Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    رقص در سینمای ایران؛ از عنصر دراماتیک تا بزک صحنه

    باستان‌شناسی میل و خاکستر: کالبدشکافی روانکاوانه «گرادیوا» | نگاهی به فیلم «گرادیوا» (La Gradiva – 2026) اثر مارین آتلان

    امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش اول

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      باستان‌شناسی میل و خاکستر: کالبدشکافی روانکاوانه «گرادیوا» | نگاهی به فیلم «گرادیوا» (La Gradiva – 2026) اثر مارین آتلان

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      رستگاری (اِمین اَلپِر، ۲۰۲۶) و پاتک بنیادگرایی

      ۱۳ مهر , ۱۴۰۵

      «مگس‌ها»؛ وقتی رنج، آدم‌ها را به هم پیوند می‌دهد

      ۱۳ مهر , ۱۴۰۵

      «اتاق‌های پشتی»؛ ترس‌های ناشناخته انسان

      ۱۰ مهر , ۱۴۰۵

      «مرز»؛ از عشق تا انتقام

      ۵ مهر , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      «نیاکان عزیز، بگذارید عبور کنیم»؛ لاو دیاز و مذهب

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ | «گوریا»؛ در ستایش زندگی

      ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

      «مرز»؛ از عشق تا انتقام

      ۵ مهر , ۱۴۰۵

      هویت در مرزِ دیگری | نگاهی به «رُز»، ساختهٔ مارکوس شلاینزر

      ۴ مهر , ۱۴۰۵

      آن‌سوی پنجره؛ فاصله، مکان و جابه‌جایی در فیلم «داستان‌های موازی» اثر اصغر فرهادی

      ۲۵ شهریور , ۱۴۰۵

      کالبدشکافی خواب و نور: رستاخیزِ فرم در جهان سایه‌ها | نگاهی به فیلم «رستاخیز» (Resurrection) اثر بی گان

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۵

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با تونی سرویلو؛ «امیدوارم نقش‌هایم با هم متفاوت باشند»

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      بوطیقای خون، خاک و مرز: کالبدشکافی حماسه تیلور شریدان در سه‌گانه داتون‌ها

      ۷ مهر , ۱۴۰۵

      بتر کال ساول: ایجاز و گسستِ اخلاقی از جهانِ بریکینگ بد

      ۵ شهریور , ۱۴۰۵

      برادری از معشوقۀ دیگر | یادداشتی بر مینی‌سریال نیمه‌مرد (Half Man) به کارگردانی ریچارد گد

      ۱۱ مرداد , ۱۴۰۵

      گل‌سنگ؛ وقتی پایان، آغاز را می‌کشد

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۵

      فلسفه انتظار در سینما | هایدگر و زمان به مثابه امکان

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵

      سینما در دوراهی انسان و ماشین

      ۳ تیر , ۱۴۰۵

      زندگی دیگران بیست سال بعد، هنوز صدای نفس‌ها شنیده می‌شود

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۵

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پاتریشیو گوزمن؛ روایتگر حافظۀ خونین و زخمی یک ملت

      ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵

      نگاهی به مستند لعبت‌باز ساخته پوریا نوری

      ۲۴ مرداد , ۱۴۰۵

      آسو پا به سنگ؛ روایتی از مقاومت، حذف و تبعید در پرتره‌ای از یک زن فوتبالی

      ۵ تیر , ۱۴۰۵

      «درس‌های تاریکی»، نگاه آخرالزمانی ورنر هرتسوگ به جنگ خلیج فارس

      ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

      رقص در سینمای ایران؛ از عنصر دراماتیک تا بزک صحنه

      ۱۵ مهر , ۱۴۰۵

      باستان‌شناسی میل و خاکستر: کالبدشکافی روانکاوانه «گرادیوا» | نگاهی به فیلم «گرادیوا» (La Gradiva – 2026) اثر مارین آتلان

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش اول

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      رستگاری (اِمین اَلپِر، ۲۰۲۶) و پاتک بنیادگرایی

      ۱۳ مهر , ۱۴۰۵

      رقص در سینمای ایران؛ از عنصر دراماتیک تا بزک صحنه

      ۱۵ مهر , ۱۴۰۵

      باستان‌شناسی میل و خاکستر: کالبدشکافی روانکاوانه «گرادیوا» | نگاهی به فیلم «گرادیوا» (La Gradiva – 2026) اثر مارین آتلان

