگر (از مجموعه‌ی بهترین داستان‌های قرن بیستم به کوشش جان آپدایک)

      ۱۷ مهر , ۱۴۰۵

      سیلی بی‌حکمتِ خدا؛ درباره‌ی رمان «ایوب» نوشته‌ی یوزف روت

      ۱۱ مهر , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      آنیش کاپور؛ پتکی که بر سر ما فرود می‌آید

      ۱۶ مهر , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      آنیش کاپور؛ پتکی که بر سر ما فرود می‌آید

      ۱۶ مهر , ۱۴۰۵

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴
    • معماری

      امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش اول

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      معماری؛ تجربه‌ای با هفت حس

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش پایانی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش دوم

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما نقد فیلم

    دنیای جنوبی گوتیکِ فاکنر در فیلم «فردا» ساخته جوزف آنتونی

    پرویز جاهدپرویز جاهد۲۴ مهر , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    فیلم «فردا» (۱۹۷۲) ساخته جوزف آنتونی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    فیلم «فردا» (۱۹۷۲) ساخته جوزف آنتونی، اثری آرام و نامتعارف درباره تنهایی، شفقت و تداوم عشق در جهانی است که امکانی برای خوشبختی وجود ندارد. این فیلم که با اقتباس هورتون فوت از داستان کوتاه ویلیام فاکنر ساخته شده، داستان جکسون فنتری، کشاورز منزوی اهل می‌سی‌سی‌پی، را روایت می‌کند؛ مردی که سارا ایوبنکس، زنی باردار را که همسر و خانواده‌اش رهایش کرده‌اند، به خانه خود پناه می‌دهد. دو انسان به حاشیه رانده‌شده برای مدتی کوتاه همخانه شده و نوعی زندگی زناشویی بین آنها شکل می گیرد تا آن‌که مرگ و تراژدی آن‌ها را از یکدیگر جدا می‌کند.

    در میان فیلم‌هایی که از آثار فاکنر اقتباس شده‌اند، فیلم «فردا» اثری نسبتاً گمنام و کمتر شاخته شده است. بیشتر اقتباس‌های سینمایی از آثار فاکنر بر تعارض‌های دراماتیک رمان‌های مهمش، از جمله «خشم و هیاهو»، «حریم»، و «تابستان گرم و طولانی» متمرکز شده‌اند و اغلب، روایت‌های پیچیده او را به ملودرام‌هایی متعارف‌تر برای سینمای هالیوود تبدیل کرده‌اند. اما «فردا» بر اساس داستانی کوتاه و فشرده ساخته شده؛ داستانی که نخستین‌بار در سال ۱۹۴۰ منتشر شد. هورتون فوت پیش از نگارش فیلمنامه فیلم، این داستان را برای یک نمایش تلویزیونی نیز اقتباس کرده بود. «فردا» اکران عمومی محدودی داشت. در نتیجه، فیلم با وجود قدرت بازی‌ها و کیفیت بالای اقتباس، تا حد زیادی از نگاه عمومی دور ماند. گمنامی نسبی فیلم، به سبب ویژگی‌هایی روایی و سبکی آن بود. «فردا» برای ملودرام متعارف، بیش از حد آرام است، برای رئالیسم ساده روستایی بیش از حد ادبی به نظر می‌رسد، برای یک عاشقانه عامه‌پسند بیش از حد خویشتن‌دار است و برای تماشاگرانی که به روایت سریع عادت دارند، بیش از حد کُند و خسته کننده جلوه می‌کند. با این حال، همین محدودیت‌های ظاهری به دستاوردهای فیلم تبدیل شده‌اند.

    فیلم «فردا» (۱۹۷۲) ساخته جوزف آنتونی

    داستان‌های ویلیام فاکنر عموماً با ژرفای روان‌شناختی، زمان‌پریشی، روایت از زاویه دیدهای متعدد و آگاهی عمیق از رابطه میان رنج فردی و تاریخ جمعی شناخته می‌شوند. روایت‌های او اغلب میان گذشته و حال حرکت کرده و به این ترتیب، تاثیر خاطره، تروما، احساس گناه و تعارض‌های اجتماعیِ به‌ارث‌رسیده را در زندگی شخصیت‌ها نشان می‌دهند. فاکنر، تاریخ را مجموعه‌ای از رخدادهای پایان‌یافته نمی‌داند؛ بلکه نشان می‌دهد که گذشته همچنان در زمان حال فعال است. شگردهای مدرنیستی او، از جمله جریان سیال ذهن، راوی نامطمئن، تغییر زاویه دید و روایت غیرخطی، جهانی می‌سازند که در آن هویت فردی از خاطره و تاریخ اجتماعی جدا نیست.

