Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    نقد فیلم سینما

    یک فیلم جاده‌ای بی‌نقص و تأمل برانگیز | دربارۀ «داستان استریت» دیوید لینچ

    «داستان استریت»، یک استثنا در فیلموگرافی لینچ است، نه ترسی در آن هست نه هیولایی، نه کابوسی و نه صحنۀ سوررئال عجیب و اروتیکی، همه چیز در نهایت سادگی است.
    پرویز جاهدپرویز جاهد۳ بهمن , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    داستان استریت
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    «داستان استریت» در کارنامۀ دیوید لینچ اثر متفاوتی است و کم‌ترین شباهت به سبک و دنیای «دیوید لینچ» را در میان فیلم‌های او دارد. روایت‌های لینچ، معمولاً پیچیده‌اند و گرایش به عجیب بودن و نمایش اتفاقات بی‌معنا و غیرقابل توضیح و ترسناک دارند اما «داستان استریت»، فیلمی است که خالی از ترس لینچی است. وقتی اولین بار «داستان استریت» را دیدم از خودم پرسیدم آیا این واقعاً فیلمی لینچی است؟ نه ترسی در آن هست نه هیولایی نه کابوسی و نه صحنۀ سوررئال عجیب و اروتیکی. همه چیز در نهایت سادگی است. فیلمی که به نظر می‌رسد کیارستمی آن را ساخته باشد تا لینچ. فیلم، شباهت‌هایی از نظر پلات و شیوۀ روایت با «خانه دوست کجاست» دارد. در هر دو فیلم، شخصیتی است که با هدف و انگیزه مشخصی به حرکت درمی آید. وقتی این فیلم ساخته شد، منتقدان و دوستداران آثار لینچ را غافلگیر و شگفت‌زده کرد. همه از خود می پرسیدند که چگونه فیلمسازی چون لینچ که اغلب با سوژه‌های ذهنی پیچیده و روان‌کاوانه و فضاهای سورئال سروکار داشت و به تحلیل و روانکاوی ذات و هویت انسان در فیلم‌هایش می‌پرداخت و ترس‌ها و کابوس‎هایش را تصویر می‌کرد، به سراغ داستانی چنین ساده، گرم و واقع‌گرا رفته است.

    بدون شک «داستان استریت»، یک استثنا در فیلموگرافی لینچ است. بخشی از این مسئله شاید به این دلیل است که این فیلم، تنها فیلمی است که لینچ بدون دخالت در فیلمنامه‌نویسی، آن را کارگردانی کرده است (فیلمنامه را مری سوئینی، شریک عاطفی سابق لینچ همراه با جان روچ نوشته‌اند). از طرفی، «داستان استریت»، برخلاف شیوۀ بازیگری سبک‌پردازی شده فیلم‌های لینچ، بازیگری واقع گرایانه و طبیعی دارد. برخلاف سینمای کلاسیک، لینچ معمولاً به تحول شخصیت‌ها توجه نمی‌کند، به همین دلیل برقراری ارتباط با شخصیت‌های لینچ و جهان داستانی او امر دشواری است. «داستان استریت» اما اینگونه نیست، چرا که ساختار روایی آن کلاسیک و از نظر دراماتیک قوی است و شخصیتی با انگیزه و هدفی روشن و مهم دارد که سمپاتی تماشاگر را برمی انگیزد. همچنین این فیلم، برخلاف پایان های باز و مبهم آثار لینچ، از نظر روایی پایان بسته و روشنی دارد.  دو برادر، در پایان، آشتی کرده و به اختلاف ده ساله‌شان خاتمه می‌دهند. این نوع پایان ارسطویی همراه با کاتارسیس معمولاً جایی در فیلم‌های لینچ ندارد که اغلب ترجیح می‌دهد داستان‌هایش را به شکلی مبهم و انتزاعی تمام کند.

