Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    آن‌سوی پنجره؛ فاصله، مکان و جابه‌جایی در فیلم «داستان‌های موازی» اثر اصغر فرهادی

    مردی که نیم‌قرن با دوربین زیست | نگاهی به کارنامه  سیف‌الله صمدیان

    کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | «گوریا»؛ در ستایش زندگی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      آیا سینما مرده است؟ | نگاهی به فیلم «هر اتفاقی که قرار است بیفتد، قبلاً افتاده است»

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | خانه باد: تنهایی‌های زیستن

      ۱۵ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | «گوریا»؛ در ستایش زندگی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | خانه باد: تنهایی‌های زیستن

      ۱۵ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | «اسب وحشی ۹»؛ زیستن و سایه سنگین سیاست

      ۱۳ شهریور , ۱۴۰۵

      سینمای هنری اروپا در اوج | گزارشی از جشنواره‌ی کن ۲۰۲۶

      ۶ خرداد , ۱۴۰۵

      آن‌سوی پنجره؛ فاصله، مکان و جابه‌جایی در فیلم «داستان‌های موازی» اثر اصغر فرهادی

      ۲۵ شهریور , ۱۴۰۵

      کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۵

      واقعیت را چه کسی می‌نویسد؟ نگاهی به «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | «اسب وحشی ۹»؛ زیستن و سایه سنگین سیاست

      ۱۳ شهریور , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      بتر کال ساول: ایجاز و گسستِ اخلاقی از جهانِ بریکینگ بد

      ۵ شهریور , ۱۴۰۵

      برادری از معشوقۀ دیگر | یادداشتی بر مینی‌سریال نیمه‌مرد (Half Man) به کارگردانی ریچارد گد

      ۱۱ مرداد , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      آن پااندازان روزگار؛ تأملی بر سریال «بدنام»

      ۱۴ تیر , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      دمکراسی قابل صدور نیست |  نگاهی به فیلم مستند «جنگ علیه دمکراسی» جان پیلجر

      ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵

      آن‌سوی پنجره؛ فاصله، مکان و جابه‌جایی در فیلم «داستان‌های موازی» اثر اصغر فرهادی

      ۲۵ شهریور , ۱۴۰۵

      مردی که نیم‌قرن با دوربین زیست | نگاهی به کارنامه  سیف‌الله صمدیان

      ۲۵ شهریور , ۱۴۰۵

      کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۵

      واقعیت را چه کسی می‌نویسد؟ نگاهی به «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      آن‌سوی پنجره؛ فاصله، مکان و جابه‌جایی در فیلم «داستان‌های موازی» اثر اصغر فرهادی

      ۲۵ شهریور , ۱۴۰۵

      مردی که نیم‌قرن با دوربین زیست | نگاهی به کارنامه  سیف‌الله صمدیان

      ۲۵ شهریور , ۱۴۰۵

      کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۵

      واقعیت را چه کسی می‌نویسد؟ نگاهی به «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      در سوگ شهرنوش پارسی‌پور

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • معماری

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      معماری؛ تجربه‌ای با هفت حس

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش پایانی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش دوم

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش اول

      ۶ مرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما یادداشت‌ها

    آن‌سوی پنجره؛ فاصله، مکان و جابه‌جایی در فیلم «داستان‌های موازی» اثر اصغر فرهادی

    پریسا جوانفرپریسا جوانفر۲۵ شهریور , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    فیلم داستان‌های موازی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    سیلویِ نویسنده را در «داستان‌های موازی» (Parallel Tales) اثرِ «اصغر فرهادی» درحال دید زدن همسایه‌ها می‌بینم و یاد خودم پای پنجره‌ی اتاقم می‌افتم. از پنجره‌ی من یک ردیف ساختمان دیده می‌شود، با پنجره‌ها‌ی‌ همیشه بسته و پرده‌های همیشه کشیده. فقط آدم‌های یکی از آن‌ها را همیشه می‌بینم. اداره‌ای که اگر همه‌ی کارمندهایش توی پله‌های اضطراری نباشند، حداقل سه‌چهارنفرشان همیشه آن‌جا هستند، سیگار می‌کشند و حرف می‌زنند و می‌خندند. فقط وقتی کسی توی پله‎‌ها نیست که همگی توی خود اداره تولد گرفته باشند. آن‌وقت از پشت پنجره‌ی اداره می‌بینم‌شان.