    فاکنر با سنت “گوتیک جنوبی” پیوندی بسیار نزدیک دارد، هرچند آثار او این ژانر را از محدوده وحشت یا امور هولناک فراتر می‌برند. شهرستان خیالی یوکناپاتافا در آثار او به تصویری نمادین از جنوب آمریکا تبدیل می‌شود؛ منطقه‌ای که پیامدهای جنگ داخلی، نابرابری نژادی و اقتصادی، افول ساختارهای اجتماعی قدیمی و تعارض حل‌نشده میان سنت و مدرنیته را در خود دارد. شخصیت‌های فاکنر اغلب منزوی، آسیب‌دیده، وسواسی یا به حاشیه رانده‌شده‌اند. در داستان‌هایی مانند «رز برای امیلی»، عناصر گروتسک و اضطراب‌آور و پوسیدگی پنهان، واقعیت جامعه به ظاهر محترمانۀ جنوبی را آشکار می‌کنند. بنابراین، گوتیک جنوبی برای فاکنر صرفاً سبکی مبتنی بر فضاهای تاریک و ترسناک نیست؛ بلکه شیوه‌ای است برای آشکار کردن تاریخ‌های سرکوب‌شده، تنهایی و تناقض‌های اخلاقی.

    اهمیت فیلم «فردا» تا حد زیادی در این است که فضای عاطفی و بی‌پیرایه داستان اصلی فاکنر را حفظ می‌کند و آن را به یک ملودرام عاشقانه یا درام متعارف جنوبی تبدیل نمی‌کند. ساختار روایی فیلم، همانند داستان فاکنر، ساختاری دایره ای یا چرخشی (Framing Device) است. فیلم در زمان حال (دهه ۱۹۳۰ در حومه می‌سی‌سی‌پی) با یک دادگاه قتل آغاز می‌شود؛ جایی که شخصیت اصلی یعنی جکسون فن‌تری(با بازی رابرت دووال) به عنوان یکی از اعضای هیئت منصفه، با وجود تمام شواهد، سرسختانه رأی به بی‌گناهی متهم می‌دهد و باعث بن‌بست در دادگاه می‌شود.

    داگلاس، وکیل مدافع جوانِ قانل، که از این تصمیم جکسون سرسختانه تعجب کرده، شروع به تحقیق درباره گذشتۀ او می‌کند. با شروع روایت داگلاس، فیلم وارد یک فلاش‌بک طولانی می‌شود و در نهایت، دوباره به همان صحنه اول دادگاه و زمان حال بازمی‌گردد تا معنای فداکاری و سرسختی جکسون را کامل کند.

    فیلم «فردا» (۱۹۷۲) ساخته جوزف آنتونی

    چشم‌اندازهای طبیعی خالی و خشک، شخصیت‌های آسیب‌دیده، حاشیه‌نشینی اجتماعی و فضای سرشار از فقدان قریب‌الوقوع، همگی به جهان گوتیک جنوبی فاکنر تعلق دارند. با این حال، «فردا» در مقایسه با آثاری مانند «حریم» یا داستان «رز برای امیلی»، از تصاویر گروتسک و افراط‌های سبکی کمتری استفاده می‌کند. کیفیت گوتیک فیلم از خلال تنهایی، فقر، طردشدگی، بیماری و خشونتِ بی‌اعتنایی اجتماعی شکل می‌گیرد. جکسون فنتری و سارا، هیولاها یا بازماندگان طبقات اشرافی نیستند؛ آن‌ها انسان‌هایی معمولی و آسیب‌پذیرند که رنج‌شان، شکست جامعه پیرامون‌شان را آشکار می‌کند.

