لاسلو کراسناهورکای، رماننویس مجارستانی که به خاطر مضامین آخرالزمانی و نثر بیامانش با جملات پیچدرپیچ و طولانی – که گاه چندین صفحه ادامه مییابند – شناخته میشود، روز پنجشنبه برندهی جایزه نوبل ادبیات شد. آکادمی سوئد، برگزارکنندهی این جایزه، در یک نشست خبری اعلام کرد که کراسناهورکای این جایزه را دریافت کرده است «به خاطر آثار خیرهکننده و الهامبخشش که در میان وحشت آخرالزمانی، بار دیگر قدرت هنر را تأیید میکند.» کراسناهورکای (تلفظ: کراسنا-هور-کای)، ۷۱ ساله، سالهاست که از نامزدهای همیشگی نوبل به شمار میرفت. سوزان سانتاگ او را «استاد آخرالزمان» نامیده بود، و نویسندگان دیگر نیز مدتهاست سبک منحصربهفرد و روایتهای تیره اما گاه طنزآمیز او را تحسین میکنند. او همچنین چندین فیلمنامه را در همکاری با کارگردان مجارستانی بلا تار نوشته است؛ کسی که چندین رمان او را به فیلم تبدیل کرده. تار در سال ۲۰۰۰ رمان «اندوهِ مقاومت» را با عنوان فیلمی به نام هارمونیهای وِرکمایستر اقتباس کرد. این رمان، که با جملات بسیار بلند نوشته شده، داستان رویدادهایی در شهری کوچک در مجارستان است پس از آنکه سیرکی با نهنگی عظیم و تاکسیدرمیشده به آنجا میرسد.
آخرین رمان او که به انگلیسی منتشر شده، «هرشت ۰۷۷۶۹» نام دارد و سال گذشته در ایالات متحده منتشر شد. این کتاب که تماماً در قالب یک جملهی پیوسته نوشته شده، ترس از بازخیز فاشیسم در اروپا را بازتاب میدهد و دربارهی پاککنندهی گرافیتی در آلمان است که برای هشدار دادن به آنگلا مرکل، صدراعظم وقت، دربارهی نابودی قریبالوقوع جهان برای او نامه مینویسد. این رمان در تمام ۴۰۰ صفحهاش تنها یک نقطه دارد.
کراسناهورکای در سال ۲۰۱۴ در گفتوگویی با نیویورک تایمز گفته بود که تلاش کرده است سبکی «کاملاً اصیل» پدید آورد و افزوده بود: «میخواستم آزاد باشم تا از نیاکان ادبیام فاصلهای طولانی بگیرم و نسخهای تازه از کافکا، داستایوفسکی یا فاکنر خلق نکنم.»
استیو سِم-سَندبرگ، یکی از اعضای کمیتهی نوبل، در نشست خبری اعلام جایزه، از «سبک حماسی قدرتمند و موسیقایی» کراسناهورکای تمجید کرد. او افزود: «نگاه هنری کراسناهورکای – نگاهی عاری از توهّم که به شکنندگی نظم اجتماعی نفوذ میکند – همراه با ایمان استوارش به قدرت هنر، انگیزهی آکادمی برای اعطای این جایزه بوده است.» سخنگوی انتشارات آلمانی کراسناهورکای روز پنجشنبه در ایمیلی اعلام کرد که نویسنده فعلاً گفتوگویی انجام نخواهد داد. با این حال، او همان روز در گفتوگویی کوتاه با رادیوی سوئد گفته بود: «خیلی خوشحالم، ممنونم» و افزوده بود: «نمیدانم در آینده چه پیش میآید.»
کراسناهورکای در سال ۱۹۵۴ در شهر کوچکی به نام گیولا، در حدود ۱۹۰ کیلومتری بوداپست، به دنیا آمد. ریشهی یهودی خانوادهاش سالها پنهان مانده بود — پدربزرگش برای ادغام در جامعه نام خانوادگیشان را از «کُرین» به «کراسناهورکای» تغییر داده بود — و او تا یازدهسالگی، زمانی که پدرش حقیقت را برایش فاش کرد، از تبار یهودی خود بیخبر بود. او نابغهای موسیقایی بود و در جوانی چند سال بهعنوان نوازندهی حرفهای کار کرد؛ پیانو مینواخت و در گروهی راک آواز میخواند.
