ترجمه: زها بابایی
روایت و تخیل شاعرانه
طراحی، در ذات خود کنشی مبتنی بر تخیل است: معماران چیزی را تصور میکنند که هنوز وجود ندارد؛ آنها آیندهای را تجسم میکنند که هنوز به واقعیت نپیوسته است. برای اندیشیدن به اینکه واقعیتهای فضایی موجود چگونه ممکن است در گذر زمان دگرگون شوند، به تخیل نیاز است؛ همانطور که برای پرورش ایدههایی دربارهی آیندههای ممکن نیز باید از نیروی تخیل بهره گرفت. نویسندگان ادبی، از طریق جهانهای خیالی خود، دیدگاههایی ممکن و تصورهای دیگر از واقعیت را پیش روی ما میگذارند. نویسندگان «سوررئالیست» (surrealist)، همچون آندره برتون (André Breton) و لویی آراگون (Louis Aragon)، فراتر رفتن از واقعیت را ارج مینهادند؛ و نویسندگان «رئالیسم جادویی» (magical realism)، مانند گابریل گارسیا مارکز (Gabriel García Márquez)، آلخو کارپانتیه (Alejo Carpentier) و ایزابل آلنده (Isabel Allende)، میکوشیدند بُعد جادویی واقعیت را مورد توجه قرار دهند. رمانهای «آرمانشهری» (utopian) و «ویرانشهری» (dystopian) را میتوان امتدادهایی فرضی از برخی جنبههای جامعه دانست که تا پیامدهای احتمالی خود پیش رفتهاند. برای مثال، میتوان رمان «۱۹۸۴»(1984) جورج اورول (George Orwell) را نقدی بر گرایشهای نظارت و کنترل دانست؛ و یا رمان« قصر» (The Castle) کافکا (Franz Kafka) را نقدی بر زیادهرویهای نظام بوروکراتیک قلمداد کرد. رمانها ابزاری برای نقد روندهای اجتماعی و گمانهزنی دربارهی آیندههای ممکن هستند؛ چه آیندههایی که آرزویشان را داریم و چه آیندههایی که از آنها میهراسیم. بنابراین، هر داستان پاسخی به واقعیت است؛ برآمده از تخیلی که ریشه در واقعیت دارد. با تکیه بر آثار نظریهپردازانی چون پل ریکور (Paul Ricoeur) و دیوید هرمن (David Herman) در زمینهی تخیل روایی ، بارت کوینن (Bart Keunen) بلژیکی، استاد ادبیات تطبیقی، معتقد است که برای آنکه یک ساختار خیالی بتواند تجربهای زیسته را تداعی کند، توجه به جزئیات ضروری است: باید جزئیات کافی وجود داشته باشد تا کلیتی شکل بگیرد و مخاطب بتواند «در موقعیت تصورشده غرق شود».⁶ بههمینترتیب، میتوان استدلال کرد که تخیل معماری نیز ریشه در واقعیت دارد و پاسخی است به پرسشهایی که از دلِ آن برمیخیزند؛ تخیلی که با فراهم آوردنِ جزئیات، نوعی حرکت بدنمند و عاطفی را برمیانگیزد. هم در علوم طبیعی و هم در حوزههای هنری، فرآیندهای نوآورانه اغلب مشاهدهای دقیق از واقعیت را با تصور امکانهای دیگر پیوند میدهند. همانطور که پالاسما (Juhani Pallasmaa) استدلال میکند: «تصویر شاعرانه بهطور همزمان در دو واقعیت وجود دارد: واقعیتِ فیزیکیِ ادراک و قلمروِ «غیرواقعیِ» تخیل»؛ و در ادامه میگوید که دقیقاً همین همزمانی—اینکه چیزی هم واقعی باشد و هم در تخیل شکل گرفته باشد—به آثار هنری چنین قدرتی میبخشد.⁷ در این توصیفهای شاعرانه، نوعی درکِ درهمتنیده از زمانمندی در میان است؛ زیرا یادآوری و خیالورزی میتوانند بهطور همزمان رخ دهند. تخیل شاعرانه تواناییِ خواندنِ دقیق و جزئینگرانهی واقعیت است؛ به گونهای که نشانههایی را آشکار میکند و امکان تصورهای تازهای از همان واقعیت را پدید میآورد.