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      رستگاری (اِمین اَلپِر، ۲۰۲۶) و پاتک بنیادگرایی

      ۱۳ مهر , ۱۴۰۵

      «مگس‌ها»؛ وقتی رنج، آدم‌ها را به هم پیوند می‌دهد

      ۱۳ مهر , ۱۴۰۵
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      سیلی بی‌حکمتِ خدا؛ درباره‌ی رمان «ایوب» نوشته‌ی یوزف روت

      ۱۱ مهر , ۱۴۰۵

      هرآنچه ارجمند است و گرانمایه، به‌دست جبار دود می‌شود و به هوا می‌رود

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      حق قصه‌گویی؛ بازخوانی منشور دیوید دنبرو و ضرورت عدالت روایی

      ۱ شهریور , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      پارک نیاوران | داستان کوتاه از بی‌تا ملکوتی

      ۲۲ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناه بر ادبیات» | مقاله-قصه‌ای بر طاقت‌گری در زمانه‌ی سیاهی و واماندگی

      ۹ مرداد , ۱۴۰۵

      از کجا زنگ می‌زنم | داستان کوتاه از ریموند کارور

      ۲۷ تیر , ۱۴۰۵

      سبک زندگی فعلی ما

      ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵

      ایران و ایرانی از چشم روزنامه‌نگاران آمریکایی

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۵

      جادویی از جنس واقعیت، حقیقتی از جنس تخیل

      ۲۰ اسفند , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      سیلی بی‌حکمتِ خدا؛ درباره‌ی رمان «ایوب» نوشته‌ی یوزف روت

      ۱۱ مهر , ۱۴۰۵

      هرآنچه ارجمند است و گرانمایه، به‌دست جبار دود می‌شود و به هوا می‌رود

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵

      سنگ سفید؛ تماشای مراسم اعدام، آموزش خشونت

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵

      چشم برجک: وقتی رمان پلیسی وارد جهان ژاندارمری ایران می‌شود

      ۹ شهریور , ۱۴۰۵
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵

      «پناهگاه»؛ آخرالزمان نزدیک است

      ۴ مرداد , ۱۴۰۵

      وقتی تئاتر لاکچری می‌شود

      ۴ شهریور , ۱۴۰۵

      شکستن دیوار چهارم، از استیصال سوگ تا قدرت درک | نگاهی به نمایش «تلنگر» به نویسندگی و کارگردانی برزو ارجمند و احسان کرمی

      ۲۹ مرداد , ۱۴۰۵

      ستینگ به‌مثابه موتور درام: خوانشی از «داستان باغ‌وحش» ادوارد آلبی

      ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵

      نگاهی به چند اثر جشنواره آوینیون

      ۷ مرداد , ۱۴۰۵
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      دیوید هاکنی، هنرمند پیشگام بریتانیایی که با نقاشی‌های استخرها و پرتره‌هایش شهرت جهانی یافت، در ۸۸ سالگی درگذشت

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      چه کسی از موسیقیِ هوش مصنوعی می‌ترسد؟

      ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      پینا باوش؛ ۴۷ سال بعد

      ۲۲ فروردین , ۱۴۰۵

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴
    • معماری

      امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش اول

      ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      معماری؛ تجربه‌ای با هفت حس

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش پایانی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۵

      مابین خطوط: تخیل شاعرانه و معماری‌ای که ما را تکان می‌دهد | بخش دوم

      ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵
    • اندیشه

      کیوان خسروانی، هنرمندی که گذشته را به آینده دوخت

      ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

      به یاد آوردن، مهم‌ترین کنش تاریخی است | پدیده‌ی «تخریب خاطرات خوش»؛ به بهانه‌ی بازگشت محسن نامجو به ایران

      ۸ شهریور , ۱۴۰۵

      خودمختاری؛ آنچه جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد | نگاهی به اندیشه‌های کاستوریادیس

      ۱۲ مرداد , ۱۴۰۵

      شهر، پرسه، تخیل؛ تأملی بر «عشق در بعدازظهر»

      ۸ تیر , ۱۴۰۵

      جام جهانی ۲۰۲۶؛ آزمایشی که شبیه قبلی­‌ها نیست

      ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      مرز میان «آرمان‌گرایی شخصی» و «تعدی به زیست‌جهان دیگری»

      ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما مقالات

    رقص در سینمای ایران؛ از عنصر دراماتیک تا بزک صحنه

    رضا‍ صائمیرضا‍ صائمی۱۵ مهر , ۱۴۰۵
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    رقص در سینما
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

     رقص در سینما، برخلاف تصور رایج، صرفا مجموعه‌ای از حرکات موزون برای ایجاد شادی یا خنده نیست. رقص می‌تواند بخشی از زبان سینما باشد. می‌تواند وضعیت روحی یک شخصیت را آشکار کند، تضادهای درونی او را به نمایش بگذارد، فضای اجتماعی یک دوره را بازسازی کند یا حتی درست در لحظه‌ای که تماشاگر انتظار شادی دارد، نشانه‌ای از یک تراژدی قریب‌الوقوع باشد. به همین دلیل است که در تاریخ سینما، رقص گاهی نه یک عنصر تزئینی، بلکه بخشی از روایت و شخصیت‌پردازی بوده است.

     در سینمای ایران اما سرگذشت رقص پیچیده‌تر است. پیش از انقلاب، رقص یکی از عناصر تثبیت‌شده سینمای تجاری بود و در بسیاری از فیلم‌ها در کنار آواز، موسیقی و نمایش‌های مطربی قرار می‌گرفت. بعدها نیز، با تغییر مناسبات فرهنگی و محدودیت‌های پس از انقلاب، نمایش رقص به مسئله‌ای حساس تبدیل شد. همین محدودیت‌ها باعث شد رقص در سینمای ایران، به‌خصوص در سال‌های پس از انقلاب، گاه به شکلی غیرمستقیم، کوتاه، پنهان یا استعاری به تصویر کشیده شود. برای نمونه، «اجاره‌نشین‌ها» داریوش مهرجویی یکی از فیلم‌هایی بود که صحنه رقص مردان را در سینمای پس از انقلاب به شکلی برجسته وارد قاب کرد. 

     اما مسئله امروز فقط این نیست که رقص در سینما نمایش داده می‌شود یا نه. پرسش مهم‌تر این است که چرا رقص در یک فیلم وجود دارد؟ آیا بخشی از روایت است؟ آیا شخصیت را معرفی می‌کند؟ آیا حال و هوای یک دوره تاریخی را می‌سازد؟ آیا قرار است شادیِ یک لحظه را در برابر تلخیِ آینده قرار دهد؟ یا فقط برای این است که چند ثانیه‌ای به فیلم رنگ و لعاب بدهد و از تماشاگر خنده یا هیجان بگیرد؟ به نظر می‌رسد بخشی از سینمای کمدی امروز ایران، به‌خصوص در فیلم‌های تجاری، در دام شکل دوم افتاده است: رقص به جای آنکه «جزئی از فیلم» باشد، تبدیل به «تزئین فیلم» شده است؛ چیزی شبیه یک افزودنی آماده که می‌توان آن را به سکانس اضافه کرد، بدون آنکه حذفش خللی جدی در روایت ایجاد کند. اینجاست که رقص از یک امکان سینمایی به یک بزک صحنه تبدیل می‌شود.

    وقتی رقص از روایت جدا می‌شود

     یکی از مشکلات بخشی از کمدی‌های معاصر این است که فیلمساز گاهی تصور می‌کند صرف حضور یک بازیگر محبوب در حال رقصیدن، به‌خودی‌خود یک موقعیت کمدی می‌سازد. در نتیجه، رقص به چیزی شبیه «شماره نمایشی» تبدیل می‌شود؛ سکانسی که می‌توان آن را از فیلم بیرون کشید، در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد و مستقل از داستان دید.البته استفاده از رقص برای ایجاد خنده فی‌نفسه ایرادی ندارد. کمدی از دیرباز با بدن، حرکت و موسیقی ارتباط داشته است. مشکل زمانی آغاز می‌شود که رقص جای ایده کمدی را بگیرد. یعنی فیلم به جای آنکه از موقعیت، دیالوگ، شخصیت یا تضاد دراماتیک خنده بسازد، به بدن بازیگر و حرکت او متوسل شود.این اتفاق خصوصاً زمانی آزاردهنده می‌شود که رقص هیچ نسبتی با شخصیت‌پردازی ندارد. اگر شخصیت در طول فیلم آدمی خجالتی، افسرده، سرکوب‌شده یا جدی معرفی شده باشد، رقصیدن او می‌تواند اتفاقی مهم باشد اما اگر ناگهان فقط برای بالا بردن ضرباهنگ فیلم شروع به رقصیدن کند و چند لحظه بعد نیز همه‌چیز به حالت عادی بازگردد، این رقص چیزی به شخصیت اضافه نکرده است.

