فیلم «دایره مینا» یک درام اجتماعی با تکیه بر امر اقتباس است که خط زندگی یک پدر و پسر حاشیهنشین از طبقه فرودست را در تعامل با لوکیشن بیمارستان و راههای نامتعارف کسب درآمد به تصویر میکشد تا به این واسطه نقبی بزند به زیر پوست جامعه، فقر، فساد، تجارت خون و آنچه دلالی زندگی نام میگیرد.
داریوش مهرجویی، فیلمساز مولف و صاحبسبک سینمای ایران است که از سردمداران جریان موج نو در دهه ۴۰ محسوب میشود. سینماگری که مهمترین اقتباسهای ایرانی از ادبیات جهان و ایران به واسطه فیلمهای او ثبت شده و این دغدغهمندی را در کارنامهاش ریشهدار کرده است.
پس از موفقیت فیلم «گاو» (۱۳۴۸) در گیشه و حضور پربار در جشنوارههای جهانی، مهرجویی پنجمین فیلم خود را با تکرار همکاری خود با غلامحسین ساعدی و اقتباسی دیگر از آثار او کلید زد. فیلمی که سال ۱۳۵۳ پس از ساخت آثاری همچون «آقای هالو» و «پستچی» کارگردانی کرد.
«دایره مینا» اقتباس مهرجویی از داستان کوتاه «آشغالدونی» به قلم ساعدی و با همکاری خود او است که البته تغییرات و تفاوتهای نسبت به قصه اولیه دارد، اما ماهیت کلی درام حفظ شده و همان است که بود. قصه کوتاهی که سال ۱۳۴۶ در مجموعه داستان «گور و گهواره» منتشر شد.
داستان در ۱۰ صحنه با روایت اول شخص، نوجوان شهرستانی به نام علی، به زندگی حاشیهنشینی او و پدرش میپردازد که با گدایی روزگار میگذرانند. روزی ناخواسته وارد دلالی خون شده و به تدریج پسر غرق در واسطهگری انواع فساد در قبال پول میشود و به شکل تمثیلی روح خود را میفروشد.
«دایره مینا» نخستین اثر رنگی داریوش مهرجویی محسوب میشود که با تهیهکنندگی پرویز صیاد و بهمن فرمان آرا، فیلمبرداری هوشنگ بهارلو، طراحی صحنه فرشید مثقالی و تدوین طلعت میرفندرسکی ساخته شد.
با اینکه فیلم برخاسته از جریان موج نو سینمای ایران است اما مهرجویی با انتخاب بازیگری از سینمای بدنه، فروزان در کنار ترکیبی کنجکاویبرانگیز از بازیگران تئاتری و… دست به حرکتی جنجالی زد که هم در فیلم جواب داد هم سویهای جدید از توانایی این بازیگر چهره را در معرض دید همگان داد.
اما فیلم «دایره مینا» پس از ساخت پروانه نمایش نگرفت. سه سال طول کشید تا با تأسیس سازمان انتقال خون و رفع سوتفاهمها بالاخره پروانه نمایش خود را دریافت کرد و فروردین ۱۳۵۷ به اکران عمومی سینماها درآمد.
حضور جهانی این فیلم در جشنوارههای خارجی نیز پاییز ۱۳۵۶ در جشنواره پاریس با دریافت جایزه بزرگ آنتن 2 و زمستان همان سال در جشنواره بین المللی برلین با دریافت جایزه ویژه بین المللی کاتولیکها و جایزه فیپرشی سینمای نو رقم خورد. نامزدی برای دریافت جایزه هوگو طلایی جشنواره بین المللی فیلم شیکاگو از دیگر موفقیتهای این اثر است.
«دایره مینا» همچون داستان اولیه به زندگی جوانی حاشیهنشین به نام علی (سعید کنگرانی) و پدر بیمارش (اسماعیل محمدی) میپردازد که برای بستری شدن در بیمارستان شهر نیاز به پول دارند و در مسیر فراهم کردن این پول با یک واسطه/ دلال، سامری (عزت الله انتظامی) آشنا میشوند که آنها را به مسیر تجارت سرخ و خون فروشی می کشاند که سرآغاز منحنی سقوط شخصیتی علی است.