    داستان استریت

    بااین‌حال، به رغم متفاوت بودن و غیاب  خواب‌ها، کابوس‌ها و صحنه‌های وحشتناک، «داستان استریت»، پر از طنین‌های لینچی است. از روابط مختل شده تا تمرکز دوگانه مشخص بر صدای مکانیکی ماشین‌آلات و قدرت ناشناخته عناصر طبیعت. لینچ، در مصاحبه‌ای در این باره گفت: “در آن قسمت از کشور، طبیعت نیرویی است که مردم باید به آن توجه کنند.” تلاش برای آشتی دادن وجود انسانی با نیروهای غیرقابل‌انعطاف جهان، همیشه برای لینچ جذاب بوده و جزئی از جهان لینچی به شمار می‌رود. دیوید فاستر والاس، اصطلاح «لینچی»، را به‌عنوان ترکیب «امر بسیار ماکابر و امر بسیار پیش‌پاافتاده به گونه‌ای که امر ماکابر، درونِ امر پیش‌پاافتاده دائماً آشکار شود» تعریف کرد. لینچ، شیفتگی خاصی به نمایش زندگی روزمرۀ آمریکایی داشت و در فیلم‌های او، امر ماکابر، درست در دل همین زندگی پیش پا افتادۀ روزمره اتفاق می‌افتد. «مخمل آبی» مثال درخشانی برای این ادعاست و نشان می‌دهد که در زیر این زندگی ساده و آرام و زیبا، چه خشونت وحشتناکی پنهان است. اما «داستان استریت»، چشم‌اندازی لینچی است که در آن امر ماکابر حذف شده و فقط روی امر پیش‌پاافتاده تاکید شده است. انگار که لینچ، زمان ساختن این فیلم، عینک بدبینی و تاریکی را از چشمان خود برداشته و به جای روایت کابوس‌های هولناکِ آدم‌های غیرعادی و پریشان، رنج آدم‌های معمولی و واقعی را تصویر کرده است. لینچ، فیلمسازی بود که همواره ارزش‌های کلاسیک آمریکایی را درون حوزۀ لینچی خود جای داده است. لینچ، ستایش‌گر سینمای کلاسیک آمریکا بود و همیشه فیلم‌های جان فورد و فرانک کاپرا را تحسین می‌کرد.

    «داستان استریت»، فیلمی جاده‌ای است دربارۀ سفر ۶ هفته‌ای پیرمرد ۷۶ ساله‌ به نام الوین استریت (با بازی ریچارد فارنسورث) که صاحب مزرعه‌ای در اطراف شهر لورنز است و بعد از شنیدن خبر سکته برادرش لایل (با بازی هری دین استانتون) که در منطقه ویسکانسین در ۳۰۰ مایلی آنجا زندگی می‌کند، سوار ماشین چمن زنی‌اش می‌شود و بی محابا به دیدار او می‌شتابد. دو برادر، با هم قهرند و مدت ده سال حرف نزده‌اند. اما الوین، نه ماشین دارد و نه گواهینامه رانندگی. تنها چیزی که او دارد یک ماشین چمن‌زنی است. از طرفی او به رانندگان اتوبوس نیز اعتماد ندارد، لذا تصمیم می‌گیرد که با ماشین چمن‌زنی‌اش سفر کند. علت دلخوری و قهر دو برادر با هم در فیلم روشن نیست. در صحنه‌ای از فیلم، الوین به کشیشی که در یک گورستان قدیمی با او روبرو می‌شود، در توضیح علت قهر خود با برادرش می‌گوید: “خشم، غرور، وقتی این‌ها را با الکل ترکیب کنی، می‌شود دو برادری که ده سال با هم حرف نزده‌اند. اهمیتی ندارد که چی باعث شد من و لایل این‌قدر از هم عصبانی شویم… دیگه مهم نیست… من و او هر شب تابستان در حیاط می‌خوابیدیم و درباره ستاره‌ها حرف می‌زدیم… و این باعث می‌شد مشکلاتمان کوچک‌تر به نظر برسند. می‌خوام آشتی کنم، می‌خوام باهاش بشینم و به ستاره‌ها نگاه کنیم… مثل اون وقت‌ها.”

