Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

      ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      جنگ و تاثیرات مرگبار آن بر محیط زیست ایران

      ۸ فروردین , ۱۴۰۵

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    نقد و نظریه ادبی ادبیات پیشنهاد سردبیر

    مهمان خسته‌ی راه شیری | نگاهی به جهان داستانی بیژن نجدی

    جواد عاطفهجواد عاطفه۱۲ شهریور , ۱۴۰۴
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    بیژن نجدی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    بیژن نجدی (۱۳۲۰-۱۳۷۶) با دو مجموعه داستان «یوز‌پلنگانی که با من دویده‌اند» و «باز از همان خیابان‌ها‌» و مجموعه‌ی ناتمام‌ها‌ی او «داستان‌ها‌ی ناتمام» و مجموعه‌ی اشعارش «خواهران این تابستان» جایگاهی را برای خود در  ادبیات معاصر ایران رقم زده که کم‌تر کسی با این تعداد اثر توانسته به چنین درجه‌ای برسد.

    شاید کم‌تر نویسنده‌ای باشد که سال‌ها‌ آهسته و آرام خلق کند و کم‌تر به چاپ برساند. شاید کم‌تر نویسنده‌ای باشد که با یک اثر در زمان حیات و چند اثر بعد از مرگش چنان محکم و ثابت در ایجاد یک جریان، یک سبک و بدعت ادبی تأثیرگذار و ماندگار باشد. شاید هیچ نویسنده‌ای باور نکند مرگ باعث نیستی او خواهد شد. و کم‌تر نویسنده‌ای به هستی خود بعد از مرگ اعتقاد داشته باشد. شاید و شاید… اما باید نجدی باشی و نجدی‌وار بنویسی تا بدانی که زندگی در کلماتت موج می‌زند، نفس می‌کشد و کلمه به چشمانت، چشمان بی‌نگاه مرگ‌ات لبخند می‌زند. نجدی، شاعری بود که داستان می‌نوشت و نویسنده‌ای که به زبان شعر می‌نوشت. او شیفته‌ی شعر بود و این شیفتگی را تا بدان‌جا رساند که داستان‌ها‌یش همه شعرهایی در لباس داستان‌اند.

    «جمعه پشت پنجره بود»، «آن روز جمعه بود. جمعه همان خونی بود که از تابستان ریخته بود روی آسفالت و آفتاب مثل باران می‌بارید»، «از وسط خیابان آینه بلندی می‌گذشت. سمسارها دنبالش می‌دویدند. آینه کنار دری ایستاد. زنی برایش در باز کرد‌. آن‌جا همان‌جا هم‌دیگر را بغل کردند و در بسته شد»، «بشقابی پر از کلمه روی یکی از پله‌ها‌‌ست، کلمات خیس از بشقاب می‌افتد روی یک چاقو»، «صدای اذانی که به پشت ابر مالیده می‌شود»، «… جهانی پر از بی‌گناهان…»، «آن‌قدر به سکوت دل‌شوره‌آوری که در گوشه‌ها‌ی اتاق او روی‌هم ریخته شده بود گوش داد تا این که بالأخره زیر پلک‌ها‌یش دفن شد»، «صدای افتادنش را تمام گیاهان تا سینه‌کش کوه از لای ریشه‌ها‌یشان شنیدند»، «در روی عینکش دو تکه از آسمان شیشه‌ای افتاده بود و کمی ابر که خط‌خطی می‌شد‌. صف درازی از گل‌ها‌ی آفتاب‌گردان از کنارش می‌گذشتند و هر کدام روی او دو رکعت نماز می‌خواندند»، «لحظه‌ای کف دست‌ها‌یش پر از کلمه شد»، «رودخانه از لنگه‌ها‌ی باز در به‌اتاق آمد»، «صدای قطاری که از دور می‌آید و از پنجره می‌گذرد و روی تکه شکسته‌ای از گچ‌بری‌ها‌ی سقف تمام می‌شود»، «همه‌ی ما توی فکر خودمان دفن شده‌ایم»، «فقط ما آدم‌ها‌ می‌دانیم که می‌میریم…»، «می‌دانی که ماهی‌ها‌ پلک نمی‌زنند. اصلاً آن‌ها‌ پلک ندارند»، «صدای تمام شدن روز را شنیدیم»، «درختی را بدرقه کردیم که دیگر درخت نبود. حتی خجالت می‌کشید سرش را به طرف جنگل برگرداند»، «چشم‌ها‌یش پر از کلمه شده بود. مردم داشتند نعش یک بالکن را می‌بردند»، «آن‌قدر نشستیم تا یک غروب پر از رطوبت از کنار ما رد شد»، «صدای پای آن‌ها‌ با خیابان رفت»، «… بین برگ‌ها‌ بود. پاهایش لای ریشه‌ی درختان در زمین فرو رفته. گونه‌ها‌ی صورتش برگ شده بود. پوستش چسبیده بود به چوب خیس و چشم‌ها‌یش توی مشت پاییز دور می‌شد»، «آن بالا ذرات اکسیژن از هم دور می‌شود و هیچ‌چیز بوی نفت و روزنامه نمی‌داد. و صدایی از هیچ ساعتی شنیده نمی‌شد»، «انگار زنی در آسمان تهران قیمه‌قیمه شده‌است»، «کنار کاغذ‌ها‌ نشستم…»، «من خواستم بنویسم که شما… »، «ناگهان روی کاغذ‌ها‌ی من به دنیا آمده بود»، «شما نجدی هستید؟»

