پس از شبی آتشین از حملات اسرائیل در سراسر ایران، و به دنبال آن رگباری از موشکهای ایرانی که در پاسخ به شهرهای اسرائیل شلیک شد، خاورمیانه صبح شنبه با چشماندازی کاملاً دگرگون از خواب بیدار شد، در حالی که طرفهای درگیر در مواضع خود پافشاری میکردند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، وعده داد که حمله اسرائیل «تا هر زمانی که لازم باشد» ادامه خواهد داشت تا هرگونه تهدید هستهای احتمالی از سوی ایران را از بین ببرد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز با لحنی نزدیک به فاجعهبار، وضعیت را برای ایران به تصویر کشید. او چند ساعت پس از آنکه جنگندههای اسرائیلی دهها هدف را بمباران کرده و بخش بزرگی از فرماندهی ارشد نظامی ایران را از بین بردند، در شبکههای اجتماعی نوشت: «ایران باید توافق کند، پیش از آنکه چیزی از آن باقی نماند، و آنچه زمانی بهعنوان امپراتوری ایران شناخته میشد را نجات دهد.»
هر دو رهبر به نظر میرسید که قمار میکنند. در مورد نتانیاهو، این امید بود که بارانی از حملات اسرائیل، برنامه هستهای ایران را به طور مرگبار تخریب کرده و رهبری نظامی آن را نابود کند. و در مورد ترامپ، این امید که این حمله، ایران را تضعیف کرده و آن را به پذیرش یک توافق دیپلماتیک با ایالات متحده وادار کند، بدون آنکه به پیامدهای ناخواسته و فاجعهبار منجر شود. برای سایر رهبران جهان، از جمله کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، و امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، این پیامدها بسیار جدی به نظر میرسید. آنها خواستار خویشتنداری شدند و درباره تأثیرات زنجیرهای در منطقهای هشدار دادند که هماکنون در چندین جبهه درگیر جنگ است: از غزه، تا تهاجم اسرائیل به حزبالله در لبنان و حملات شورشیان حوثی به کشتیرانی در خلیج فارس.
حملهی جسورانه اسرائیل تقریباً تمام تلاشهای ترامپ برای میانجیگری در دستیابی به توافقی برای محدود کردن جاهطلبیهای هستهای ایران را نابود خواهد کرد. ادعای او مبنی بر اینکه این حمله میتواند اهرمی برای نرم کردن رهبری ایران و کشاندن آن به میز مذاکره باشد، با توجه به تصاویر برجهای آپارتمانی شعلهور در تهران، دور از واقعیت به نظر میرسد. قیمت نفت جهش یافت و بازارهای سهام سقوط کردند، چرا که چشمانداز گسترش جنگ، جهانی را که پیشتر نیز از مسیر پرنوسان دونالد ترامپ در زمینه تعرفهها آسیب دیده بود، به لرزه انداخت. اما چیزی که بیش از همه سایه افکنده بود، عدم قطعیت نسبت به آینده بود.
از جمله پرسشهای بسیاری که پس از این حملات مطرح شدهاند:
آیا اسرائیل خواهد توانست برنامه هستهای ایران را فلج کند؟ بهویژه تأسیسات «فردو» که یکی از حیاتیترین مراکز غنیسازی اورانیوم است و در دل کوه دفن شده است؟ به گفته مقامات ایرانی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی، جنگندههای اسرائیلی بامداد شنبه این سایت را هدف قرار دادهاند.
آیا این حملات ایران را به سوی ساخت سریع بمب هستهای سوق خواهد داد؟ بهویژه اگر ایران پس از تخریب برخی تأسیسات و کشته شدن دانشمندانش هنوز توان فنی لازم را داشته باشد؟ کارشناسان هشدار میدهند که ممکن است ایران از «پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای»(NPT) خارج شود، که این اقدام میتواند موجب آغاز یک رقابت تسلیحاتی هستهای در منطقه شود. (اسرائیل عضو این پیمان نیست و هرگز تأیید نکرده که دارای سلاح هستهای است.)
