درگذشت احمد احمدپور بازیگر نقش «محمدرضا نعمتزاده» یکی از کودکان فیلم «خانه دوست کجاست» عباس کیارستمی، تلخ و دردناک بود. این رخداد تراژیک اما بهانهای شد تا به مستند «درخت زندگی» بپردازیم. این مستند ۵۹ دقیقهای نگاهی به زندگی برادران احمدپور بازیگران خردسال فیلم سینمایی «خانه دوست کجاست؟» از ساختههای عباس کیارستمی دارد و به بررسی بحران دوگانگی رفتاری و تحولات روانی نابازیگران کودک در بزرگسالی پرداخته است. مستندی به کارگردانی هومن بابانوروزی که چند سال پیش در گروه سینمایی هنر و تجربه اکران شده بود و مورد توجه مخاطبان و سینماگران قرار بود. در واقع مستند «درخت زندگی» درباره کودکان نابازیگری است که در فیلمهای سینمایی بازی میکنند. این کودکان معمولا در دوران بلوغ و بزرگسالی با مسایل روحی و روانی زیادی در جامعه مواجه هستند. بابک احمدپور بازیگر کودک فیلم «خانه دوست کجاست» که در جریان فیلم به دنبال یافتن دوستش برای رساندن دفتر مشق او بود در مستند «درخت زندگی» این بار جلوی دوربین هومن بابانوروزی آمده و درباره تغییر و تحولاتی که زندگیاش بعد از ۳۰ سال دچار آن شده است میگوید. «درخت زندگی» بدون قضاوت کردن به زندگی عوامل «خانه دوست کجاست» میپردازد.
افشین هاشمی بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر درباره فیلم مستند «درخت زندگی» میگوید: «با این نگاه که اگر شخصی در فیلمی بازی کند، فیلمساز تا آخر عمر مسئول سرنوشت او خواهد بود کاملا مخالفم، این همکاری موقت است و بیش از هر کس سرنوشت هر بازیگری بدست خود اوست. خوشبختانه این فیلم هم خیلی نرم از کنار این موضوع میگذرد. از طرفی دیدن سرنوشت بازیگر فیلم «خانه دوست کجاست» برایم جالب بود، چون یکی از فیلمهای مهم تاریخ سینمای ایران است. خوشبختانه این فیلم شبیه فیلمهای دیگری که راجع به آقای کیارستمی ساخته شده و ظاهر شلختهای دارد نیست زیرا آنها تصور میکنند که واقعیت شلخته است و این اشتباهی است که بیشتر اوقات راجع به سینمای کیارستمی میشود.»
بابک احمدپور بعد از فیلم «خانه دوست کجاست» تمام این سالها را با رویاهایش زندگی کرده است. مستند «درخت زندگی» در عین حال درباره یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینمای ماست. یاد آور فیلم و فیلمسازی مهم.
مجید برزگر درباره این مستند معتقد است «میتوانست با تحلیل دقیقتری پیش برود و بخشهایی از آن موقعیت و تکلیف خودش را روشن کند و ما را به عنوان تماشاگر با دستاورد خودش روبرو کند، با این حال دیدن این مستند لذت بخش و جذاب است به این خاطر که سویههای دیگری را همچنان از آقای کیارستمی فقید نمایش میدهد و از این نظر قابل اشاره است.
به اعتقاد برزگر «جادو و رویاسازی سینما برای کودکان و بازیگران بر کسی پوشیده نیست و آن زیست موقت در دوران تولید و نمایش فیلم تاثیری بر آنها میگذارد که تا آخر عمر دیگر آدمهای عادی نخواهند بود، اما فکر میکنم تلاش شما برای قضاوت نکردن موفق بوده است اگر چه گاهی به نظر میآید در بخشهایی از کار فیلمسازان کمی متهم میشوند که آینده بازیگرانشان را چگونه رقم میزنند، اگر چه بابک احمدپور میگوید در تمام این سالها پشتم به آقای کیارستمی گرم بود.»
گیتی خامنه مجری تلویزیون نیز درباره فیلم مستند «درخت زندگی» عنوان کرد: «از زمانی که این مستند را تماشا کردم بدون اغراق هنوز دارم خاطراتم در جادههای شمال، منطقه درفک و روستای کوکر را مرور میکنم. زمانی را که در خدمت استاد کیارستمی بودم ازجمله روزهای ناب زندگی من به حساب میآیند و این را هم کاملا بدون اغراق میگویم.»
به باور خامنه «فیلم به زیبایی به عوالم روحی و مقوله زندگی بابک و احمد احمدپور پرداخته است، کودکان و ستارگانی که با بازی در فیلمی از کیارستمی سرنوشتشان دگرگون شد. به زبان ساده اگر بخواهم بگویم چه اتفاقی در زندگی آنها افتاده باید برگردم به سالها قبل، زمانی که به خوبی به خاطر دارم که کیارستمی از دغدغه خودش با من گفت. او بیان کرد این بچهها در این دوره با ماشینهای شیک جابجا میشوند و ما به دنبالشان میرویم آنها در مرکز توجه هستند و در این مقطع زندگیشان کاملا تغییر کرده است. کیارستمی به بازیگرانی که یک بار جلوی دوربین می روند و همین طور نابازیگران اشاره کرد و این یکی از آسیب هایی ست که در فیلم به زیبایی به آن اشاره شده است.»