چنانکه آلبرتو پرز-گومز (Alberto Pérez-Gómez) بیان کرده است، وظیفهی معماری به صحنه آوردن مکان است؛ معماری باید لایههای تاریخی و فرهنگیِ زمینه را دریافت کند؛ همان «محتوای عمیق عاطفی و روایی که به مکانها معنا و بیان میبخشد.»⁸ پرز-گومز همچنین میان معماری و شعر پیوند برقرار میکند و معتقد است که هم معماریِ اصیل و هم یک «اثر شاعرانهی حقیقی»، نه تنها تقلیلِ واقعیت، بلکه درست برعکس: «بازنماییِ واقعیتی هستند که افق وجودیِ ما را گسترش میدهد؛ زیرا آن را با معنایی غنا میبخشد که از جهانِ خودِ اثر برمیخیزد.»⁹
ریچارد کرنی (Richard Kearney)، فیلسوف، استدلال میکند که تخیل دارای دو بُعدِ اخلاقی و شاعرانه است و «اتوس» (ethos) را به «پوئیسیس» (poiesis) پیوند میدهد.¹⁰ اگر این دیدگاه را به معماری تعمیم دهیم، بُعد اخلاقیِ تخیل بر مسئولیت معماری در زمینهی همکاری با دیگران و ایجاد اعتماد میان افراد تأکید دارد. این بُعد، دعوتی است به مراقبت از مکانها، موقعیتها، جوامع و منابع. بُعد شاعرانهی تخیل نیز به ایدهی خلق نوآورانه و امکانپذیر ساختن امور اشاره دارد. این یعنی ذهنی گشوده نسبت به وضعیتهای جایگزین داشته باشیم؛ و ما، بهعنوان معماران و اندیشمندان فضا، وظیفه داریم چنین امکانهایی را کاوش کنیم. «تخیل شاعرانه به ما امکان میدهد آنچه را که میتواند باشد، ببینیم.» ایدههای نوآورانه زمانی پدیدار میشوند که گمانها، تصاویر یا رشتههای بهظاهر بیارتباطِ دانش، برای لحظهای در کنار هم قرار میگیرند و به نوعی انسجام میرسند. این مفهومِ «امرِ ممکن»، همچنین راه را به سوی «فراسوژگی» (trans-subjectivity) و همدلی میگشاید؛ زیرا از طریق شعر است که خواننده میتواند «خود را به جای دیگری تصور کند، گویی که ـ دستکم برای لحظهای ـ دیگری است و از منظر او ببیند.»¹¹ در اینجا، تخیلِ شاعرانه ـ اخلاقی به پروژهای اجتماعی نیز بدل میشود. آنچه در این میان اهمیت دارد، صرفاً گونهای فردی از تخیلِ هنری نیست، بلکه تخیلی است که منظرِ دیگری را نیز در نظر میگیرد. چنانکه کرنی بهروشنی میگوید: «تخیلِ شاعرانه ـ اخلاقی که از آن سخن میگوییم، پیش از هر چیز تخیلی همدلانه است؛ تخیلی منعطف، گشاده و آماده برای گفتوگو با آنچه خود نیست، با دیگریِ خویش، برای استقبال از تفاوتها.»¹²
یوهانی پالاسما در« تصویرِ تجسمیافته» (The Embodied Image, Imagination and Imagery in Architecture) میگوید: «بدون تخیل، نه میتوانستیم حسِ همدلی و شفقت را داشته باشیم و نه حتی تصوری از آینده را.»¹³
میانِ خطوط: تخیل شاعرانه و معماریای که ما را تکان میدهد | بخش اول
کلاسکه هاویک – Klaske Havik
دانشگاه صنعتی دلفت، هلند – Delft University of Technology, the Netherlands
معماری، فرهنگ و معنویت ۲۰۲۲ (ACSF 12)
پانویس
6. بارت کوینن، «Learning from Stories: Narrative Imagination in Urbanism and Architectural Design»،
در: کلاسه هاویک، سوزانا اولیویرا و دیگران (ویراستاران)، Writingplace, Investigations in Architecture and Literature، روتردام: nai010 publishers، ۲۰۱۶، صص. ۱۹–۲۰.
7. همان، ص. ۹۲.
8. آلبرتو پرز-گومز، Attunement: Architectural Meaning after the Crisis of Modern Science،
کمبریج، ماساچوست: MIT Press، ۲۰۱۶، ص. ۱۰۸.
9. همان، ص. ۱۸۹.
10. ریچارد کرنی، The Wake of Imagination، لندن: Routledge ۱۹۸۸/۱۹۹۴، ص. ۳۶۶.
11. همان، ص. ۳۶۸.
12. همان، ص. ۳۹۲.
13. یوهانی پالاسما، The Embodied Image, Imagination and Imagery in Architecture، چیچستر/لندن: Wiley ۲۰۱۱، ص. ۱۱.