آیا ایالات متحده به شکلی فراتر از آنچه تاکنون برای دفاع از اسرائیل در برابر تلافیجویی ایران انجام داده، به این درگیری کشیده خواهد شد؟ اگر چنین شود، آیا این امر نیروها و منافع آمریکا در منطقه را در معرض حملات ایران یا نیروهای نیابتیاش قرار خواهد داد؟ ایالات متحده در حال حاضر کارکنان دیپلماتیک خود را از مناطقی آسیبپذیر مانند عراق خارج کرده است.
آیا آمریکا قادر خواهد بود از گسترش این درگیری به یک جنگ منطقهای تمامعیار جلوگیری کند؟ و اگر این درگیری از کنترل خارج شود، چگونه ممکن است بر محاسبات روسیه، که درگیر جنگ در اوکراین است، و چین، که به دنبال اهداف خود در تایوان است، تأثیر بگذارد؟ هر دوی این کشورها میتوانند از درگیری تازهای که آمریکا را در باتلاقی دیگر در خاورمیانه گرفتار کرده، بهرهبرداری کنند.
«ترامپ ممکن است تصور کرده باشد که این یک حرکت برای چانهزنی است» این جمله را ولیرضا نصر (Vali R. Nasr,)، رئیس پیشین دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته دانشگاه جان هاپکینز میگوید. «اما این یک قمار بزرگ است. اگر آمریکا به جنگ کشیده شود، کل نقشه ژئوپلیتیکی — از پاریس تا مسکو، از واشنگتن تا پکن — دستخوش تغییر خواهد شد.»
آقای نصر، که در دوران دولت اوباما در وزارت خارجه ایالات متحده خدمت کرده است، گفت چالش فوری ترامپ این خواهد بود که مانع از تشدید درگیری شود. در حالی که کییر استارمر، امانوئل مکرون و سایر رهبران جهانی خواستار خویشتنداری شدهاند، رئیسجمهور آمریکا تنها شخصیتی است که میتواند نقشی تعیینکننده ایفا کند. برای انجام این کار، به گفته نصر، ترامپ باید نهتنها بر ایران فشار وارد کند، بلکه همچنین بر بنیامین نتانیاهو نیز فشار بیاورد — کسی که هیچ تردیدی باقی نگذاشته که این حملات را آغازی بر یک عملیات مستمر برای از بین بردن تهدید هستهای ایران میداند.
آقای نصر گفت، یک جنگ منطقهای کل برنامه سیاست خارجی ترامپ را دگرگون خواهد کرد — برنامهای که بیشتر بر سیاستهای تجاری و رقابت اقتصادی با چین متمرکز است. ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴، خود را بهعنوان صلحطلب در اوکراین و خاورمیانه معرفی کرده بود — اهدافی که اکنون بیش از هر زمان دیگری دستنیافتنی به نظر میرسند. نصر افزود: «ترامپ با این شعار وارد کاخ سفید شد که چالش بزرگ ژئوپلیتیکی، رقابت با چین است. اما حالا دارد به درون بحرانی کشیده میشود که نه میخواستش و نه جزو اولویتهای اصلیاش بود؛ مسئلهای که شاید سوم یا چهارم در فهرست دغدغههایش باشد.»
قیمت نفت پس از انتشار خبر حملات، بیش از ۱۰ درصد افزایش یافت. گسترش جنگ ضربهای جدی به رشد اقتصادی جهانی وارد خواهد کرد و منبع جدیدی از بیثباتی خواهد بود — آن هم در زمانی که سیاستهای پرنوسان ترامپ در زمینه تعرفهها، جریان تجارت میان ایالات متحده و دهها شریک تجاری را مختل کرده است. قانع کردن اسرائیل به خودداری از حمله به تأسیسات هستهای ایران، برای بیش از یک دهه یکی از اصول اساسی سیاستگذاران آمریکایی بوده است. در دوران دولت اوباما، ترس از چنین حملهای به اوج خود رسید، بهویژه به دلیل مخالفت علنی بنیامین نتانیاهو با توافق هستهای که توسط باراک اوباما به دست آمده بود.