او درباره آفتی که به دنبال کودکانی که در سن کم بازیگر میشوند و سپس به دست فراموشی سپرده میشوند معتقد است: «بسیاری از ما به دنبال نوعی از زندگی هستیم که در آن دیده و شنیده بشویم و کارمان به ذهنها سپرده بشود، اما بسیار کم پیش میآید که کسی به این آفت بپردازد. یکی از مشخصههای فوق العاده فیلم به نظرم این بود که کارگردان شنونده خوبی بود و بابک خانه دوست کجاست هم به زیبایی و با صداقت، تمام رازهای مگوی زندگی خودش را با مخاطب در میان گذاشت و آرزو میکنم اگر احتمالا با کودکانی از این گروه سنی کار میکنیم، سرنوست آنها برایمان مهم باشد و این مقوله آسیبشناسی در کارمان مغفول نماند.»
آنا همتی هم درباره این مستند گفته بود :«من از دیدن این فیلم خیلی لذت بردم و تقریبا تمام صحنههایی که مادر بابک احمدپور صحبت میکرد من گریه میکردم و به این فکر میکردم چقدر این مادر رنج برده است زیرا به قول خودش بچهها هوایی شدهاند و قلبشان دو تکه شده است.»
کارگردان فیلم مستند «درخت زندگی» میگوید: «عباس کیارستمی بازیگران خود را رها نمیکرد و نسبت به بازیگران خود کودک، نوجوان، میانسال و …. احساس مسئولیت میکرد. من در فضای مجازی با برادران احمد پور آشنا شدم و در ارتباط بودیم به همین دلیل این ارتباط سبب جرقه ایده این فیلم در ذهنم شد که سرانجام بچههایی که بازیگر می شوند یا کودکان نا بازیگر چه میشود.» این کارگردان معتقد است :«بسیاری از این کودکان نمیتوانند این راه را ادامه دهند و بیشتر بچههایی که در کودکی نقش اصلی یک فیلم را داشتهاند نمی توانند در بازیگری ماندگار شوند که دلایل زیادی دارد. این بچهها به مرور زمان دچار مشکلات روحی و روانی میشوند و چون تجربه شیرینی از بازیگری دارند و بیش از حد دیده شدهاند، نمیتوانند به زندگی عادی بازگردند.»
بابک و برادرش در دو مسیر کاملاً متفاوت قرار گرفتهاند در حالی که هر دو در این فیلم به ایفای نقش پرداختند، اما بابک به کیارستمی وابسته است و به دنبال جذب حمایتهای اوست و در نقطه مقابل برادرش احمد است که اتفاقاً کیارستمی را مقصر و عامل اصلی بدبختی بابک میداند و معتقد است اگر کیارستمی به زندگی او ورود نمیکرد یا بعد میگذاشت و میرفت بابک میتوانست زندگی بهتری داشته باشد. درباره نامگذاری مستند هم کارگردان گفته است: «سعی کردم اسم فیلمم هم مرتبط با او نباشد. مشابهت عنوان فیلم من با یک فیلم خارجی است که آنهم برایم مهم نبود، چون آن فیلم داستانی است و فیلم من مستند است. درواقع «درخت زندگی» نامی است که بسیار روی اثر نشسته است چرا که آن درخت، درخت زندگی بابک احمدپور است و درختی است که خود کیارستمی آنجا کاشته و به قول کاراکتر اصلی آن درخت بار داد، اما کشف کیارستمی بار نداد و میوهای به ثمر نرساند.»
احمد احمدپور درگذشت تا محمدرضا نعمتزاده به خانه دوست برسد. او با آن معصومیت و سادگی کودکانهای که در نگاه و رفتار و لحن حرف زدنش موج میزد، نمادی از معصومیت و سادگی کودکانهای است که میتوانیم ردپای کودکی خود را در آن جستجو کنیم. به گمانم هر گاه آدمی دلش برای کودکیهایش تنگ میشود و از آن معصومیت از دست رفته دلش میگیرد میتواند به تماشای «خانه دوست کجاست» بنشیند و چشمه زلال و پاک کودکی را مزه مزه کند. حالا ما کودکان دیروز که خانه دوست را گم کردهایم مثل شازده کوچولو میمانیم که به دنبال دوست میگشت. میگفت: «آدمها عادت کردهاند که همه چیز را از مغازهها حاضر و آماده بخرند اما چون مغازهای نیست که در آن دوست را معامله کنند، آدمها ماندهاند بیدوست».در واقع شازده کوچولو هم مثل محمدرضا نعمتزاده به دنبال خانه دوست بود و شاید فیلم «خانه دوست کجاست» همان مغازهای باشد که میتوان در آن دوست و دوستی را پیدا کرد. حالا با مرگ ناگهانی و دردناک احمد پور، شاید تماشای این مستند معنا و احساس تازهای برانگیزد و چه بسا تراژیک بودن آن بیشتر نمایان شود. مستند را که میبینی دیگر نه کیارستمی زنده است نه احمد احمدپور و در واقع محمدرضا نعمتزاده درون فیلم. حالا فقط بابک احمدپور زنده است که در فیلم در جستجوی خانه دوست بود. شاید بعد از این جهان برای بابک احمدپور سختتر باشد که او در جهانی زیست میکند که اگر خانه دوست هم پیدا شود دیگر دوستی در آن خانه آن نیست. احمد برای همیشه رفته است. یادش گرامی.


