یکی از سویههای مهم سینمای ایران مثل سینمای هر کشوری نشریات و مجلات سینمایی آن است که برخی از آنها نقشی جریانساز در روند تحولات سینمایی داشتند. بدون شک در ایران نیمقرن پیش این ویژگی را میتوان به ماهنامۀ «مجله فیلم» نسبت داد. گرچه این مجله طی یک دهه اخیر با فراز و نشیبهای بسیاری روبهرو شد و در نهایت پس از سالها پیوستگی به گسست دچار شد و از «مجله فیلم» سابق به مجله «فیلم امروز» تبدیل شد، اما نمیتوان منکر تأثیرگذاری این مجله هم در سینمای ایران بهطور کلی و هم در رشد و پویایی نقد فیلم در ایران شد. اگر کار رسانهای را یک هنر هم بدانیم (که هست) قطعاً ماندگاری و دوام در این حرفه، به هنرمندی ظریف و صبورانهای محتاج است.چه بسیار هنرمندانی که یک شبه وارد این عرصه شدند و حتی به شهرت هم رسیدند، اما نتوانستند درآن حرفه دوام بیاورند و خیلی زود فراموش شدند.امروزه رسانههای متعددی از مکتوب و تصویری گرفته تا شنیداری و مجازی، از خاک فرهنگ سر بر میآورند و حتی برخی از آنها با دمیدن در بوق تبلیغات، دلربایی میکنند اما به شکوفایی نمیرسند و از میدان رقابت حذف میشوند. درست به همین دلیل است که در علوم ارتباطات،رشته جدیدی به نام مدیریت رسانه متولد شد تا بتواند با ترکیب هنر و دانش، نه فقط اداره که ماندگاری یک رسانه را تضمین کند. بهعبارت دیگر هر رسانه و مؤسسه رسانهای برای بقاء و دوام خویش علاوهبر نیروهای متخصص و کارآمد به مکانیسم و سازوکارهای نیازمند است تا بتواند روی پای خود ایستاده و آتیه خویش را بیمه کند.اگر بخواهیم به شکل مصداقی و با استناد به نمونۀ واقعی بحث کنیم میتوانیم مجله یا به عبارت درستتر ماهنامه سینمایی فیلم را مثال بزنیم که اکنون بیش از سی سال از عمر آن میگذرد و به روایتی یکی از قدیمیترین نشریات سینمایی در سطح جهان شناخته میشود که توانسته است با همه موانع و معضلاتی که در عرصۀ رسانهای و امور مطبوعاتی وجود دارد نهتنها به حیات خویش ادامه دهد بلکه همچنان نیز اعتبار و محبوبیت خود را حفظ کند و بهواسطۀ بازتولید خود به حیات حرفهایاش ادامه دهد.
بسیاری از علاقهمندان سینما از اصناف سینمایی گرفته تا مخاطبان عادی نسبت به «مجله فیلم» دارای یک حس نوستالوژی هستند و بسیاری از شمارههای آن را به شکل شخصی آرشیو کردهاند. نگارنده از زبان بسیاری از افراد سینمایی و غیرسینمایی شنیده است که در کتابخانۀ شخصی خود «مجله فیلم» را آرشیو کردهاند و حتی برخی از آنها بهصورت حرفهای از شماره اول این نشریه تا آخرین شماره را دستهبندی نمودهاند. رمز موفقیت یک رسانه این است که به بخشی از خاطرات زندگی مخاطبانش تبدیل شود و این اتفاقی است که بیش از هر نشریه و ماهنامه دیگری در مورد «مجله فیلم» رخ داده است. بدیهی است چنین جایگاهی در فعالیت رسانهای به آسانی حاصل نشده و محصول یک همکاری و مدیریت رسانهای و هنری است که در کنار تخصصگرایی و بهرهگیری از بهترینهای نقدنویسی، با بهبود کیفی محتوی و مضمون نشریه از طرف دیگر به این موقعیت حرفهای دست یافته است. هوشنگ گلمکانی، عباس یاری و مسعود مهرابی از محدود نامهایی هستند که سهدهه در کنار دیگر در شناسنامه یک نشریه تخصصی تثبیت شدهاند این در حالی است که همه ما از آخر و عاقبت کار جمعی و تیمی در ایران خبرداریم! گلمکانی یکبار در یک مصاحبه رمز ماندگاری «مجله فیلم» را پرهیز و دوری آن از حاشیههای زرد دانست. آفتی که بسیاری از رسانهها، بهویژه مطبوعات ما، را در دام خویش گرفتار کرده و تا پای نابودی میکشاند. مجله فیلم سعی کرده تا به رسالت اصلی خود در روزنامهنگاری، اخلاق حرفهای و رسانهای وفادار بماند و سینما را در بستر جریان سالم مورد نقد و بررسی قرار دهد. البته برخی این رویکرد مجله را ناشی از محافظهکاری آن دانسته و صاحبان آن را به فقدان جسارت و شجاعت متهم میکنند. اما بهدور از هیاهوهای سیاسی و شیطنتهای رسانهای، مجله فیلم به کار حرفهای خود ادامه داد و از سینما به سیاست پل نزد. اعتبار و اعتماد مجله فیلم سابق و «فیلم امروز» کنونی را بهعنوان یک رسانه موفق باید در دو عامل مهم خلاصه کرد، یکی عملکرد حرفهای و تخصصی و دوم صداقت و شفافیت در ارتباط با مخاطبان و خوانندگان نشریه. شاید هیچ عاملی بیش از اعتمادسازی به اعتبار و تداوم کاری یک رسانه کمک نکند، حتی اگر آن رسانه از لحاظ فنی و تکنیکی لنگ بزند یا به زرقوبرقهای فنآوریهای مدرن، مجهز نباشد. راز بقای «مجله فیلم» را باید در همین نکته کشف و بازشناسی کرد.