مسیری که برای سقوط علی طراحی شده تا از یک جوان ساده شهرستانی به یک دلال و واسطهگر انواع خلاف و قاچاق تبدیل شود، از دل رئالیسم اجتماعی عبور کرده و چهرهای واقعی و چرک و تاریک از جامعه و مردمانی ترسیم میکند که درگیر و دار فقر، حیات خود را وجه المصالحه کسب درآمد قرار میدهند؛ معامله با مرگ.
لوکیشن بیمارستان در فیلم نقشی مهم و تعیینکننده و در عین حال کارکردی چندلایه دارد؛ مکانی عینی و واقعی که حیات و مرگ، شفا و درد، جان و خون را همزمان میبخشد و میگیرد و در عین حال سویهای تمثیلی از بسط و گسترش صورتهای مختلف فساد و پلشتی را به نمایش میگذارد که نفس مستعد علی را تحت تأثیر قرار میدهد.
به این ترتیب با مکانی ملهم از رئالیسم با سویههای تمثیلی سر و کار داریم که میتواند قابلیت تعمیم به جامعه و جهانی گستردهتر را یافته و کاراکترهای مرتبط با آن نیز نقشی دو سویه مییابند که در پیوند خاستگاه داستان اولیه با رویکرد فیلم موثر عمل میکنند.
همانطور که اشاره شد منحنی سقوط شخصیتی کاراکتر علی به واسطه تأثیرپذیری او از پیشنهاد سامری برای فروش خون و اقدام برای اینکار و به دست آوردن پول کلید میخورد. روندی که او را در این سراشیبی به واسطهگری انواع فساد و قاچاق سوق داده و به تدریج دچار بیحسی نسبت به همه اصول و مفاهیم اخلاقی و انسانی حتی مرگ پدرش میکند.
رفتاری که میتواند نقطه پایانی باشد بر سقوط اخلاقی جوانی که ترغیبکننده و بازدارندهای جز پول برایش وجود ندارد و همه مرزهای اخلاقی را رد میکند تا در میان دستیاران خرده پای سامری جایگاه خود را ارتقا دهد… خونفروشی که روزگاری یک پسر شهرستانی ساده دل بود!
این تصویر میتواند شمایلی باشد از سقوط و بحران اخلاقی بشر در دورانی که تقابل و تضاد منافع او را به انتخابهایی فارغ از چارچوب و اصول انسانی وامیدارد. در چنین موقعیتی است که میتوان مدعی شد در دوراهیهای اخلاق و وجدان، منافع خود یا دیگری، قربانی کردن خود یا دیگری و… این انسانیت و اخلاق است که به مسلخ میرود.
تسلیم شدن در برابر جبر ناگزیر و تقدیر ناچار به نوعی سر خم کردن در برابر شیطان درون است که انسان راه گم کرده؛ دانسته و نادانسته در مواجهه با آن، به تسخیر سرنوشتی درمیآیند که روی دیگر سکه ماهیت درونی او را رونمایی میکند.
رویکردی که میتواند نام تمثیلی فیلم را هم با این بیت حافظ شیرازی رمزگشایی کند:
زین دایره مینا خونین جگرم می ده / تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
به این ترتیب میتوان فیلم «دایره مینا» را در ترسیم شمایل کاراکتری که در مناسبات جهان تاریک پیرامون به نوعی قواعد بازی را آموخته و تبدیل به مهرهای پیشبرنده شده، مورد توجه و جامعه پیرامون را مورد واکاوی عمیقتر قرار داد. جوانی که در قامت یک خون فروش خرده پا در این شغل رئال/ تمثیلی به گونهای مضمحل شده که حتی مرگ عزیزش هم نمیتواند او را منقلب کند… همه چیز برای او در دو کلمه خلاصه میشود: خون و پول!