    «فردا» را می‌توان یکی از ساده‌ترین و کم‌پیرایه‌ترین اقتباس‌های سینمایی از آثار فاکنر دانست. فیلمساز با استفاده از فیلم‌برداری سیاه‌وسفید، ریتم کند، بازی‌های کنترل‌شده و توجه به سکوت، فضای اخلاقی آثار فاکنر را به زبان سینما برمی‌گرداند. فیلم به‌جای آن‌که نثر متراکم یا روایت جریان سیال ذهن فاکنر را به‌صورت تحت‌اللفظی بازسازی کند، معادل‌های سینمایی آن‌ها را در مکث‌ها، چشم‌اندازهای خالی، فاصله‌های فیزیکی و حرکات ناتمام می‌یابد. فیلمساز، دغدغه‌های فاکنر درباره انزوا و کرامت انسانی را به تراژدی‌ای آرام و بصری تبدیل می‌کند. فیلم به‌جای تکیه بر حادثه و نمایش‌های پرهیجان هالیوودی، شدت عاطفی خود را از سکوت، انتظار، کار روزمره و حرکات ریز مراقبت و عواطف انسانی به دست می‌آورد. آنچه «فردا» را به عنوان یک اقتباس خوب از داستان‌های فاکنر متمایز می‌کند شیوه روایت آن است. ریتم کند، بازی‌های کنترل‌شده، فضای روستایی و پایان تراژیک فیلم، آن را از الگوهای رایج سینمای عامه‌پسند آمریکا در اوایل دهه هفتاد جدا کرده و در دل جریانی ضد هالیوودی اما متفاوت با جنبش “نیوهالیوود” قرار می‌دهد. هنگامی که «فردا» در سال ۱۹۷۲ به نمایش درآمد، سینمای آمریکا در دوره‌ای از دگرگونی‌های مهم قرار داشت. جریان سینمایی آن دهه که با عنوان «نیوهالیوود» شناخته می‌شود  معمولاً با تدوین پرتحرک، خشونت شهری، آزادی جنسی، کشمکش سیاسی و تجربه‌گرایی فرمی همراه بود. در چنین فضایی، فیلم جوزف آنتونی تقریباً آگاهانه کهنه و متعلق به زمان دیگری به نظر می‌رسید. فیلم از سرعت، طنز و خشونت بصری‌ای که در بسیاری از آثار سینمای نوین هالیوود دیده می‌شد، فاصله می‌گرفت. محیط فیلم روستایی در می‌سی‌سی‌پی است، اما جهان عاطفی آن حتی دورتر و منزوی‌تر به نظر می‌رسد. جکسون فنتری در چشم‌اندازی از جاده‌های پرت، ساختمان‌های فرسوده، زمین‌های بایر سخت، کار طاقت‌فرسا و بدن‌های خسته زندگی می‌کند. فیلم این محیط را صرفاً به عنوان پس‌زمینه‌ای زیبا یا تزئینی درنظر نمی‌گیرد. چشم‌انداز به امتداد جهان درونی جکسون تبدیل می‌شود؛ جهانی خالی، سرد و تقریباً تهی. جهانی ابدی و ازلی  که از انسان‌هایی که در آن ساکن‌اند بیشتر دوام آورده است. این حسِ جداافتادگی از زمان، برای منحصر بفرد بودن فیلم اهمیت اساسی دارد. «فردا»، فقر روستایی را از طریق اغراق ملودراماتیک یا تصویرسازی نوستالژیک ارائه نمی‌کند. فیلم جهانی را مشاهده می‌کند که در آن انسان‌ها نه با امید، بلکه با تاب‌آوری و تحمل به زندگی ادامه می‌دهند. کار ادامه پیدا می‌کند، زمستان بازمی‌گردد، بیماری پیشروی می‌کند و زندگی با تکرار کارهای تکراری و ملال آور روزمره جریان دارد.

    فیلم «فردا» (۱۹۷۲) ساخته جوزف آنتونی

    از این نظر، عنوان فیلم اهمیت زیادی دارد. واژه “فردا” ظاهراً نوید آینده را در خود دارد، اما در جهان جکسون و سارا، آینده همواره نامطمئن است. «فردا»، وعده خوشبختی نمی‌دهد بلکه تنها دلیلی برای ادامه دادن و تحمل کردن زندگی است.