    من هم مدت‌ زیادی است که مثل سیلوی از یک نقطه‌ی ثابت آدم‌هایی را تماشا می‌کنم که هیچ‌وقت نفهمیده‌اند بخشی از زندگی‌شان برای من تبدیل به منظره شده است. هیچ‌کدام را نمی‌شناسم، اما به اندازه‌ای دیده‌ام‌شان که درباره‌شان چیزهایی بدانم یا دست‌کم فکر کنم که می‌دانم. این‌که کی از کی خوشش می‌آید، کدام‌شان کارش را بلد نیست و لابد با پارتی آمده و کدام احتمالاً کاربلدتر از چیزی است که به نظر می‌رسد. آن‌ها همان‌قدر برای من شخصیت‌های داستانی‌اند که نیتا، نیکو و تئو برای سیلوی؛ با این تفاوت که هیچ‌وقت داستانی درباره‌شان ننوشته‌ام؛ آبکی‌تر و کلیشه‌ای‌تر از آن بوده که روی کاغذ بیاید. به‌خاطر همین یک‌بار به سرم زد برای‌شان نامه بنویسم و بگویم خوشحالم برگشتند، آن هم بعد از یک غیبت طولانی بعد از جنگ. شاید این‌طوری یک قصه ازش درمی‌آمد، اما هیچ‌وقت این کار را نکرده‌ام.

    برای همین از همان آغاز فیلم خانه‌ها با پنجره‌های‌شان برایم از آدم‌هایش مهم‌تر شدند. در فیلم دو خانه به فاصله‌ی عرض یک خیابان ستینگ اصلی داستان هستند. یک طرف خیابان خانه‌ی سیلویِ نویسنده است، طرف دیگر خانه‌ای که نیتا و شخصیت‌های دیگر داستان در آن زندگی می‌کنند و فضای خیابان مثل یک مرز دو قلمرو را از هم جدا می‌کند. خانه‌ی سیلوی با میزانسنی که دارد هویت و ازطرفی روان او را نشان می‌دهد. او از خانه‌ی خودش آن‌ها را می‌بیند. نگاهش از دوربین، پنجره و خیابان رد می‌شود و بخش‌هایی از زندگی افراد روبه‌رویی را می‌بیند. او آنها را می‌بیند بدون این‌که صدای آنها را بشنود؛ دقیقا همان چیزی که در خانه‌ی شخصیت‌های داستان اهمیت دارد. آنها در آن خانه صدا تولید می‌کنند، اما هیچ‎‌گاه به گوش سیلوی نمی‌رسد. او شخصاً وارد خانه و زندگی‌ آنها نمی‌شود، او از فاصله‌ای امن به آن‌ها نگاه می‌کند و بعد آنچه دیده را به‌همراه تخیل خودش وارد داستان می‌کند.

    این فاصله برای من همان چیزی را تداعی می‌کند که در شهر گاهی اوقات بیشتر از خود ساختمان‌ها اهمیت دارد. فاصله به همان اندازه که دو مکان را از هم جدا می‌کند، می‌تواند آن‌ها را به‌هم مرتبط ‌کند و درنتیجه تبدیل شود به محل تلاقی دو زندگی که هیچ ارتباط مستقیمی با هم ندارند. ممکن است آدم‌ها هر شب پشت پنجره‌ی خودشان، آدم‌های دیگری را ببینند، بدون این‌که حتی یک بار با هم حرف زده باشند و گاهی هم ممکن است یکی از دو طرف فقط به خانه‌ی دیگری دید داشته باشد و آن یکی روحش هم از وجود دیگری باخبر نباشد؛ یعنی یک نوع رابطه‌ی دیداری یک‎‌طرفه. چیزی شبیه فاصله‌ی بین نویسنده و شخصیت داستانش.