    نجدی، آموزگاری است که قوانین ریاضی را، قوانینی که هیچ احساسی را برنمی‌تابند، به شعر و داستان گره زده و به عدد و قانون مطلق‌اش روح و زندگی می‌بخشد. اعداد نفس می‌کشند، زندگی می‌کنند تا در آخر، مسخ کلمه، زندگی را به تصویر بکشند. داستان‌ها‌ی نجدی چون معادله‌ای دو مجهولی می‌ماند که در پایان شاید به نقطه‌ی حل مسئله‌ی مطرح شده در داستان برسد. او بی‌ربط‌ترین چیزها را با بیانی زیبا و ملموس به هم ربط می‌دهد. همان‌طور که حرکت خون خورخه آئورلیا بوئندیا از جوخه‌ی اعدام در «صد سال تنهایی» گابریل گارسیا مارکز به سمت اورسولا طبیعی است، حرکت رودخانه از پنجره، گره خوردن مرتضی به جنگل، نصف کردن یکشنبه توسط ریل، راه رفتن آینه و… در آثار نجدی طبیعی و معمولی به نظر می‌رسد. چنان این نوع نگارش و دید به جان‌دار و بی‌جان در آثارش موج می‌زند که خواننده در دنیای لطیف و بکر داستانی نجدی غوطه‌ور می‌شود و دنیایی پیش روی نگاهش باز می‌شود که حتی خیانت و مرگ، تصویری جدید و نو دارند و از آن تصویر‌ها‌ی کلیشه‌ای و کهنه در آن اثری نیست.

    نقطه‌ی شروع داستان‌ها‌ی نجدی آن‌جاست که واقعیت و رویا به‌هم گره می‌خورد و بن‌مایه‌ای می‌شود برای حرکت روایت، داستان، فضا و اتمسفر کلی. داستان‌ها‌ی نجدی را می‌توان به سه دسته‌ی کلی تقسیم کرد:

    – آن دسته از داستان‌ها‌ که در فضایی متعارف و حقیقی شکل می‌گیرد. مانند: «سپرده به زمین »، «استخری پر از کابوس»، «خاطرات پاره پاره‌ی دیروز»، «سه شنبه‌ی خیس بی‌گناهان»، «نگاه یک مرغابی»، «بیمارستان نه قطار» و…

    – داستان‌ها‌یی که از دید شخصیت داستانی نامتعارف و در فضایی متعارف روایت می‌شود. مانند: «روز اسب‌ریزی»، «چشم‌ها‌ی دکمه‌ای من»، «تن آبی، تنابی» و…

    – و دست آخر داستان‌هایی‌ که از دید شخصیت داستانی متعارف در فضایی نامتعارف شکل گرفته و تعریف می‌شود. مانند: «مرا بفرستید به تونل»، «گیاهی در قرنطینه» و…