     تفاوت اصلی میان «رقص دراماتیک» و «رقص تزئینی» دقیقاً همین‌جاست. در اولی، رقص اطلاعاتی به مخاطب می‌دهد که بدون آن شاید بخشی از معنای صحنه از دست برود. در دومی، رقص صرفاً توجه مخاطب را جلب می‌کند.

     نمونه‌های موفق سینمای ایران نشان داده‌اند که حتی در یک فیلم کمدی نیز می‌توان از رقص به شکل کاملاً جدی و دراماتیک استفاده کرد. در «اجاره‌نشین‌ها»، رقص اکبر عبدی در نقش قندی، پس از مجموعه‌ای از تنش‌ها و درگیری‌های ساختمان، صرفاً یک حرکت خنده‌دار نیست؛ بخشی از سازوکار ایجاد فضای جمعی و موقتاً آرام‌کننده فیلم است. رقص در اینجا با وضعیت آدم‌های فیلم و ریتم کلی اثر ارتباط دارد.نمونه مهم‌تر، «مهمان مامان» است. در این فیلم، شادی و رقص در کنار سفره و مهمانی، یک فضای جمعی و صمیمی می‌سازد؛ اما این شادی مطلق نیست. مهرجویی از همان شادی برای ساختن نوعی تضاد عاطفی استفاده می‌کند. به تعبیر دیگر، تماشاگر فقط نمی‌خندد؛ در پس این شادی، سایه اتفاقات تلخ را نیز احساس می‌کند. همین تضاد است که رقص را از یک حرکت تزئینی به بخشی از زبان درام تبدیل می‌کند. 

    رقص به مثابه روایتِ شادیِ ناپایدار

     شاید یکی از بهترین ویژگی‌های استفاده دراماتیک از رقص در سینمای ایران، همین پیوند آن با مفهوم «شادی موقت» باشد. رقص الزاماً به این معنا نیست که شخصیت‌ها خوشبخت‌اند. گاهی شخصیت‌ها می‌رقصند چون می‌خواهند برای چند دقیقه واقعیت را فراموش کنند. گاهی می‌رقصند چون هنوز نمی‌دانند چه فاجعه‌ای در انتظارشان است. و گاهی حتی رقصیدن به معنای پنهان کردن غم است.

     در «یه حبه قند» نیز رقص و موسیقی در ارتباط مستقیم با فضای خانوادگی و مراسم عروسی قرار می‌گیرد؛ اما این شادی از همان ابتدا با نوعی تعلیق همراه است، زیرا مخاطب می‌داند این مراسم قرار نیست به شکل معمول به پایان برسد. رقص در چنین موقعیتی کارکردی فراتر از شادی دارد: تصویری از جمعی است که در آستانه تغییر و فقدان قرار گرفته است. 

     این نوع استفاده از رقص، یک نکته مهم درباره سینما را یادآوری می‌کند: معنای یک حرکت فقط به خود حرکت وابسته نیست؛ به جایگاه آن در روایت وابسته است. همان حرکت دست و پا، همان موسیقی و همان لبخند، اگر در ابتدای یک فیلم دیده شود، می‌تواند نشانه سرزندگی باشد و اگر چند دقیقه پیش از یک حادثه تلخ قرار بگیرد، تبدیل به نشانه‌ای از معصومیت یا شادی ازدست‌رفته شود.در سال‌های اخیر، نمونه‌های تلخ‌تری از این رویکرد نیز دیده‌ایم. در «جنگ جهانی سوم»، رقص شخصیت شکیب با بازی محسن تنابنده، برخلاف تصور معمول از مفهوم رقص، نه نشانه شادی بلکه بخشی از موقعیتی تحقیرآمیز و تلخ است. اینجا بدنِ در حال حرکت، به‌جای آنکه نشانه آزادی باشد، وضعیت انسانی گرفتار و بی‌پناه را بیان می‌کند. در «برادران لیلا» نیز رقص در یک موقعیت خانوادگی، معنایی فراتر از سرگرمی پیدا می‌کند و در یکی از سکانس‌های پایانی، تضاد میان شادی ظاهری جمع و اندوه شخصیت را برجسته می‌سازد. این نمونه‌ها اهمیت یک اصل ساده را نشان می‌دهند: رقص زمانی در سینما ماندگار می‌شود که چیزی درباره آدم‌ها بگوید