    بازی رابرت دووال جوان در نقش جکسون فنتری، مرکز عاطفی فیلم است. جکسون، شخصیتی متعارفاً جذاب یا کاریزماتیک نیست. او دست‌وپاچلفتی، کم‌حرف، از نظر اجتماعی بی‌تجربه و از نظر عاطفی محتاط است. آهسته صحبت می‌کند و اغلب پس از مکث‌های طولانی حرف می‌زند؛ گویی زبان برای او نیز نوعی کار جسمانی دشوار است. زندگی درونی شخصیت نه از طریق توضیح و گفت‌وگو، بلکه بیشتر از طریق حالت بدن، ژست‌ها، میمیک صورت و کنش‌های او آشکار می‌شود. دووال، جکسون فنتری را مردی ترسیم می‌کند که تا زمانی که حرفی ضروری برای گفتن نداشته باشد، سخن نمی‌گوید. این رویکرد فیلمساز و کم حرفی جکسون، به شخصیت او نوعی اقتصاد بیانی قدرتمند می‌بخشد. هنگامی که جکسون سرانجام احساساتش را بیان می‌کند، سادگیِ زبانِ او، لحظه را تأثیرگذارتر می‌سازد. پیشنهاد ازدواج او به سارا، یعنی با گفتن جملۀ “با من ازدواج کن، سارا”، شبیه یک ابراز عشق متعارف و رمانتیک نیست. این جمله، مستقیم و تقریباً دردناک و بی‌پیرایه است. اما دقیقاً به این دلیل که جکسون نمی‌تواند عشق را با زبان شاعرانه بیان کند، سخنش صادقانه به نظر می‌رسد.

    سکوت جکسون به معنای تهی‌بودن او نیست. این سکوت نوعی فشار عاطفی در خود دارد. او آن‌قدر طولانی و بدون محبت و رابطه نزدیک زندگی کرده است که واژگان لازم برای ابراز عشق، زندگی مشترک یا روابط خانوادگی را در اختیار ندارد. مراقبت او از سارا از طریق کنش‌های عملی آغاز می‌شود. فراهم کردن سرپناه، گرم نگه داشتن خانه، آماده کردن غذا و کمک به او در دوران بیماری، همه شکل‌هایی از بیان عشق جکسون به سارا است. عشق در این فیلم نه به‌عنوان احساسی انتزاعی، بلکه به صورت مجموعه‌ای از مسئولیت‌ها شکل می‌گیرد. شخصیت جکسون، برداشت‌های سنتی از مردانگی را به چالش می‌کشد. او قدرتمند، سخنور، از نظر جنسی مطمئن یا از نظر اجتماعی موفق نیست. قدرت او در صبر و وفاداری‌اش نمود پیدا می‌کند.

    فیلم «فردا» (۱۹۷۲) ساخته جوزف آنتونی

    سارا ایوبنکس (با بازی اولگا بلین) در شرایطی وارد فیلم می‌شود که نهایت آسیب‌پذیری را نشان می‌دهد. او باردار، بیمار، بی‌خانمان و رهاشده است. بدن او زخم های گذشته را در خود دارد و پیامد بی‌مسئولیتی دیگران را با خود حمل می‌کند. شوهرش ترکش کرده، خانواده‌اش او را نپذیرفته‌اند و جامعه هیچ حمایت مؤثری از او نمی‌کند. با این حال، سارا صرفاً به شخصیتی درمانده و قربانی تقلیل پیدا نمی‌کند. اولگا بلین در نقش سارا، سرزندگی و انرژی کلامی‌ای ایجاد می‌کند که در تضاد با سکوت جکسون قرار دارد. سارا، رؤیای خانه، باغ و زندگی باثبات‌تری را در سر دارد. این رؤیاها ممکن است ساده و کوچک به نظر برسند، اما فیلم روشن می‌کند که حتی چنین آرزوها و امیدهای محدود نیز برای او به‌سادگی دست‌یافتنی نیستند. رنج سارا هم جسمانی است و هم اجتماعی. بارداری، بیماری، فقر و رهاشدگی در وضعیت او به یکدیگر پیوند خورده‌اند. او فقط به کمک پزشکی نیاز ندارد؛ بلکه نیازمند آن است که به‌عنوان یک انسان، دیده و به رسمیت شناخته شود. بنابراین مهم‌ترین عمل جکسون، تنها پذیرفتن او در کلبه نیست، بلکه رفتار کردن با او به‌عنوان انسانی است که زندگی‌اش ارزش دارد.