با این حال، موفقیت حملات هدفمندتر اسرائیل علیه ایران در ماههای اخیر — و همچنین پیامدهای نسبتاً محدود آن در منطقه— نگرانی مقامات آمریکایی را درباره فاجعهبار بودن یک حمله اسرائیلی کاهش داد. با وجود این، برخی تحلیلگران هشدار دادند که حمله تمامعیار اسرائیل میتواند اعتبار ایالات متحده را بهشدت خدشهدار کند. برخلاف چند سال پیش، زمانی که کشورهای خلیج فارس بهطور ضمنی از حمله اسرائیل به ایران حمایت میکردند و آن را دشمنی راهبردی میدانستند، اینبار عربستان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس با اقدام نظامی اسرائیل مخالفت کردهاند.
دنیل لِوی، مذاکرهکننده پیشین صلح از سوی اسرائیل و مدیر کنونی «پروژه آمریکا/خاورمیانه» — یک گروه تحقیقاتی در لندن و نیویورک — گفت: «ایالات متحده اکنون با واقعیتی روبهرو است که در آن تقریباً کل منطقه، نزدیکترین متحد آمریکا، یعنی اسرائیل را عامل اصلی بیثباتی و محرک رادیکالیزه شدن در منطقه میبیند.» او همچنین افزود که زمانبندی این حمله — تنها چند روز پیش از دور بعدی مذاکرات برنامهریزیشده میان مقامات ایرانی و استیون ویتکوف، فرستاده ویژه ترامپ، در عمان — خطر آن را افزایش میدهد که سایر کشورها دیپلماسی آمریکا را صرفاً نوعی پوشش تلقی کنند که هدف آن فراهم کردن غافلگیری بیشتر برای جنگندههای اسرائیلی است. (ایران اعلام کرده که در این مذاکرات شرکت نخواهد کرد.)
اگر این برداشت به یک باور عمومی تبدیل شود، دنیل لوی میگوید، ممکن است کشورهای دیگر را نیز تشویق کند که در مناطق دیگر جهان — حتی آنهایی که در وضعیت جنگی قرار ندارند — به اقدامات پیشدستانه دست بزنند، صرفاً به دلیل ترس از دخالت بیثباتکننده مشابهی از سوی ایالات متحده. برای ایران، اهمیت ماجرا کمتر از این نیست. موجهای پیاپی حملات هوایی اسرائیل، همراه با فعالیت مأموران اطلاعاتی اسرائیلی در داخل خاک ایران، بار دیگر ضعفهای آشکار در سامانههای دفاعی ایران را نمایان کردهاند.
کریم سجادپور، عضو ارشد و کارشناس مسائل ایران در اندیشکده «کارنگی برای صلح بینالمللی» در واشنگتن، گفت: «ایران اکنون، نسبت به یک سال پیش، دست بسیار ضعیفتری برای بازی کردن دارد.» با توجه به اینکه اسرائیل تا حد زیادی حماس و حزبالله را نابود کرده، ایران احتمالاً ناچار است برای انجام اقدامات تلافیجویانه علیه اسرائیل یا ایالات متحده به نیابت از خود، به حوثیها متوسل شود — در حالی که خودِ حوثیها نیز هدف حملات آمریکا قرار گرفتهاند.
سجادپور گفت: «ایران در وضعیت دشواری قرار دارد و هر انتخابی برایش پیامدهای بدی دارد.» اگر تأسیسات نفتی عربستان را هدف قرار دهد، خطر پاسخ نظامی آمریکا وجود دارد. اگر اعلام کند که درصدد ساخت سریع بمب اتم است، با حمله از سوی اسرائیل و همچنین آمریکا مواجه خواهد شد — کشوری که همواره اعلام کرده اجازه نخواهد داد ایران به توانایی ساخت سلاح هستهای دست یابد. او افزود: «آنچه آسیبپذیری ایران را دوچندان کرده، این است که بسیاری از فرماندهان و استراتژیستهای نظامی کلیدی ایران که مسئول طراحی پاسخهای تلافیجویانه بودند، از پیش ترور شدهاند.»