    از «دلم می‌خواد» تا «نهنگ عنبر»؛ رقص به عنوان نشانه یک نسل

     یکی دیگر از کاربردهای مهم رقص در سینمای ایران، استفاده از آن برای بازسازی یک دوره تاریخی یا فرهنگی است. در این حالت، رقص فقط حرکت بدن نیست؛ بخشی از حافظه جمعی است.«دلم می‌خواد» بهمن فرمان‌آرا نمونه جالبی از همین مسئله است. حتی عنوان اولیه فیلم، «دلم می‌خواد برقصم»، نشان می‌داد که مفهوم رقص در ایده مرکزی فیلم اهمیت دارد؛ عنوانی که بعدها تغییر کرد و فیلم با نام «دلم می‌خواد» اکران شد.  رقص در چنین فیلمی می‌تواند به معنای بازگشت میل به زندگی، رهایی از انجماد روحی و تلاش برای تجربه دوباره شادی باشد.

     در «نهنگ عنبر» نیز رقص در مواردی کارکردی نوستالژیک دارد. شخصیت ارژنگ و جهان ذهنی او، با موسیقی و فرهنگ عامه دهه‌های گذشته پیوند خورده است. رقص‌های او فقط برای خنداندن تماشاگر نیستند؛ بخشی از شخصیت‌پردازی و بازسازی جهان نسلی هستند که با نوار کاست، موسیقی و فرهنگ غیررسمی آن دوران زندگی کرده است. در گزارش‌های مربوط به فیلم نیز به همین نقش رقص در بازنمایی علایق و حال‌وهوای جوانان آن دوره اشاره شده است.این دقیقاً همان جایی است که سینمای کمدی می‌تواند از رقص بهترین استفاده را ببرد. رقص می‌تواند کمدی بسازد، اما کمدی‌ای که از شخصیت می‌آید، نه از خود حرکت. اگر ما به ارژنگ می‌خندیم، فقط به این دلیل نیست که او می‌رقصد؛ به این دلیل است که رقص او چیزی از جهان ذهنی، گذشته و رؤیاهایش را آشکار می‌کند.در مقابل، وقتی رقص بدون زمینه وارد یک فیلم می‌شود، نتیجه اغلب به کلیپ شبیه می‌شود. بازیگر محبوب، موسیقی پرانرژی، چند حرکت نمایشی و بعد ادامه داستان. چنین سکانسی شاید در لحظه واکنش مخاطب را برانگیزد، اما الزاماً در حافظه سینمایی او باقی نمی‌ماند.

    رقص خوب، رقصی است که بتوان نبودنش را احساس کردبرای سنجش کیفیت استفاده از رقص در سینما شاید بتوان یک معیار ساده پیشنهاد کرد: اگر رقص را از فیلم حذف کنیم، آیا چیزی از معنای فیلم کم می‌شود؟اگر پاسخ مثبت باشد، احتمالاً با یک استفاده دراماتیک مواجهیم. اگر حذف رقص هیچ تغییری در شخصیت، روایت، فضا یا مضمون ایجاد نکند، باید به تزئینی بودن آن شک کرد.

     رقص در سینمای ایران، به دلیل تاریخچه پرتنش و محدودیت‌های مربوط به نمایش آن، از ابتدا عنصری عادی و بی‌مسئله نبوده است. همین وضعیت می‌توانست فرصتی برای فیلمسازان باشد تا رقص را با دقت بیشتری به زبان سینما تبدیل کنند. در واقع، محدودیت می‌توانست به خلاقیت منجر شود: رقص پشت پنجره، رقص در سایه، رقص کوتاه، رقص مردی که در اوج اندوه می‌خندد، یا حرکتی که به جای نمایش کامل بدن، تنها بخشی از وضعیت روحی شخصیت را منتقل می‌کند.   اما اگر این عنصر، پس از سال‌ها حضور پررنگ‌تر، صرفاً به یک فرمول تجاری تبدیل شود، آن خلاقیت از بین می‌رود. در چنین شرایطی، رقص نه‌تنها ظرفیت‌های سینمایی خود را از دست می‌دهد، بلکه به ابزاری برای پوشاندن ضعف‌های فیلم تبدیل می‌شود؛ یک «بزک دوزک» که قرار است صحنه‌ای کم‌رمق را جذاب‌تر نشان دهد.مسئله این نیست که سینما نباید شاد باشد یا فیلم کمدی نباید رقص داشته باشد. برعکس، سینمای ایران می‌تواند از رقص به عنوان یکی از جذاب‌ترین ابزارهای کمدی، نوستالژی، شخصیت‌پردازی و حتی تراژدی استفاده کند. مسئله این است که فیلمساز بداند رقص چه چیزی را بیان می‌کند.