    رابطه آن‌ها از این جهت غیرمعمول است که مطابق الگوی متعارف سینمای عاشقانه پیش نمی‌رود. در اینجا خبری از اغواگری، جذابیت ظاهری یا نمایش اروتیک نیست. صمیمیت آن‌ها از خلال آسیب‌پذیری مشترک شکل می‌گیرد. آن‌ها ابتدا از سر ضرورت به یکدیگر نزدیک می‌شوند، اما ارتباطشان زمانی حقیقی می‌شود که هر کدام در دیگری نوعی پناهگاه عاطفی کشف می‌کند. و سرانجام مرگ سارا پس از زایمان، معنای تازه ای به رابطۀ او با جکسون می‎بخشد. آنچه در ابتدا ممکن است تنها سرپناهی موقت به نظر برسد، به تعهدی عمیقاً اخلاقی تبدیل می‌شود. سارا پیش از مرگ از جکسون می‌خواهد از فرزندش مواظبت کند. همین وعده مسیر باقی‌مانده زندگی او را تعیین می‌کند.

    تراژدی «فردا» با مرگ سارا آغاز نمی‌شود؛ بلکه از ناممکن بودن حفظ خانواده‌ای آغاز می‌شود که آن دو شکل داده‌اند. جکسون به وعده خود وفادار می‌ماند و کودک را مانند فرزند خودش بزرگ می‌کند. او برای مدتی کوتاه همان زندگی خانوادگی‌ای را تجربه می‌کند که پیش‌تر از او دریغ شده بود. اما این خوشبختی از ابتدا شکننده است. خانواده سارا سرانجام کودک را از جکسون می‌گیرند. ساختارهای قانونی و اجتماعی که باید از روابط انسانی حمایت کنند، در عوض روابط خونی و مالکیت خانوادگی را به رسمیت می‌شناسند. پیوند عاطفی جکسون با کودک، از نظر این نظام‌ها اهمیتی ندارد. از این رو، تراژدی فیلم ابعادی اجتماعی نیز دارد. جکسون، کودک را از دست می‌دهد چرا که عشق او از حمایت نهادی برخوردار نیست. او فقیر، منزوی و از نظر اجتماعی بی‌اهمیت است. دلبستگی او واقعی است، اما جامعه آن را مشروع نمی‌داند.

    سال‌ها بعد، جکسون در هیئت منصفه دادگاهی محلی حضور دارد که در آن مردی متهم به قتل پسر سارا شده است. در آغاز، تماشاگر جکسون را به‌عنوان تنها عضو هیئت منصفه‌ای می‌بیند که حاضر نیست مرد متهم به قتل را تبرئه کند. سایر اعضای هیئت منصفه مقتول را انسانی بی‌ارزش می‌دانند. آن‌ها تصور می‌کنند قتل او تقریباً قابل توجیه است، زیرا آن جوان به بزهکار و مزاحمی اجتماعی تبدیل شده بود. اما جکسون تنها کسی است که این منطق را نمی‌پذیرد. او به‌جای آن‌که قربانی را فقط به‌عنوان بزرگسالی مجرم ببیند، کودکی آسیب‌پذیر را به یاد می‌آورد که زمانی دوستش داشته و از او مراقبت کرده بود. رأی او به عملی اعتراضی تبدیل می‌شود؛ اعتراضی علیه تمایل جامعه به تقسیم انسان‌ها به زندگی‌هایی که ارزش دارند و زندگی‌هایی که بی‌اهمیت شمرده می‌شوند. فیلم در همین امتناع، نیروی اخلاقی خود را آشکار می‌کند. جکسون می‌داند که شکست‌های بعدی یک انسان نمی‌تواند این واقعیت را پاک کند که او زمانی دوست داشته شده، از او محافظت شده و فقدانش سوگوارانه تجربه شده است.