    اما آن چیزی که در تمام آثار نجدی مشترک است را شاید بتوان در این جمله خلاصه کرد: کلامی سبز، زبانی سرخ، نگاهی آبی به زندگی و آدم‌ها‌یی معصوم و بکر. آدم‌های داستانی نجدی، دیوانه‌ها‌یی پاک و منزه‌اند. «طاهر»، «مرتضی» و «ملیحه» شخصیت‌ها‌ی غالب داستان‌ها‌ی او هستند. این‌ها‌ در زمان داستانی نویسنده متولد می‌شوند، قد می‌کشند، پیر می‌شوند و می‌میرند. مردان و زنان بی‌گناهی که اگر پیراهن‌شان را کنار بزنند پوششی از معصومیت‌شان دیده می‌شود که روی استخوان‌ها‌یشان پوشیده‌اند. معصومیتی بکر و آرام که نه افسوس که تفکر را به بار می‌آورد. آن‌ها‌ با همه‌ی معصومیت و بکری خود آرامشی را بر هم می‌زنند. این رمیدگی آرامش از همان تضاد‌ها‌ که بین پاکی شخصیت داستانی با ناپاکی محیط است سرچشمه می‌گیرد. آن‌ها‌ گاه چنان جدا و مشخص هستند که در ضدیتی کامل با محیط در می‌آیند. تضادی که اعتراضی آرام و فی‌نفسه را در خود دارا است. آدم‌ها‌یی ساده، پاک، بکر و معصوم با نگرشی زلال و ساده، در عین پیچیده‌گی‌ها‌ی روایی ، با تفکری که از روانی رودخانه، سبزی جنگل و پهناوری دریا ریشه گرفته است‌. و این همان چیزهایی است که نویسنده به واسطه‌ی آن روایت داستانی خود را پیش‌برده و طبیعت و بکر بودنش، خاطرات و نوستالژی‌ها‌یی است که شخصیت‌ها‌ی معصوم داستان‌ها‌یش در تقابل با آن‌ها‌ در روند داستان قرار می‌گیرند، این هم بی‌شک به زندگی نجدی در طبیعت شمال و هم‌جواری‌اش با جنگل و دریا و رودخانه مرتبط است که باعث این سبز‌نگری‌ها‌ به دنیای داستانی شده‌ است. در اکثر داستان‌ها‌ یک چیز، انسان، شیئی، احساسی و… از بیرون به درون نفوذ کرده و برای مدتی آرامش موجود در داستان را بر‌هم می‌ریزد. (بچه در «سپرده به زمین»، توپ در «مرثیه‌ای برای چمن»، پپسی در «تن آبی، تنابی» و…)

    محیط داستان‌ها‌ی نجدی، محیطی جان‌دار و زنده ‌است. تمام اطراف و اکناف او زنده‌اند و نفس می‌کشند. درخت، جنگل، مدرسه، ریل، توپ، نرده، بالکن، آینه، تابوت، پوتین، روزهای هفته، فصل‌ها‌ و… جان‌داری اشیا در کارهای او نه از جنس رمان‌نویی‌ها‌ است و نه از جنس تصویر حسی و قلیان احساسات رمانتیک‌ها‌. اشیا جان دارند نه به‌خاطر یک احساس؛ بل به‌خاطر یک هدف که غایت نهایی نویسنده است. رنگ به شخصیتی بدل می‌شود و به صورت مستقل در کنار دیگر اجزا، یک کلیت را شکل می‌دهد. هر چیز، نشانه‌ای است. نمادی است ازبن‌مایه‌ها‌ی فکری نویسنده. درخت در قالب درخت به‌کار نمی‌رود، درخت، مظهر بزرگی، سبزی و مقاومت می‌شود. رود نه به‌معنای خود رود که برکت و طغیان است و جمعه، عصر دلتنگی نویسنده و شخصیت‌های داستانی است.

    تلفیق فضای واقع‌گرایانه و فراواقع‌گرایانه در آثار نجدی آن‌چنان در هم و با هم است که منجر به ایجاد نوع و گونه‌ی خاص خود می‌شود. گونه‌ای که لطافت و رویکرد نویسندگان رئالیسم‌جادویی چون مارکز را نیز در خود حل کرده و به نوعی تبدیل به رئالیسم عجیب و جادویی وطنی با آمیزه‌ها‌یی از زبان شعر و احساس می‌شود‌. گُسست‌ها‌ی زمانی و مکانی، تو‌در‌تویی روایت‌ها – هزا‌رو‌یک شبی- برگشت‌ها‌ی ناگهانی و درهم به فضا و اتمسفر قبلی، وهم‌آلودگی اثر و… باعث شده که با هر بار خواندن دنیایی نو و تازه پیش روی ما قرار گیرد. آدم‌هایی بی‌نشان که در گذشته و آینده در نوسان‌اند و با زمان حال در جدال. جدالی خاموش و بی‌صدا!

    نجدی در داستان‌ها‌ی خود به جزئیات اهمیت ویژه‌ای می‌دهد و همان جزء‌ها‌ را آن‌قدر بزرگ و پُر‌رنگ و محکم تصویر می‌کند که به کلیتی تام در اثر بدل می‌شود. نویسنده به فرهنگ عامه، رسوم و مراسم کهن منطقه‌ای – ایرانی نیز نظر داشته و در آثارش از آن بهره جسته و بر آنان تأکید دارد. او در پی ادبیاتی بومی- اقلیمی نیست، اما رنگ و بوی منطقه‌ی جغرافیایی خود را در اثرش گنجانیده و با آن و از آن داستانش پیش می‌رود. رد تاریخ معاصر را در آثار نجدی می‌توان یافت (از «قیام جنگل» گرفته تا «دارزدن دکتر حشمت»، «کودتای ۲۸ مرداد»، «انقلاب»، «جنگ»، «زلزله‌ی منجیل و رودبار» و…) این حوادث بستری مناسب برای داستان‌ها‌ی او فراهم آورده و نویسنده نیز با استادی تمام از آنها بهره می‌جوید. بستری که زاویه‌ی دید مناسب، آن را از خطر تکرار مکررات جدا کرده و اثری یگانه و مستقل نسبت به آن موضوع تاریخی فراهم می‌آورد.