    من فکر می‌کنم به‌خاطر همین است که این بار خود اصغر فرهادی هم آن‌چنان به شخصیت‌هایش نزدیک نمی‌شود. او که در فیلم‌های قبلی ما را گاهی به درونی‌ترین لایه‌های روانی آدم‌ها می‌برد، این‌جا ترجیح می‌دهد کمی عقب بایستد؛ همان‌قدر دور که نویسنده‌ی پشت پنجره از آدمی که نمی‌شناسدش فاصله دارد. شاید این فاصله ضعف فیلم باشد، چنان‌که بعضی منتقدان گفته‌اند؛ اما شاید هم بخشی از بازی فیلم باشد؛ فیلمی درباره‌ی نگاه کردن با فاصله به دیگران که خودش هم مدام از ما می‌خواهد از فاصله نگاه کنیم. چراکه دوربین هم بیشتر در فاصله می‌ایستد و آدم‌ها را در نسبت با اتاق، پنجره و آدم‌های دیگر می‌بیند. کلوزآپ تقریباً جایی در زبان تصویری فیلم ندارد و بیشتر با مدیوم‌شات و لانگ‌شات طرفیم. انگار فاصله‌ای که میان سیلوی و آدم‌های آن‌سوی خیابان وجود دارد، در فاصله‌ی دوربین و شخصیت‌ها هم تکرار می‌شود. فیلم آنها را به ما نشان می‌دهد، اما کمتر اجازه می‌دهد به آن‌ها نزدیک شویم.

    در داستان‌های موازی نویسنده و شخصیت از هم فاصله دارند. سیلوی می‌تواند آدم‌های خانه‌ی روبه‌رو را ببیند، اما نیتا، نیکو و تئو هیچ دیدی ندارند و در آغاز حتی نمی‌دانند خانه‌ی نویسنده کجا است. نیکو دائم می‌خواهد بفهمد نویسنده از کجا نگاه‌شان می‌کند، اما نمی‌تواند پنجره‌ی آنها را پیدا کند. این نابرابری اتفاقی نیست. شخصیت در جهان خودش زندگی می‌کند؛ نویسنده از جایی بیرون از آن جهان به او نگاه می‌کند و این نگاه‌ها کاملاً یک‌طرفه است.

    سیلوی با نگاه وسواس‌گونه‌ به آنها می‌خواهد روایتی واقعی بنویسد، ولی آگاهانه یا ناآگاهانه تخیل خودش را هم وارد می‌کند. او صحنه‌هایی از یک زندگی را می‌بیند و برداشت خودش را از آن می‌نویسد. این برداشت طبیعتاً از تجربه‌ی زیسته‌ی خودش می‌آید؛ چه تجربه‌ی گذشته‌اش در زندگی با پدرومادرش و چه اتفاقات جاری زندگی و عادت‌هایش مثل خوردن غذای کنسروی و حتی بریده شدن پایش با شیشه. او با ارتباط دادن اتفاقات زندگی خودش به شخصیت درواقع خودش را در شخصیتش می‌ریزد؛ مثل هر نویسنده‌ی دیگری. اتفاقاً همین کار باعث می‌شود فاصله‌ی بین حقیقت و داستان بیشتر شود.

    آدام شخصیت دیگری است که وارد زندگی سیلوی می‌شود و با دیدن او به زندگی او، به دیدن همسایه‌ی او و درنهایت به نویسندگی علاقه‌مند می‌شود و سعی می‌کند از او تقلید کند. این تقلید از دیدن همسایه تا گرفتن جهان‌بینی سیلوی گسترش می‌یابد. آدام که هنوز چیزی از نویسندگی نمی‌داند داستان را با ثبت حقیقت اشتباه می‌گیرد و حتی با وسواس بیشتر نیتا را می‌پاید. او به دیدن او با دوربین اکتفا نمی‌کند و او را در خیابان و کافه هم دنبال می‌کند. حتی او خیال می‌کند اگر داستان مطابق زندگی واقعی نیتا نباشد، باید داستان را تغییر داد. انگار حقیقت داستان آن چیزی است که واقعاً اتفاق افتاده. درصورتی که داستان قرار نیست صورت‌جلسه‌ی حقیقت باشد.