    عنوان فیلم دو پهلوست و نه تنها به نام شخصیت اصلی آن یعنی الوین استریت اشاره دارد، بلکه به طور تلویحی به روایت سر راست و مستقیم فیلم نیز ارجاع می‌دهد، داستانی که به صورت ساده و خطی و بدون کمترین پیچیدگی و چرخش روایت می‌شود و از این نظر در تضاد کامل با شیوه داستان‌پردازی و ساختار روایتی غیرخطی، پیچیده، سیال ذهن و تو در توی فیلم‌های دیگر لینچ قرار دارد.

    داستان استریت

    «داستان استریت»، یک اُدسیه مدرن دربارۀ سفر طولانی و مشقت بار مردی ثابت قدم و سخت‌کوش در جهان مدرن، پر هرج و مرج و آشفتۀ امروز است، سفری که ممکن است بسیار عجیب و احمقانه به نظر برسد. لینچ خود نیز معتقد است فیلمی ساده، سر راست و بی غل و غش ساخته؛ درباره انسان‌های سالخورده‌ای که به رغم تجربه‌های عظیمی که در طول زندگی دارند، در جهان امروز نادیده گرفته می‌شوند. لینچ، گفته بود که زمان ساختن این فیلم، عمیقا با خاطرات مربوط به پدربزرگش درگیر بوده است: “کنار پدربزرگم نشستن، احساسات زیادی را به من منتقل کرد که هرگز نمی‌توانم بیان کنم… ما باید گاهی به حرف‌های پدربزرگ یا پدر یا برادرمان گوش دهیم، حتی اگر حرف مهمی برای گفتن نداشته باشند.” او در «داستان استریت»، این احساسات بیان‌نشدنی را تصویر کرده است. فیلم، استادانه ساخته شده و می‌تواند الگویی برای فیلمسازان و نویسندگان جوان، در فیلمنامه‌نویسی و نوشتن دیالوگ باشد. دیالوگ‌هایی که به سبک همینگوی، کوتاه و موجز نوشته شده اند. به عنوان مثال: “بدترین قسمت پیری این است که به یاد بیاوری وقتی جوون بودی چه حسی داشتی.” و یا “هیچ‌کس بهتر از یک برادر که هم‌سن خودت هست، نمی‌دونه تو کی هستی و چی هستی. برادرم و من دفعه آخر چیزهای نابخشودنی بهم گفتیم، ولی دارم سعی می‌کنم اون‌ها رو پشت سر بگذارم… و این سفر یه نوع قورت دادن سخت غرورمه. فقط امیدوارم دیر نکرده باشم… برادر، برادره.”

    لینچ، اغلب شخصیت‌های خود را به‌عنوان آدم‌هایی «گم‌شده در تاریکی و سردرگمی» توصیف می‌کرد، از هنری در «کله پاک کن» تا جفری در «مخمل آبی» تا بتی و ریتا  در «مالهالند درایو» تا نیکی گریس در «امپراتوری درون». الوین نیز شخصیتی لینچی است که در درون تاریکی و سردرگمی زندگی افتاده و برای گفتن داستان زندگی‌اش از خانه بیرون زده و راهی جاده شده است. در طی سفرش، ما از الکلی بودن او، سوءاستفاده‌اش از خانواده‌اش، مرگ همسر و هفت نفر از ۱۴ فرزندش و در نهایت احساس گناهی که هرگز او را رها نمی‌کند آگاه می شویم. احساس گناه او به این خاطر است که به عنوان سرباز در زمان جنگ جهانی دوم، یکی از اعضای گروهانش را تصادفاً با تیر زده است. همچنین می‌فهمیم که دخترش رُز (با بازی سیسی اسپیسک)، برای فرزندش سوگوار است. الوین، تجویزهای پزشکی را رد می‌کند، دستور رژیم غذایی پزشک کلینیک را نادیده می‌گیرد و حاضر نیست از عصا  استفاده ‌کند. به رغم توصیه‌هایی که به او می‌شود که از انجام این سفر دراز و پرخطر خودداری کند، به راه می‌افتد و با عشق و شور عمیقی به سراغ برادرش می‌رود. الوین، دلتنگ است و دچار نوستالژی شده و روزهای خوش گذشته را به یاد می‌آورد. در اوایل فیلم، در جواب زنی که از او می پرسد “نمی‌ترسی که توی این مزارع ذرت آیووا تنها باشی؟”. می‌گوید: “خب خانم، من توی سنگرهای جنگ جهانی دوم جنگیدم، پس از یه مزرعه ذرت آیووا دیگه چه ترسی باید داشته باشم؟”

