فصل تازه سریال ونزدی (Wednesday) به زودی از شبکه نتفلیکس پخش میشود؛ سریالی که تیم برتون در فصل اول آن – که در سال ۲۰۲۳ پخش شد؛ یکی از پرمخاطب ترین سریالهای تاریخ نتفلیکس با بیش از پنجاه میلیون تماشاگر – نقش مهمی داشت: کارگردانی چهار قسمت و همین طور مدیر تولید کل مجموعه.
حالا در افتتاحیهای باشکوه در قلب لندن، تیم برتون به همراه بازیگر اصلی این مجموعه (جنا اورتگا) حضور داشت تا در فضایی گوتیک، دعوت شدگان به استقبال فصل تازه این مجموعه بروند: بازسازی یک قبرستان در جلوی محل نمایش سریال در وستمینستر با کلاغهایی که بر روی زمین و قبرها رها شده بودند به همراه اتوموبیل سیاهرنگ معروف این مجموعه در کنار مجسمه بزرگی از دستی که همیشه همراه ونزدی است.
اولین اپیزود از این مجموعه به کارگردانی خود برتون- که این بار هم کارگردانی نیمی از اپیزودها را خود بر عهده دارد- کماکان حکایت از علاقه وافر او به شخصیتهای چارلز آدامز دارد؛ شخصیتها و داستانی که برتون از مدتها قبل به آن علاقه نشان داده بود و حتی میخواست فیلم «خانواده آدامز»- محصول ۱۹۹۱- را هم کارگردانی کند.
در فصل اول رنگ و بوی جهان برتون حس میشد، اما به نظر میرسد در فصل دوم این رنگ و بو پررنگتر است و جذابتر: فضای دیوانهوار برتونی در اپیزود اول این سریال حس میشود و المانها و نشانههای جهان او پررنگتر از فصل قبلی هستند و به نظر میرسد فیلمی چون «بیتلجوس، بیتلجوس»، به برتون کمک کرده تا بیمحاباتر به آن چه که خود میپسندد و میاندیشد، نزدیکتر شود.
مشکل فصل اول این سریال تن دادن کامل به قوانین استودیویی/ نتفلیکسی بود که همه چیز را برای سلیقه و پسند مخاطب- آن هم مخاطب نوجوان- مهیا میکرد. یعنی دنیای تاریک و سیاه برتون رنگ و بوی نتفلیکس به خود گرفته بود تا مخاطب به هر قیمتی راضی بماند- که ماند.

این بار اما به نظر میرسد با موفقیت کامل فصل اول، برتون توانسته بدون قید و بند، بیشتر و بیشتر به دنیای درونی خودش نزدیک شود. اپیزود اول سریال هنوز به رغم تعلقاش به دنیای نوجوانانه- به شکلی وام گرفته از موفقیت هری پاتر- و همینطور دیالوگمحور بودن آن، گوتیکتر، ترسناکتر و غریبتر از فصل قبلی است و یک سکانس انیمیشن فوقالعاده، آن را به دنیا و شخصیتهای مورد علاقه برتون نزدیکتر میکند؛ دنیایی که مثلاً در «ماجرای بزرگ پی وی» و «ادوارد دست قیچی» دیده بودیم و بعدتر در انیمیشن «کابوس پیش از کریسمس». این موجودات و این تخیل بکر در طراحیها و نقاشیهایی ریشه دارد که اخیراً در نمایشگاه بزرگی از آثار برتون در شهرهای مختلف اروپا از جمله پراگ به نمایش گذاشته شد.
برتون اما داستان طولانی و تلخی با هالیوود دارد که حالا شاید تلاش میکند در حد فاصلی مثل نتفلیکس، رابطه خود را با صنعت سینما بهبود ببخشد. او پس از فیلم تلخ و تاریک «بتمن بازمیگردد» (۱۹۹۲- بهترین نسخه بتمن) به دلیل تلخی بیش از حد فیلم با هالیوود دچار مشکل شد تا آنجا که به نوعی کنار زده شد و همین موجبات افسردگیاش را فراهم کرد؛ فیلمسازی که از نیمه دوم دهه هشتاد حضور مستمر و درخشانی داشت و فیلمهای ماندگار زیادی از جمله ادوارد دست قیچی را در کارنامهاش ثبت کرده بود.
اما جدال برتون با هالیوود جدی شد و فیلمهای بعدی برتون را میتوان به نوعی باج دادن او به استودیوها و دست کشیدناش از سینمای برتونی تلقی کرد، اما در آخرین ساختهاش بیتلجوس، بیتلجوس(۲۰۲۴)، به نظر میرسد برتون خوشبختانه دوباره به یک دنیای شخصی بازگشته است؛ دیدنیترین فیلمش طی سه دهه گذشته که به طرز عجیبی از فصل جوایز کنار گذاشته شد. برتون در این فیلم به تماشاگرش باج نمیدهد. دنیایی دیوانهوار بنا میکند که ربطی به هیچ فیلمساز دیگری ندارد و به طور مستقیم بیانگر جهان تلخ و پیچیده خودش است که از دوران کودکی (از تنهاییهای ممتد و پناه بردنش به تخیل در شهر کوچک بربنک کالیفرنیا، جایی که کودکی سختی را پشت سر گذاشت) شکل گرفته و تا امروز ادامه داشته است؛ با انبوهی موجودات عجیب و غریب و ترسناک، باور به ماوراءالطبیعه، انسانهای بدون سر، دست و پای جدا شده و در نهایت جهان تکاندهندهای که به شکل ویژهای با دنیای کمدی میآمیزد و ترکیب غریبی خلق میکند که در آن تماشاگر هم میترسد، هم میخندد و هم همراه میشود با روایتی که به شکل عادی غیرقابل باور به نظر میرسد.
حالا با موفقیت تجاری ونزدی در نتفلیکس، برتون سعی دارد روابط خود را با دنیای سرگرمی به نوع دیگری برقرار کند، روابطی که همیشه تعیین حد و مرز آن در زمینه شخصی بودن یا تن دادن به خواست عامه تماشاگر، کار چندان آسانی نیست.