    به این‌جا که می‌رسم یاد اولین توصیه در اولین جلسه‌ی تمام کلاس‌های داستان‌نویسی می‌افتم؛ «اولین قدم برای نوشتن، خوب دیدن است». این جمله‌ی تکراری و حتی شاید بتوان گفت کلیشه‌ای نکته‌ی اشتباهی نیست، اما بیشتر وقت‌ها معنای آن درست توضیح داده نشده. عده‌ی زیادی خوب دیدن را با زیاد دیدن و جمع کردن افراطی جزئیات اشتباه می‌گیرند و وقتی شخصیتی را از واقعیت می‌گیرند فکر می‌کنند باید بدانند آن آدم چه پوشیده بود، ساعت چند آمده، با چه کسی حرف زده، چه غذایی خورده، خانه‌اش چند اتاق داشته و رابطه‌اش با آدم‌های دیگر چه بوده. انگار هرچه بیشتر از زندگی واقعی کسی بدانند داستان بهتری خواهند نوشت. درصورتی‌که خوب دیدن به معنی زیاد دیدن نیست. تشخیص دادن فاصله‌ی میان چیزی که دیده‌ایم و چیزی که خیال کرده‌ایم دیده‌ایم هم هست. نویسنده چیزی را می‌بیند و بعد مجبور است بخشی از آن را به تخیل خودش بسپارد. آنچه دیده شده، ماده‌ی اولیه است، نه محصول نهایی. اگر قرار باشد تمام فاصله‌های میان واقعیت‌های مشاهده‌شده را با اطلاعات واقعی پر کنیم، ممکن است در نهایت به گزارش دقیق‌تری برسیم، نه لزوماً داستان بهتری.

    برای همین دوربین در فیلم فقط ابزار دیدن نیست. دوربین جایگاه نگاه را تعیین می‌شود. خود دوربین ثابت است، اما کسی که پشت آن می‌نشیند تغییر می‌کند و با تغییر او چیزی که دیده می‌شود هم تغییر می‌کند. سیلوی، آدام و درنهایت نیتا آن چیزی را می‌بینند که با جهان فکری‌شان همخوانی دارد. درست مثل وقتی چند نویسنده درباره‌ی یک موضوع واحد می‌نویسند، اما هرکدام داستان متفاوتی خلق می‌کنند.

    در این بین وضعیت نیتا متفاوت است. او در آغاز یکی از کسانی است که خودش دیده می‌شود، ولی وقتی وارد خانه‌ی سیلوی می‌شود، اتفاق مهم‌تری از ورود به یک مکان تازه رخ داده است؛ او وارد جایگاه خلق داستان می‌شود. این جابه‌جایی و این ورود از نظر من یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های فیلم است. نیتا از آن سوی خیابان به این سو می‌آید؛ از خانه‌ای که موضوع نگاه بوده به خانه‌ای که نگاه از آن‌جا تولید شده و وقتی پشت دوربین می‌ایستد، جایگاهش عوض می‌شود. دیگر فقط شخصیت داستان نیست؛ حالا خودش صاحب نگاه شده است. او تنها کسی است که فاصله‌ی بین نویسنده و شخصیت را از بین می‌برد. حتی نیکو تا پای ساختمان می‌آید، اما هرگز وارد خانه نمی‌شود. انگار تنها کسی از خانه‌ی روبه‌رویی که پتانسیل تبدیل شدن به نویسنده را دارد نیتا است.