    «اجاره‌نشین‌ها»، «مهمان مامان»، «یه حبه قند»، «نهنگ عنبر»، «دلم می‌خواد»، «برادران لیلا» و «جنگ جهانی سوم» ــ با وجود تفاوت‌های بنیادین در سبک و مضمون ــ نشان می‌دهند که رقص می‌تواند بخنداند، شخصیت بسازد، تاریخ را به یاد بیاورد، شادی را به تراژدی پیوند بزند و حتی وضعیت تحقیرآمیز یک انسان را عریان‌تر کند. نمونه‌های موجود در این فیلم‌ها نشان می‌دهند که رقص وقتی در متن درام قرار می‌گیرد، دیگر «رقص» به معنای یک حرکت اضافه نیست؛ تبدیل به بخشی از روایت می‌شود. 

    سینمای کمدی امروز بیش از همیشه به این تمایز نیاز دارد. مخاطب را می‌توان با یک حرکت، یک موسیقی یا یک رقص برای چند ثانیه سرگرم کرد؛ اما سینما زمانی موفق است که همان حرکت، بعد از پایان فیلم نیز معنایی در ذهن مخاطب باقی بگذارد. شاید بهترین تعریف برای رقص سینمایی همین باشد: رقص خوب آن نیست که بیشتر دیده شود؛ رقص خوب آن است که بیشتر معنا بدهد. اگر قرار است شخصیت برقصد، باید بدانیم چرا. اگر قرار است جمعی برقصد، باید بدانیم چه چیزی پشت این شادی پنهان است. و اگر قرار است تماشاگر بخندد، بهتر است خنده از دل موقعیت و شخصیت بیرون بیاید، نه از این تصور ساده که هر حرکت موزون الزاماً سرگرم‌کننده است. در غیر این صورت، رقص از زبان سینما جدا می‌شود و به دکور تبدیل خواهد شد؛ دکوری پرزرق‌وبرق که شاید لحظه‌ای چشم را بگیرد، اما چیزی به فیلم اضافه نمی‌کند. سینمای ایران، با تمام محدودیت‌ها و تجربه‌های تاریخی‌اش، نشان داده است که می‌تواند رقص را بسیار بیشتر از یک تزئین ببیند. مسئله فقط این است که دوباره به یاد بیاورد رقص، وقتی وارد قاب سینما می‌شود، باید چیزی را روایت کند.

    سینمای ایران
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیباستان‌شناسی میل و خاکستر: کالبدشکافی روانکاوانه «گرادیوا» | نگاهی به فیلم «گرادیوا» (La Gradiva – 2026) اثر مارین آتلان
    رضا‍ صائمی

    مطالب مرتبط

    باستان‌شناسی میل و خاکستر: کالبدشکافی روانکاوانه «گرادیوا» | نگاهی به فیلم «گرادیوا» (La Gradiva – 2026) اثر مارین آتلان

    محسن مومن‌زاده

    رستگاری (اِمین اَلپِر، ۲۰۲۶) و پاتک بنیادگرایی

    امیرعطا جولایی

    «مگس‌ها»؛ وقتی رنج، آدم‌ها را به هم پیوند می‌دهد

    امید فاخر
    نظرتان را به اشتراک بگذارید
    Leave A Reply Cancel Reply

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    رقص در سینمای ایران؛ از عنصر دراماتیک تا بزک صحنه

    باستان‌شناسی میل و خاکستر: کالبدشکافی روانکاوانه «گرادیوا» | نگاهی به فیلم «گرادیوا» (La Gradiva – 2026) اثر مارین آتلان

    امر روزمره‌ی قدسی: استودیو جیبلی و آیینِ بازگشت به خانه | بخش اول

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.