    اگرچه اصطلاح “سینمای کُند” سال‌ها پس از ساخت فیلم «فردا» در نقد فیلم رواج یافت، سبک این فیلم، بسیاری از ویژگی‌های سبکی این جریان را پیشاپیش در خود دارد. فیلم اجازه می‌دهد که روایت بدون شتاب و بدون حرکت سریع به سوی نتیجه‌ای دراماتیک حرکت کند. توجه فیلم به زمان، انتظار، سکوت، تکرار و تجربه جسمانی زندگی روزمره است. ریتم کُند فیلم صرفاً انتخابی سبکی یا نوعی ویژگی عجیب نیست. این ریتم، رابطه تماشاگر با شخصیت‌ها را تغییر می‌دهد. به‌جای آن‌که داستان را به‌سرعت مصرف کنیم، مجبور می‌شویم در جهان جکسون زندگی کنیم. با او منتظر بمانیم، کار کنیم، به او گوش بدهیم و شکل‌گیری تدریجی اعتماد میان او و سارا را مشاهده کنیم. این کُندی، رنج را نیز ملموس‌تر می‌سازد. بیماری سارا در یک صحنه توضیحی خلاصه نمی‌شود. تماشاگر ضعف او را از طریق شیوه حرکت، تنفس، وابستگی‌اش به دیگران و تغییر تدریجی فضای خانه در برابر نیازهای او تجربه می‌کند. به همین ترتیب، تنهایی جکسون از طریق گفت‌وگوهای روان‌شناختی توضیح داده نمی‌شود، بلکه همانند فیلم های شهیدثالث، این تنهایی در سکوت و ملال زندگی رووزمره، در فضاهای خالی، کار انفرادی و در زمان‌های مرده و فاصله‌های طولانی‌ای که در آن‌ها ظاهراً اتفاق مهمی رخ نمی‌دهد، قابل مشاهده می‌شود. خویشتن‌داری فیلم، نوعی تعلیق ویژه ایجاد می‌کند. پرسش اصلی فقط این نیست که بعد چه اتفاقی رخ خواهد داد؛ بلکه این است که آیا اساساً خوشبختی می‌تواند دوام بیاورد یا نه. هر لحظه محبت و آرامش، با آگاهی از ناپایداری خود همراه است.

    فیلم‌برداری سیاه‌وسفید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فرمی «فردا» است. جوزف آنتونی و آلن گرین، فیلم‌بردار فیلم، تا حدی تحت تأثیر عکس‌های واکر ایونز از جنوب آمریکا و می‌سی‌سی‌پی و فضا‌های روستایی و فلاکت‌زده آن قرار داشتند. تصویر سیاه‌وسفید، نرمی و فراوانی بصری رنگ را کنار می‌گذارد و چشم‌اندازهای طبیعی فقرزده را به مجموعه‌ای از تضادها تبدیل می‌کند؛ آسمان روشن، زمین تیره، چوب‌های زبر، لباس‌های خاکستری، یخ سفید و فضاهای در سایه. این پالت تصویری وضعیت عاطفی شخصیت‌ها را بازتاب می‌دهد، بی‌آن‌که فیلم را به نمادپردازی ساده تقلیل دهد.

    فیلم «فردا» (۱۹۷۲) ساخته جوزف آنتونی

    کلبه، کارخانه چوب‌بری و چشم‌انداز اطراف، واقعیتی مادی و ملموس دارند. چوب، سنگینی و وزن دارد، زمستان بافت دارد و فقر از طریق فقدان اشیا قابل مشاهده است. تصویر نه محرومیت را زیبا جلوه می‌دهد و نه شخصیت‌ها را تحقیر می‌کند. همین ریاضت بصری به زندگی آن‌ها نوعی شأن می‌بخشد که شاید فیلم‌برداری رنگی آن از بین می‌برد. تصویر سیاه‌وسفید همچنین «فردا» را به عکاسی، سینمای مستند و خاطره آمریکایی قدیمی‌تر مرتبط می‌کند. فیلم، گویی در مرز میان داستان و شهادت قرار دارد. استفاده از بازیگران محلی، فیلم‌برداری در لوکیشن‌های می‌سی‌سی‌پی و نمایش فضاهای روستایی فقرزده این احساس را تقویت می‌کند. نتیجه، جهانی است که گویی کشف شده، نه آن‌که صرفاً ساخته و پرداخته شده باشد.