    از این منظر وضعیت زن خدمتکار هم در فیلم برایم جالب است. او دائماً میان این دو خانه و درواقع این دو جایگاه رفت‌وآمد می‌کند. چیزهایی که درباره‌ی هر خانه می‌شنود، به آن یکی می‌برد. او نه کاملاً ناظر است و نه کاملاً سوژه‌ی نگاه. بیشتر شبیه یک راوی بینابینی است؛ راوی‌ای که روایتش از مرز میان دو جهان عبور می‌کند، اما هیچ‌وقت به حقیقت کامل هیچ‌کدام دسترسی ندارد. این زن به شکلی زمینی‌تر همان کاری را می‌کند که فیلم با ما؛ تکه‌هایی از یک زندگی را از جایی به جای دیگر منتقل می‌کند و خود روایتی تازه ارائه می‌کند.

    این ردوبدل شدن داستان ازطریق خدمتکار و مهم‌تر از آن آدام یک نگاه تازه به شخصیت‌های داستان می‌دهد. آنها با روایتی متفاوت از زندگی‌شان روبه‌رو می‌شوند و این روایت به زندگی‌شان نفوذ می‌کند و تأثیرش را می‌گذارد. انگار آدم‌ها نگران این هستند که چطور دیده می‌شوند، ولی تأثیرش را هم می‌گیرند. حالا یادم می‌آید به پنجره‌های خانه‌ی قبلی‌مان. من معمولاً پرده‌ها را کنار می‌زدم، بی‌ترس از این‌که از پنجره‌ی روبه‌رو دیده شوم که فقط شش متر با من فاصله داشت. اسم همسایه‌ی روبه‌رویی آرمِن بود و همیشه به من می‌گفتند: «آرمن الان می‌بیندت»، ولی آرمن هیچ‌وقت پشت پنجره نبود. دست‌کم من ندیدم که باشد. پرده‌های خانه‌شان تقریباً همیشه کشیده بود. با این حال احتمالِ دیده‌شدن که از بین نمی‌رفت. حالا فکر می‌کنم اگر کسی واقعاً پشت آن پنجره ایستاده بود، چه؟ اگر یک روز پرده کنار می‌رفت و من چشمم به چشم او می‌افتاد، آیا باز هم به همین راحتی در خانه راه می‌رفتم؟ من تا وقتی نمی‌فهمیدم که دیده می‌شوم، آزاد بودم.

    این شبیه چیزی است که در فیلم هم اتفاق می‌افتد. آدم‌ها از این می‌ترسند که چطور دیده می‌شوند. تصویری که دیگری از آنها ساخته، حتی اگر نادرست و تخیلی باشد، وارد زندگی‌شان می‌شود و رفتارشان را تغییر می‌دهد. این‌جاست که داستان سیلوی وضعیت عجیبی پیدا می‌کند. او درباره‌ی آدم‌های خانه‌ی روبه‌رو چیزی می‌نویسد که الزاماً زندگی واقعی آن‌ها نیست، اما وقتی این داستان به آن‌ها می‌رسد، دیگر نمی‌توانند آن را صرفاً یک داستان بدانند. روایت وارد زندگی‌شان شده و شروع می‌کند به تغییر دادن آن. یعنی تخیل در برابر واقعیت قرار نمی‌گیرد؛ به درون آن نشت می‌کند. این از خودِ داستان جالب‌تر هم است؛ این‌که آدمی درباره‌ی آدم دیگری خیال می‌کند و آن خیال به یک رفتار واقعی تبدیل می‌شود.

    من هم اگر درباره‌ی کارمندهای اداره‌ داستانی بنویسم که فلانی عاشق فلانی است، این داستان تا وقتی فقط در سر من است، چیزی جز خیال نیست. اما اگر روزی به دست‌شان برسد و نگاه آن دو نفر به خاطرش تغییر کند، ناگهان خیال من بخشی از واقعیت زندگی آن‌ها شده است.