پدرش وکیل بود و مادرش در وزارت رفاه اجتماعی کار میکرد. کراسناهورکای که شیفتهی کافکا بود، در ابتدا قصد داشت حقوق بخواند و به روانشناسی جنایی علاقهمند بود، اما در نهایت به تحصیل زبان و ادبیات مجارستانی روی آورد. پس از پایان تحصیل، او به خدمت نظامی رفت، اما به گفتهی خودش در مصاحبهها، پس از تنبیه بهدلیل نافرمانی از ارتش فرار کرد. سپس مدتی به کارهای گوناگون مشغول شد — از جمله کار در معدن و نگهبانی شبانه از ۳۰۰ گاو — شغلی که به او فرصت داد آثار داستایوفسکی و رمان زیر آتشفشان نوشتهی مالکوم لاوری را بخواند؛ کتابی که خود او آن را «کتاب مقدس»ش نامیده است.
وقتی کراسناهورکای نوشتن را آغاز کرد، هدفش این بود که تنها یک کتاب بنویسد و سپس به حرفهی موسیقی بپردازد. در زمانی که نخستین داستان کوتاهش را منتشر کرد، هنرمندان و نویسندگان زیر سانسور رژیم کمونیستی مجارستان بودند و او توسط پلیس بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت؛ مأموران دربارهی دیدگاههای ضدکمونیستیاش از او پرسوجو کردند و گذرنامهاش را نیز ضبط کردند.
با این حال، کراسناهورکای دلسرد نشد. در سال ۱۹۸۵، نخستین رمان چالشبرانگیز خود با عنوان تانگوی شیطان را منتشر کرد؛ اثری دربارهی زندگی در روستایی فقیر و در حال فروپاشی که به پدیدهای ادبی در مجارستان بدل شد. او در مصاحبهای با پاریس ریویو در سال ۲۰۱۸ گفت: «هیچکس، حتی خودم، نمیفهمید چگونه ممکن شد رمان ساتانتانگو منتشر شود، چون این اثر بههیچوجه با نظام کمونیستی سازگار نبود.»
داستان ساتانتانگو در مزرعهای اشتراکی میگذرد که سالهاست از کار افتاده است، و بسیاری از مضامینی را در بر دارد که آثار کراسناهورکای را تعریف میکنند — مردمانی عادی که در فضایی آکنده از اضطراب، پارانویا و سردرگمی زندگی میکنند و در مواجهه با فروپاشی نظم اجتماعی، با نااطمینانی دستوپنجه نرم میکنند. شاعر جُرج سیرتِس (George Szirtes)، مترجم ساتانتانگو و چند اثر دیگر کراسناهورکای، گفته است: «او به سیاست در معنای کلان نمیپردازد، بلکه تجربهی مردمانی را روایت میکند که در دل جوامعی در حال زوال و فروپاشی زندگی میکنند.»
کارگردان مجار بلا تار در سال ۱۹۹۴ اقتباسی سینمایی از این رمان ساخت که بیش از هفت ساعت طول دارد. او در مصاحبهای گفت: شبی تمام کتاب را یکنفس خوانده و فردا صبح از کراسناهورکای خواسته بود اجازه دهد آن را فیلم کند، اما نویسنده که در تعطیلات عید پاک در خواب بود، از بیدار شدن ناگهانیاش چندان خوشحال نشده بود. تار گفت: «رمان پر از انسانهای فقیر و درمانده است، اما کراسناهورکای به آنها شأن و منزلتی نادر بخشیده است.»
سیرتس افزود کراسناهورکای هرگز انتظار نداشت کتابهایش — با جملات بلند، پر از بندها و زیربندهای بیپایان — در سطح جهانی محبوب شوند: «کتابهای او در نگاه اول ممکن است دشوار به نظر برسند، چون تقریباً هیچجا در آنها مکث یا وقفهای وجود ندارد.» در چند دههی اخیر، کراسناهورکای جوایز متعددی در خارج از کشورش دریافت کرده است. در سال ۲۰۱۵، برندهی جایزهی بینالمللی منبوکر شد؛ جایزهای که در آن زمان به مجموعه آثار نویسنده تعلق میگرفت، نه به کتابی خاص.