    یکی از ویژگی‌های اساسی دنیای لینچی، نمایش احساسات اغراق‌آمیز افراد است. شخصیت‌های لینچ، احساساتشان را پنهان و سرکوب نمی‌کنند. وقتی تراژدی در «توئین پیکس» اتفاق می‌افتد، شخصیت‌ها زار زار می گریند. سیلور و لولا در «قلب وحشی» با شور و اشتیاقی شهوانی به هم نگاه می‌کنند. وقتی فِرِد به آغاز روایت دایره‌ای در «بزرگراه گمشده» بازمی‌گردد، جیغ‌های وحشتناکی می‌کشد. شاید نمایش احساسات در فیلم‌های لینچ، غیرواقعی، اغراق‌آمیز و عجیب‌وغریب به نظر برسد، اما این نوع بیان‌گرایی، متناسب با سبک و جهان‌های سورئال لینچ است. «داستان استریت» نیز با اینکه فیلمی رئالیستی است اما همین نوع از احساسات‌گرایی لینچی را در خود دارد. کافی است، عمق احساساتی را که در چشمان الوین جاری است و اشک‌هایی که او و برادرش در سکوت می‌ریزند و احساسات سرکوب‌شده آنها را به یاد بیاوریم. در صحنه‌ای که الوین با زنی در یک بزرگراه خلوت مواجه می شود، شاهد نمونۀ دیگری از احساسات‌گرایی اغراق‌آمیز لینچی هستیم. زن فریاد می‌زند و از بی‌عدالتی روزگار شکایت می‌کند و اشک می‌ریزد. او در مسیر رفت‌وآمد هر روزه‌اش، هر هفته یک گوزن را زیر کرده است. روحیۀ عصبی و آشفتۀ زن در تضاد با آرامش و خونسردی الوین قرار دارد.

    داستان استریت

    «داستان استریت»، یک فیلم جاده‌ای بی‌نقص و تأمل برانگیز است. داستانی پیکارسک که به شیوۀ وسترن‌های کلاسیک روایت می‌شود. الوین استریت، همچون کابوی پیر و تنهایی است که سوار بر اسب لنگ‌اش (ماشین چمن زنی) آرام و خونسرد در جاده می‌راند و با آدم‌های گوناگونی مواجه می‌شود. موسیقی آنجلو بدالامنتی نیز علاوه بر انتقال احساس نوستالژی، تنهایی و اندوه، دربردارنده احساس گرما و شکوه فیلم‌های وسترن است. بدالامنتی، آهنگسازی است که اغلب با دیوید لینچ کار کرده و برای فیلم‌هایی چون «مخمل آبی»، «داستان استریت»، «وحشی در قلب»، «بزرگراه گمشده» و «مالهالند درایو» از ساخته‌های لینچ، موسیقی ساخته است.