    پس انگار مسیر روایت در فیلم این باشد؛ دیدن به خیال منجر می‌شود؛ خیال به روایت؛ روایت به آدم‌ها برمی‌گردد و آدم‌ها بعد از شنیدن روایت، زندگی‌شان را تغییر می‌دهند و بعد این تغییر به زندگی نویسنده برمی‌گردد. در این میان مکان هم دیگر فقط جایی نیست که این اتفاق‌ها در آن رخ می‌دهند. خودِ مکان دارد این رابطه را می‌سازد. درنتیجه ورود نیتا به خانه‌ی سیلوی عبور از مرز است.

    قبل از او آدام هم دقیقاً از همین مرز عبور کرده. او وارد خانه‌ی سیلوی شده، کتاب‌ها و دست‌نوشته‌ها را دیده و بعد دوباره به جهان مقابل برگشته. او چیزی از یک جهان به جهان دیگر می‌برد. همان‌طور که سیلوی از زندگی آدم‌ها می‌دزدد و آن را تبدیل به داستان می‌کند؛ آدام از سیلوی و بعدتر از نیتا می‌دزدد و به داستان نزدیک می‌شود. به این ترتیب انگار نویسندگی دارد از سیلوی به آدام منتقل می‌شود و بعد نیتا این مسیر را کامل‌تر می‌کند.

    بنابراین می‌توان گفت تغییر شخصیت‌های فیلم در پایان هم نتیجه‌ی اتفاق‌هایی است که برای‌شان رخ می‌دهد و هم نتیجه‌ی تغییر جایگاهی که از آن به زندگی نگاه می‌کنند. سیلوی که در آغاز خودش را در خانه حبس کرده، کم‌کم از آن فاصله می‌گیرد و حتی تا جایی پیش می‌رود که می‌خواهد خانه‌اش را بفروشد و درنهایت از این تصمیم منصرف می‌شود. اول از آدام فاصله می‌گیرد، ولی بعد او را در آغوش می‌گیرد. آدام از بی‌مادر و بی‌خانمانی سابقاً دزد به جایی می‌رسد که خودش داستان می‌نویسد. اما تغییر جایگاه نیتا از همه برایم مهم‌تر است. او که در تمام فیلم موضوع نگاه دیگران است__چه نگاه سیلوی و چه نگاه نیکو__ در پایان خودش نگاه می‌کند و شاید روزی چیزی را که دیده به داستان تبدیل کند. گرچه همه‌ی این اتفاق‌ها زندگی معمولی‌اش را به‌هم زده، اما چیز مهمی درباره‌ی رابطه‌اش با نیکو و جایگاهش در زندگی به او یاد داده.

    به نظر من مهم نیست که نیتا بالاخره خانه‌ی سیلوی را پیدا کرده، مهم‌تر این است که حالا در جایی ایستاده که پیش از این از آن‌جا به او نگاه می‌شد. دوربین همان دوربین است، اما آدم پشت آن عوض شده. حالا نیتا می‌تواند ببیند، خیال کند و شاید صحنه‌ای که فقط بخشی از آن را دیده به داستان تبدیل کند. داستان هم اغلب از همین‌جا شروع می‌شود؛ از جایی که دیگر نمی‌دانیم آن‌چه می‌بینیم چقدر واقعیت است و آن‌چه نمی‌بینیم را چقدر خودمان ساخته‌ایم.

    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیمردی که نیم‌قرن با دوربین زیست | نگاهی به کارنامه  سیف‌الله صمدیان
    پریسا جوانفر

    مطالب مرتبط

    مردی که نیم‌قرن با دوربین زیست | نگاهی به کارنامه  سیف‌الله صمدیان

    رضا‍ صائمی

    کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

    محسن مومن‌زاده

    واقعیت را چه کسی می‌نویسد؟ نگاهی به «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی

    امید فاخر
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    آن‌سوی پنجره؛ فاصله، مکان و جابه‌جایی در فیلم «داستان‌های موازی» اثر اصغر فرهادی

    مردی که نیم‌قرن با دوربین زیست | نگاهی به کارنامه  سیف‌الله صمدیان

    کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.