    بیژن نجدی خود به تأثیر کاریزماتیک هوشنگ گلشیری در روند داستان‌نویسی خود اذعان داشته و در عین این‌که از او به طور غیر‌مستقیم بهره برده، فضا و اتمسفری متفاوت و مخصوص به خود دارد. او سیلان ذهن و شکست روایت را از گلشیری گرفته و بیان و کلام خاص خود را به آن اضافه می‌کند. رد اثر احمد شاملو هم بر نجدی قابل تأمل است. شاملو که خود واژه‌ساز بود و با غنای کلامی‌ که داشت، در خلق واژه‌ها‌ی جدید می‌کوشید، در نجدی این تأثیر را ایجاد کرده که او نیز به دنبال زبانی نو و واژه‌ها‌یی بکر و جدید باشد. شاید بتوان توصیفات و تصویر‌سازی‌ها‌ی نجدی را با شاعران و نویسندگان برجسته‌ی سورئالیستی چون پل الوار، آندره برتون و… مقایسه کرد. شیوه‌ای که آن‌ها‌ بر اساس «نگارش خودکار» به خلق آثار خود می‌پرداختند. روشی که تمام درونیات و ذهنیات نویسنده به فرمی که در لحظه شکل می‌گیرد به نگارش در می‌آید. از آن‌جایی که بیان رویا با زبان معمولی دشوار و غیر قابل باور می‌نماید، پس باید یک معنی غیر‌منتظره به آن داد. و این همان چیزی است که آرتور رمبو در موردش معتقد بود: «اگر آن‌چه را شاعر از دنیای درون می‌آورد شکل داشته باشد، شکل خود را نیز به نوشته می‌دهد. و اگر شکل نداشته باشد، طبعاً نوشته نیز بی‌شکل است.» در چنین روش نگارشی، خواننده در مرحله‌ی اول به درک درستی از متن نرسیده و با پیوند دادن آن با اجزای دیگر، خواهد توانست به توصیف درونیات نویسنده، شاعر، که نماد بیرونی پیدا کرده، برسد. اما نجدی توصیف درونیات‌اش را نه از شیوه‌ی نگارش خودکار، بلکه از طریق تلفیق لطافت طبع شاعر، ظرافت و چیره‌دستی نویسنده و منطق و جسارت یک فیلسوف را در هم ادغام کرده و به نوعی از ادبیات دست پیدا می‌کند که معادله‌وار و منطقی؛ با احساسی ژرف و کلامی غنی و پرمحتوا همراه است.

    نگاه نجدی به انسان، نگاه انسان به هستی و در مقابل خواست هستی از انسان است. او زیبایی را به حد نهایت تصویر می‌کند. زیبایی دژم و زنگارگرفته از تصویری نا‌زیبا. تمام این زیبایی با کلمه خلق می‌شود. کلمه‌ای که بار تمام ذهنیت‌ها‌ی نویسنده را بر دوش می‌‌کشد. او در دیروز‌ها‌یش و «کنار ویرانی کلمات» که از شاید و هرگز روح‌اش تراوش می‌کند، به دنیایی عجیب و ناممکن قدم می‌گذارد. نویسنده در «سرزمین بی‌عنکبوت و مگس»، «در شبی پر از کلمه» «به طرز غم‌انگیزی» «لبخند خواهد زد» بر این احساس‌ها‌، درد‌ها‌ و حسرت‌ها! همان‌سان که ابدیت سرانجام او را در قالب خویشتن درآورده، شاعر با شمشیری برهنه از کلمه، بر قرن خود که دچار وحشت بود، نهیب می‌زند. زیرا نمی‌دانست مرگ است که با این صدای غریب سخن می‌گوید. آخر او «به طرز غم‌انگیزی بیژن نجدی» است!

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیفیلسوف دیوانه | درباره حسین پناهی و جهان فلسفی‌اش
    مقاله بعدی یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | طبیعت بی‌جان
    جواد عاطفه

    مطالب مرتبط

    آن‌ها که رفتند: روایتی از درگذشتگان هنر و ادب ایران در ۱۴۰۴

    بی‌تا ملکوتی

    جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

    بی‌تا ملکوتی

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره SECIME 2026 

    پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

    زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.