    در سال ۱۹۸۶ دیوید لینچ برای ساختن موسیقی فیلم «مخمل آبی»، به سراغ بدالامنتی رفت و از او خواست موسیقی‌ای برای فیلمش بنویسد که تاثیرگذار باشد و صدای باد و دریا و جنگل را در ذهن تداعی کند. لینچ خود شعر ترانه «اسرار عشق» را که ایزابل روسلینی در فیلم می‌خواند، سروده بود. به علاوه او از آنجلو خواست که به عنوان نوازنده پیانو در صحنه‌ای که روسلینی در فیلم می‌خواند، ظاهر شود. پس از آن آنجلو، به آهنگساز ثابت فیلم‌های لینچ تبدیل شد. آهنگسازی که سهم مهمی در انعکاس دنیای پیچیده، اسرارآمیز، کابوس‌گونه و هولناک لینچ داشته است. تم اصلی موسیقی «داستان استریت» که با گیتار اکوستیک اجرا می‌شود، با ریتم درونی فیلم بسیار هماهنگ است و آرامش و گرمای مطبوعی دارد. ویولونی که صدای لوکوموتیو می‌دهد، تداعی‌گر میل به حرکت و شوق سفر در الوین است. تم کانتری و وسترن که آنجلو برای فیلم ساخته با گیتار و ویولون اجرا می‌شود. نالۀ ویولون همانند نالۀ گوزن سرگردانی در دشت است که اینک بر سطح آسفالت گرم و در زیر چرخ‌های اتومبیل زنی شوریده، در حال جان دادن است.

    علاوه بر اینها، تم‌های فرعی دیگری نیز در موسیقی فیلم «داستان استریت» وجود دارد. از جمله تم رُز که برای رُز، دختر بیوه و تنهای الوین ساخته شده است.  رُز، زنِ آرام، سخت کوش و صبوری است که زندگی تلخی در گذشته داشته و بعد از از دست دادن فرزندش در یک آتش سوزی اینک با پدرش زندگی می‌کند. در صحنه‌ای از فیلم او را می بینیم که در تاریکی کنار پنجره نشسته و با حسرت به بازی کودکی با توپ در حیاط نگاه می کند. تم رُز، بیانگر این حسرت و آرزومندی است. نوای گیتار در پیش زمینه و صدای سازهای زهی در پس زمینه، یاد آور کارهای انیو موریکونه، به ویژه در فیلم‌های وسترن اسپاگتی است.

    ریتم فیلم، بر اساس ریتم حرکت الوین و ماشین چمن زنی او بنا شده که تنها ۷ مایل در ساعت راه می‌رود.

    هر دو برادر در سن پیری‌اند و زمان زیادی از زندگی آنها نمانده. آنها پیر و زخمی‌اند و حالا به این درک رسیده‌اند که زمان دارد به سرعت می‌گذرد و برای جبران خطاهای گذشته تا دیر نشده باید دست به کار شد. سفر الوین، فقط یک دیدار دیرهنگام نیست؛ بلکه یک توبه و جبران مافات است. اگر سفری معمولی و آسان بود، اصلا اهمیت نداشت که درباره‌اش فیلمی ساخته شود. این سفر باید طولانی، پرمشقت و سخت باشد تا ارزش روایت داشته باشد.

    در پایان فیلم وقتی لایل، برادرش را می‌بیند که با ماشین چمن زنی، راهی طولانی را طی کرده و به دیدارش آمده با ناباوری می‌پرسد: «تو با این ماشین اومدی اینجا فقط برای دیدن من؟» دو برادر حرف زیادی با هم رد و بدل نمی‌کنند، این مردان، قادر نیستند حرفشان را صریح و مستقیم بگویند و یا از گذشته، ابراز ندامت کنند اما از اشک‌هایشان می‌توانیم بفهمیم که هر کدام چقدر برای دیگری ارزشمند است. لحظه‌ای که هر دو به آسمان نگاه می‌کنند، به اعتقاد من بهترین و تاثیرگذارترین لحظۀ فیلم است. برای جبران اشتباهات گذشته هرگز دیر نیست. با تماشای این فیلم، موجی از احساسات لینچی آدم را دربر می‌گیرد.

    دیوید لینچ داستان استریت
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیآتیلا | داستان کوتاه از نل فرویدنبرگر
    مقاله بعدی بررسی چند داستان‌‌کوتاه ایرانی در دهۀ هشتاد | داستان ششم: «شب‌های چهارشنبه» نوشته‌ی آذردخت بهرامی
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.