    فضای روانی «فردا»، فضایی مالیخولیایی و اندوهناک است، اما کاملاً نومیدانه نیست. این فضای گوتیک جنوبی را سکون، سرما و نوعی پیش‌آگاهی از فاجعه شکل می‌دهد. فیلم به‌ندرت رهایی عاطفی‌ای را فراهم می‌کند که معمولاً با ملودرام متعارف همراه است. حتی لحظه‌های شادی نیز موقتی به نظر می‌رسند؛ گویی جهان پیرامون از همان ابتدا آماده است آن‌ها را پس بگیرد. صدا در ساختن این فضا نقش مهمی دارد. فیلم از موسیقی با احتیاط استفاده می‌کند، اما یکی از برجسته‌ترین تصمیم‌های آن حذف موسیقی از سکانس پایانی است. پایان فیلم در سکوت پیش می‌رود و از تحمیل احساسات مشخص به تماشاگر خودداری می‌کند. این سکوت، از موسیقی اندوهناک تأثیرگذارتر است، زیرا سوگ جکسون را بی‌واسطه و بدون پوشش عاطفی نمایش می‌دهد. فضای فیلم همچنین از رابطه میان محیط‌های داخلی و خارجی شکل می‌گیرد. کلبه، گرما و صمیمیت فراهم می‌کند، اما شکننده و منزوی است. فضای بیرون، چشم‌اندازی سرد، گسترده و تهدیدکننده است. جکسون و سارا، همانند شخصیت های «خشت و آینه» گلستان، هیچ جهان امنی ندارند که بتوانند به آن پناه ببرند. خانه آن‌ها امن نیست، زیرا جایگاه اجتماعی آن‌ها نیز امنیتی ندارد. فضای گوتیک جنوبی فیلم، همانند داستان فاکنر، بدون تکیه بر اغراق و بدون توسل به هیولاها یا نیروهای فراطبیعی، ساخته می‌شود. وحشت واقعی در رهاشدگی، فقر، بیماری و بی‌اعتنایی جامعه نهفته است.

    «فردا»، نمونۀ درخشانی از یک اقتباس ادبی است، زیرا تلاش نمی‌کند فاکنر را برای مخاطب، ساده‌سازی کند. هورتون فوت، پیش‌تر داستان را برای تلویزیون اقتباس کرده بود و سپس آن را به فیلمنامه تبدیل کرد. فیلم، دغدغه داستان فاکنر را درباره انسان‌های به حاشیه رانده‌شده، تاب‌آوری اخلاقی و ارزش‌های انسانی حفظ می‌کند. ایده تاب‌آوری فاکنر در اینجا اهمیت اساسی دارد. فقرا و انسان‌های نامرئی جامعه، با وجود شرایط غیرانسانی و ویرانگر محیط، به زندگی ادامه می‌دهند. تاب‌آوری جکسون به معنای پیروزی در مفهوم متعارف نیست. او آنچه را از دست داده بازنمی‌یابد و بدون تسلی به زندگی ادامه می‌دهد. با این حال، توانایی او برای همدلی، به ادامه زندگی‌اش معنایی اخلاقی می‌بخشد. پایان تراژیک «فردا»، عشق میان جکسون و سارا را بی‌معنا نمی‌کند؛ بلکه نشان می‌دهد این عشق تا چه اندازه شکننده و ارزشمند بوده است. عمیق‌ترین ادعای فیلم این است که شفقت شاید نتواند ما را از فقدان نجات دهد، اما می‌تواند مانع از آن شود که فقدان بی‌معنا گردد.

    فیلم با این جمله تمام می‌شود: “فرودستانِ شکست‌ناپذیرِ زمین که تاب می‌آورند و تاب می‌آورند و باز هم تاب می‌آورند، فردا و فردا و فردا را.”

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلینفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    نفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان

    محسن مومن‌زاده

    تصویر داریوش مهرجویی در سومین سالمرگش: تاریخ ما بی‌قراری بود…

    امیرعطا جولایی

    تصویر روشنفکر ایرانی در محاصره تناقض‌ها | به بهانه سومین سالروز درگذشت داریوش مهرجویی

    رضا‍ صائمی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    دنیای جنوبی گوتیکِ فاکنر در فیلم «فردا» ساخته جوزف آنتونی

    نفرین قابیل و رستاخیزِ لیلیت | کالبدشکافی روانکاوانه مینی‌سریال «شرق بهشت» (East of Eden – 2026) اثر زوئی کازان

    تصویر داریوش مهرجویی در سومین سالمرگش: تاریخ ما بی‌قراری بود…

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.