شاید هیچ حرفهای به اندازه امور رسانهای به توانایی و مهارت نیروی انسانی خود متکی نباشد. در واقع این خبرنگاران و نویسندگان حرفهای و کارکشته هستند که با تأمین درونمایه و مضامین نشریات، اخبار و اطلاعات لازم، ماهیت رسانه را شکل میدهند. مجله فیلم نیز با استفاده از بهترین نویسندگان و منتقدان سینمایی و بهرهگیری از نیروهای تخصصی در حوزه نقدنویسی، اعتبار نشریه خود را بالا برد. هرچند بعدها دیگر این نشریه بود که موجب اعتبارنویسندگان و منتقدان میشد و هنوز هم بسیاری از نویسندگان این مجله نه بهخاطر منافع مالی که به دلیل اعتبار اجتماعی و حرفهایش برای مجله مینویسند. اعتبار رسانهایش برای نویسندگانش کافی است و چه بسیار نویسندگانی که حتی حاضرند پول هم پرداخت کنند تا نام و مطلب آنها در این مجله چاپ شود. البته باید به ساختار درونی «مجله فیلم» هم بهعنوان یک نهاد رسانهای التفات داشت.
بدیهی است یکی از مهمترین عوامل ماندگاری و بقای یک رسانه، بعد اقتصادی ماجراست و هرچقدر یک رسانه، پول و امکانات کافی داشته باشد از پشتوانه و فرصت بیشتری هم برای موفقیت برخوردار است، اما باید بهخاطر داشت اعتبار و صداقت یک رسانه است که به تدریج و بهواسطه نفوذ رسانه در مخاطبین و افکار عمومی، قابلیت جذب سرمایه و اسپانسر را فراهم می کند. در حال حاضر صفحات ابتدایی و پایانی مجله فیلم و البته برخی صفحات میانی آن به درج آگهی و تبلیغات اختصاص دارد که پشتوانۀ مالی خوبی برای حفظ و رشد یک رسانه است. یک رسانه موفق در بلندمدت رسانهای است که صاحبان آگهی و تبلیغات را به اعتبار خود وابسته کرده و آنها از برد رسانهای و تأثیر و نفوذ آن رسانه برای تبلیغ کالای خود استفاده میکنند. در چنین شرایطی رسانه میتواند استقلال خود را حفظ کند و مستقل باشد. در واقع استقلال حرفهای هر رسانه با نوع عملکرد آن تعیین میشود و اصحابرسانه میتوانند با کار حرفهای و تخصصی خود چنان اعتبار و جایگاهی برای رسانۀ خویش فراهم آورند تا این صاحبان سرمایه و آگهی باشند که به آنها وابسته شوند. مجله فیلم نمونه موفقی از این حیث است. بهطور کلی رسانهها و مراکز و مؤسسات رسانهای بیش از اینکه ماهیتی اقتصادی داشته باشند هویتی فرهنگی دارند و به همین دلیل هم تابع قانون عرضه و تقاضا و مناسبات اقتصادی بخش صنعت و تجارت نیستند لذا رسانه ها باید شان فرهنگی خود را بهواسطۀ کیفیت و عملکرد سویه فرهنگی خویش تثبیت و تقویت نمایند تا سرمایه اصلی خود یعنی اعتماد مخاطبان به خود را از دست ندهند و بتوانند به یک ابزار مؤثر در هدایت و رشد افکار و فرهنگ عمومی در جامعه خود بدل شوند. جلب اعتماد و داشتن صداقت و درستی، تخصصگرایی و پایبندی به اصول کار حرفهای از یک سو و وفاداری و رعایت اخلاق رسانهای و تأمین نیازهای مخاطب از سوی دیگر عوامل و عناصری هستند که موفقیت و ماندگاری مجله فیلم کمک کرده است و هر رسانهای برای ماندگاری ناگزیر از تکرار چنین تجربهای است. مجله «فیلم امروز» مثل «مجله فیلم» دیروز از آن جایگاه پیشین برخوردار نیست. حتی عباس یاری هم به دلیل برخی اختلافات داخلی از مجله جدا شده است. با این حال همچنان این مجله در میان سینماگران و منتقدان، اعتبار حرفهای خود را حفظ کرده است و این اعتبار به پیشینه تاریخی آن و منزلتی اجتماعی و فرهنگی که در ذهن و حافظه مخاطبانش وجود دارد میآید. شاید مجله فیلم امروز به اندازه قبل خریدار نداشته باشد که بخششی از این دلیل، به حضور رسانههای نوین دیجتالی و بسط شبکههای اجتماعی برمیگردد که بهطور کلی حیات هر نشریه مکتوبی را تهدید میکند اما هنوز و همچنان این مجله بهعنوان یک نشریه تخصصی و معتبر سینمایی در میان سینمادوستان و سینماخوانان اعتبار داشته و خوانده میشود.


