هفتاد و نهمین دوره جشنواره آوینیون، شنبه بیست و ششم ژوئیه (سوم مرداد) به پایان رسید؛ یکی از مهمترین رویدادهای هنری جهان که هر ساله در این شهر جنوب فرانسه برپا میشود. نگاهی داریم به ده اجرای بخش اصلی.
رادیوی زنده

اوقلی شارون از فرانسه در این نمایش که در اجراهایی با زمانهای متفاوت ارائه شد- یکی در دو ساعت و نیم و یکی نه ساعته- میکروفون را به سمت جوانانی از مناطق جنگی خارومیانه میگیرد تا احساسات خود درباره جنگ و آن چه که بر آنها گذشته را با تماشاگر در میان بگذارند. شخصیتهایی از سوریه تا فلسطین با سؤالات مجریای روبرو میشوند که ظاهراً در حال ضبط برنامه رادیویی است در نتیجه امکانات صحنه رفتهرفته فراموش میشوند و اجرا در حد یک نمایشنامه رادیویی باقی میماند.
اسرائیل و محمد

این اجرا که با نام دو رقصندهاش پیوند دارد- اسرائیل گالوان و محمد الخطیب- سعی دارد رقص را با زندگی شخصی این دو ترکیب کند؛ جایی که پدران آنها بر روی پرده ظاهر میشوند و هر دو به شغل پسرانشان انتقاد دارند. در گفتاری صمیمانه آنها بخشهایی از زندگیشان را با تماشاگر در میان میگذارند و اسرائیل گالوان-استاد برجسته فلامنکو- بیشتر از الخطیب به رقص میپردازد تا این که در انتها هر دو با هم پیوند میخورند و رقص جذابی را ارائه میدهند.
برل

اثری از آنترزا دو کیرسماکر و سولال ماریوت که در آن این دو هنرمند با صدا و تصویر ژاک برل، خواننده افسانهای بلژیکی میرقصند. اجرا هر چند نکتههای جذاب و دیدنیای دارد، اما در نهایت به عظمت و شکوه محل اجرای آن- بولبون؛ جایی میان صخرهها که اولین بار پیتر بروک آنجا را کشف و برای اجرا انتخاب کرد- نیست.
ایرانیان

کهنترین نمایشنامه موجود جهان نوشته آیسخولوس(آشیل) که داستانش در شوش میگذرد و زنمحور است؛ داستان آتوسا، دختر کوروش و همسر داریوش که منتظر است اخبار حمله داریوش به یونان به او برسد. اجرایی ساده از گوئینل مورین، بازیگر و کارگردان فرانسوی که میخواهد با حذف حشو و زوائد به جوهر اصلی این نمایشنامه کهن برسد؛ جایی که اجرا شبیه به روخوانی میشود و بازیگران با لباسهای معمولی امروزی در حال اجرا در صحنهای هستند که خالی است و تنها دو دایره با گچ بر روی زمین کشیده شده است.
شستشو

آمریتا هپی از استرالیا در این رقص تکنفره میخواهد سنتهای رقص معاصر را با ریشههای خودش و قبایل استرالیایی پیوند دهد؛ جاییکه رقصنده با نام بردن از طراحان رقص شناخته شده تاریخ، از پینا باوش تا تریشا براون، قطعاتی را اجرا میکند و در عین حال با گفتن داستان زندگی خود در میانه اجرا، میخواهد رقصی شخصی ارائه دهد.
قله

این اثر کریستوف مارتالر از سوئیس هجویه نسبتاً جذابی است درباره بورژوازی، جایی که یک تعداد آدم مرفه از کشورهای گوناگون در بالای کوه در یک مکان گرفتار میشوند و گویی بیرون از آنجا جنگ سوم جهانی در حال رخ دادن است. نمایش به شخصیتپردازی پناه نمیبرد، برعکس میخواهد موقعیتهای کمدی جذابی خلق کند که در آن نیش و کنایههای خود را به وضعیت جامعه امروز بزند و مسأله ثروت و آداب طبقه مرفه را به سخره بگیرد.
مادر

بهترین نمایش امسال، مادر اثر ماریو بانوشی ۲۶ ساله که جهان خاص خود را میآفریند و موفق میشود آن را به بهترین شکل با ما قسمت کند؛ جایی که در یک طراحی صحنه مینیمال، فضای یک روستا شکل میگیرد و سرنوشت چند زن و رویارویی آنها با زندگی کاویده میشود؛ جایی که برهنگی بازیگران به بخش جداییناپذیری از اجرا بدل میشود تا احساسات زنانه با طبیعت یکی شود و زایش و مرگ به هم پیوند بخورند.
اتاقی برای خود در دل کابل

اثری از کارولین ژیله و کبرا خادمی با همکاری هنرمندانی بدون ذکر نام از داخل افغانستان، اتاقی را ارائه میدهد که قرار است تماشاگر با ورود به آن به دنیای یک دختر افغانستانی به نام رها وارد شود. وضعیت این دختر با گفتاری که او بر روی تصاویر ویدئویی ورود و تسلط طالبان بر کابل گذاشته شده، قرار است تصویری از وضعیت زنان در این کشور ارائه دهد که البته بیشتر به کار مخاطبی میآید که چیز زیادی درباره افغانستان نمیداند.
کشور کوچک

اثری از رواندا که میخواهد نسلکشی در این کشور را با تماشاگرش در میان بگذارد؛ بر اساس رمانی از گائل فی، داستان خانوادهای را در تبعید روایت میکند که شاهد وقایعی بوده که به نسلکشی توتسیها در رواندا انجامیده است، جایی که داشتن دماغ بزرگ یا کوچک میتوانست کسی را زنده نگه دارد یا باعث مرگش شود؛ داستانی تکاندهنده با اجرایی ضعیف.
دمپایی شیطان

حیاط شگفتانگیز قصر پاپها – که بخشی از هویت جشنواره آوینیون است- این بار میزبان نمایشی بود از «کمدی فرانسز» با نام دمپایی شیطان نوشته پل کلودل. همه چیز در حیاط قصر پاپها مهیاست تا یک خاطره فراموشنشدنی برای تماشاگر خلق شود، اما این نمایش هشت ساعته ترجیح میدهد به سبک و سیاق اجراهای یک قرن پیش، همه چیز را به شکل کاملاً کلاسیک پیش ببرد. هر چند بازیگران- همانطور که از کمدی فرانسز انتظار میرود- همه شگفتانگیزند، اما نمایش به راحتی میتوانست با حذف صحنههای زائد بسیار کوتاهتر و جمعوجورتر باشد.