در ایالات متحده، انتشارات New Directions دوازده کتاب از او را به انگلیسی منتشر کرده و آثار دیگری نیز در راه است، از جمله ژومله رفته است (Zsömle Is Gone) طنزی دربارهی برقکار بازنشستهای در روستا که باور دارد از نوادگان خاندان سلطنتی مجارستان است. باربارا اِپلر (Barbara Epler)، مدیر انتشارات نیو دایرکشنز، میگوید یکی از ویژگیهای چشمگیر آثار کراسناهورکای توانایی او در درهمتنیدن طنزی غیرمنتظره در دل روایتهایی تیره و غمانگیز است: «شگفتانگیز است که در دل این تاریکی، نوعی سبکبالی ضدجاذبه وجود دارد — همهچیز تیره است، اما درون آن طنزی بیاحساس و بیوقفه بالا میگیرد.»
جایزه نوبل ادبیات مهمترین افتخار در دنیای ادبیات است و معمولاً نقطهی اوج کارنامهی نویسندگان به شمار میرود. برندگان پیشین آن شامل نویسندگانی چون سال بلو، تونی موریسون، نمایشنامهنویس هارولد پینتر و در سال ۲۰۱۶ باب دیلن بودهاند. آکادمی سوئد در سالهای اخیر تلاش کرده است تنوع برندگان را افزایش دهد، زیرا با انتقادهایی روبهرو بوده که اکثریت برندگانش مردانی از آمریکای شمالی یا اروپا بودهاند.
برندهی سال گذشته، هان کانگ (Han Kang)، نویسندهی کرهای بود که بیش از همه با رمان گیاهخوار شناخته میشود — اثری سورئال دربارهی زنی که از خوردن غذا دست میکشد و میکوشد با نور خورشید زنده بماند. از دیگر برندگان اخیر میتوان به عبدالرزاق گورنه (Abdulrazak Gurnah)، نویسندهی زنگباری که آثارش به تجربهی مهاجرت و میراث استعمار میپردازد، و آنی ارنو (Annie Ernaux)، نویسندهی فرانسوی که جزئیات زندگی روزمره و خاطرات دردناک خود را روایت میکند، اشاره کرد.
کراسناهورکای سالها در میان گزینههای محبوب بنگاههای شرطبندی برای بردن نوبل قرار داشت. او دومین نویسندهی مجار است که این جایزه را میگیرد — پس از ایمره کِرتِس (Imre Kertész)، نویسنده و بازماندهی هولوکاست، در سال ۲۰۰۲. هرچند آثار کراسناهورکای غالباً به خاطر مضامین سیاسیشان تحسین میشوند، او همواره رد کرده که قصدش نوشتن تمثیلهای سیاسی باشد. او در سال ۲۰۱۴ به نیویورک تایمز گفت: «من هرگز نمیخواهم رمان سیاسی بنویسم. مقاومت من در برابر رژیم کمونیستی، سیاسی نبود — بلکه در برابر یک جامعه بود.»
با این حال، در آثارش نقدهایی آشکار از اقتدارگرایی و رشد ایدئولوژی راستگرا دیده میشود. اوتیلی مولزت (Ottilie Mulzet)، مترجم چندین کتاب او به انگلیسی، گفته است کراسناهورکای از ویکتور اوربان، رهبر اقتدارگرای مجارستان و حزب او، فیدِس، نیز انتقاد کرده است — موضعی خطرناک در زمانی که نویسندگان منتقد حکومت با آزار و فشار روبهرو میشوند. مولزت گفت: «او آینهی طنزی در برابر جامعهی مجارستان گرفته است. در ابراز نارضایتی خود از اوربان بسیار شجاع بوده است.» با این حال، اوربان در پستی در شبکههای اجتماعی به کراسناهورکای تبریک گفت و نوشت او «مایهی افتخار ملت ماست.»
کراسناهورکای از اینکه بهعنوان پیشگو یا مفسر اجتماعی یا سیاسی معرفی شود، احساس راحتی نمیکند. او گفته است که هرگز از گفتوگو دربارهی آثارش لذت نبرده و خود را بخشی از «زندگی ادبی» نمیداند.
او در گفتوگویی با پاریس ریویو گفته بود: «نوشتن برای من عملی کاملاً خصوصی است. از صحبت دربارهی آثارم شرم دارم — درست مثل این است که کسی از من دربارهی شخصیترین رازهایم بپرسد.»
منبع: نیویورک تایمز
ترجمه: امید برمی


